نقش محبت و مهرورزی در فرآیند تعلیم وتربیت

نقش محبت و مهرورزی در فرآیند تعلیم وتربیت

تربیت یعنی برانگیختن استعدادها و قوای گوناگون انسان و پرورش آن که باید با کوشش و مساعی خود متربی نیز توام گردد تا به منتهای کمال نسبی خود نائل شود. اما تعلیم عبارت است از تلقین و انتقال معلومات به اذهان دیگران (شاگردان) می باشد.وظیفه تعلیم در مجهز ساختن ذهن شاگردان با معلومات و معارف مختلف محدود می باشد که غالبا این معلومات برای خود شاگردان ، روشن ومعلوم نیست.

 

دوشرط اساسی ایجاد محبت:

برای پیدایش محبت قلبی دوفرد دو شرط لازم است

1- مربوط به خود فرداست  2- مربوط به طرف مقابل است

آنچه مربوط به طرف مقابل است این است که این شایستگی را داشته باشد که دلهای پاک بتوانند او را دوست داشته باشند ،شرط دیگر مربوط به خود فرد است که باید توانایی درک تجلیات روحی را داشته باشد.پس هر نوع ارتباط قلبی و برقراری محبت واقعی بین انسانها منوط به آزادی آنها از قید خود است که هرچه این آزادی کامل تر باشد این پیوند نیز عمیق تر است ،تا آنجا که ممکن است این ارتباط معنوی تا مرحله اتحاد قلبی نیز پیش رود.

در روایتی از پیامبر (ص) نقل شده که: برترین پیروان من کسی است که بیش از دیگران با مومنین الفت داشته باشد.

 

محبت نیاز روحی انسان:

محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی، در زندگی انسان و تامین سلامت روحی و روانی او نقش بسزایی دارد و به آن حلاوت می بخشد. کسانی که به جهت غرق بودن در خود ، از برقراری پیوند روحی با دیگران محروم و از ارزش و اهمیت آن بی خبرند از چنان حلاوت معنوی و لذت عاطفی در زندگی خود بی نصیبند.

 

ارزش محبت در تعالیم اسلامی

در تعالیم اسلامی به ایجاد الفت بین مومنین و پیدایش پیوند قلبی بر اساس مهر و محبت تاکید فراوان شده و پیامبر اکرم (ص) فرمودند: آگاه باشید که مودت و دوستی مومن، از بزرگترین عوامل ایمان است از این جمله می توان دریافت که محبت و عاطفه از ارکان ایمان است و لازمه رشد و تقویت ایمان ،رشد عاطفی و ایجاد پیوند قلبی با اهل ایمان است.

 

محبت:

حضرت علی (ع) در بیابان مردی یهودی را دید که پریشان است، علت ان را پرسیدند، مرد یهودی گفت ای عرب شترهایم که بار تجاری بر آن بوده مفقود شده است. حضرت علی خطی روی زمین کشیده، فرمودند صبر کن ، طولی نکشید که یهودی مهار شتران را در دست حضرت دید . حضرت مهار را به دست مرد یهودی داد و فرمودند بنده خداجلو شتران را بگیر ، من از عقب شتران می آیم . وارد شهر شدند، حضرت فرمودند: تو از کارت عقب مانده ای ، من اجناست را می فروشم تو به خرید کالاهای تجاری مشغول باش و کار او را راه انداخت و یهودی هم رفت. زمانی بعد مرد یهودی درشهر حضرت را دیدند که مشکلات مردم را حل می کردند،پرسید این مرد کیست که که مرا مورد لطف خود قرار داد، گفتنداو علی ابن ابی طالب است ،یهودی گفت  عجب این آقا رئیس اسلام است و این قدر به من که خارج از دین او بودم محبت فرمود و به این طریق مسلمان شد.

 

در دبستان جهان درس محبت آموز          امتحان است بترس از خطر واخوردن

شهریارا به نصیحت دل یاران دریاب          دست بشکسته مگر نیست و بال گردن

 

محبت اکسیری است که مس وجود را به طلای ناب تبدیل می کند و در یک کلام انسان را شبیه محبوب خویش می سازد.    (المرمع من احب)

محبت امتیاز انسان های پاک اندیش و پاک رفتار است که با پیشروی ، بیش تر و بیش تر می شود.

گاهی جلالیه است (  قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاد     ) و گاهی جمالیه است‌‌ (فا تبعون یحتیکم الله)

محبت بنیان باورهای دینی و اصل و اساس آیین محمدی است و به گونه ای صریح و شفاف ((دین یعنی محبت و محبت یعنی دین)) معرفی شده است ( الدین هوالحب و الحب هوالدین)

بحث ما درباره نقش محبت در تعلیم و تربیت در اسلام است. بحث تعلیم و تربیت بحث ساختن افراد است.یک مکتب که دارای هد فهای مشخصی است و مقررات همه جانبه ای دارد نمی تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد و مکتبی که می خواهد دربین مردم یک طرح خاص اخلاقی یا اقتصادی و یا سیاسی  پیاده   کند  قطعا  اینها را برای انسانها می خواهد. اعم از اینکه خود انسان  هدف باشد یا جامعه انسانی. اگر مکتب اسلام باشد که در آن هم اصالت فرد محفوظ است و هم اصالت اجتماع. قطعا باید برنامه ای برای ساختن افراد داشته باشد هم از ان نظر که هدف بودن خود فرد تامین گردد و هم از آن جهت که باید مقدمه ای و ابزاری برای اجتماع باشد.مساله علم همان آموزش دادن است ، تعلیم عبارت است از یاد دادن ، از نظر تعلیم ، متعلم فقط فراگیرنده است، مغز متعلم به منزله انباری است که یک سلسله معلومات در آن ریخته می شود، ولی در آموزش کافی نیست که هدف این باشد. امروزه همگی این را نقص می شمارند که آموزگار تنها بخواهد یک سلسله معلومات و فرمولها و.... را در مغز متعلم خود بریزد. هدف تعلیم باید بالاتر باشد معلم باید نیروی فکر متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون، در واقع کار معلم آتشگیره دادن است. امام علی (ع) در کتاب نهج البلاغه (حکمت331)  می فرمایند :  العلم علمان :  علم مطبوع و علم مسموع و لاینفع المسموع اذاکم یکن المطبوع.

یعنی علم و یا عقل دو علم است :  یکی علم شنیده شده یعنی فرا گرفته شده و دیگری علم مطبوع یعنی دانشی که ناشی از طبیعت و سرشت آدمی است تربیت بطور کلی با صنعت   یک فرق دارد که از همین فرق انسان می تواند جهت تربیت را شناخت . تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت آن باشد. اگر بخواهد یک شی  شکوفا شود و استعدادهایش بروز کند باید کوشش کند همان استعدادهایی که در او هست بروز کند اما اگر استعدادهایی در او نباشد نمی شود آنرا پرورش دهد. به عنوان مثال ما نمی توانیم یک مرغ را پرورش دهیم که  مثلا ریاضیات  یا  هندسه  یاد  بگیرد  و معلوم می شود که ترس و ارعاب در انسانها عامل تربیت نیست  تربیت  به همان  معنی  پرورش  است  یعنی هیچ انسانی را از راه ترساندن و ارعاب نمی شود استعدادهایش را پرورش داد.

امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: (حکمت184)

( دلها را از ناحیه میل آنها بدست آورید یعنی کوشش کنید میل قلب را پرورش بدهیدو به زور وادارش نکنید )

یکی از عوامل تربیت صحیح و کسب اخلاق صحیح تعقل و تعلم است و مواردی که تاکید فراوان روی آن شده تقوا و تزکیه نفس است که موجب پرورش اراده انسان است و عامل دیگر عبارت است به عنوان یک عامل برای تربیت و کسب اخلاق فاضله- از جمله مسائلی که در تعلیم و تربیت اسلام مطرح است مساله محبت و نقطه مقابل آن خشونت است البته نقطه مقابل محبت معمولا بغض است ولی اثر محبت احسان و نرمی است و نقطه و اثر بغض قهرا خشونت است مساله محبت در تمام ادیان به آن توجه شده در اسلام آمده : احبب للناس ماتحب لنفسک لده لهم ماتکره لنفسک به قولی را برای دیگران همان را دوست بدار که برای خود دوست میداری و همان را دشمن بدار که برای خود دشمن میداری . معنی انسان دوستی انسانیت دوستی است و انسانیت دوستی نیز رعایت مصالح انسانی است نه تنها رعایت میل ها آنها را دوست داشته باشیم نه اینکه رفتاری کنیم که آنها خوششان  آید بلکه طبق مصلحتشان عمل کنیم آن محبتی منطقی می باشد که در جاهای توام با خشونت باشد بعنوان مثل در تربیت صحیح کودک تنها محبت کردن اثر بخش نمی باشد گاهی اوقات خشونت اثر بخش می باشد . در قرآن آمده که ان ا... یحب المقسطین خدا کسانی را که به عدالت و قسط رفتار میکنند دوست می دارد و آیه دیگر از قرآن که به محبت هایی که اثر نیک دارد اشاره دارد ( فضلت 34/41 ) آنکه به تو بدی  می کند توبه نیکوترین وجهی به او نیکی کن )

           ببخش ای پسر که آد میزاده صید         به احسان توان کرد و وحشی به قید   

پس اگر در جایی بخوانیم که محبت و  احسان کنیم خوشایند طرف هم می باشد باید محبت کنیم .

در مشهد امام  دعایی می  خوانیم که دوجمله آن مربوط به محبت ومهرورزی است خدایا من هم می خواهم محب باشم و هم محبوب هم دوست بدارم هم مرا دوست بدارند .

اما که را دوست بدارم ( محبه لصوه اولیائک ) ( دوستدار آن برگزیدگان از اولیای تو باشم )

 

محیط خانه و خانواده :

سوزان ایزکس میگوید :

یکی از عواملی که تفاوت میان کودکان را برقرار می سازد اختلاف حالات خانوادگی آنها است از رفتار کودکان میفهمیم این کودک از خانه ای است  که  در آن کتب و اخبار و تفریح وجود دارد و یا از خانواده دیگری است . و از همین جا خیر و شر و عوامل مساعد و نا مساعد را می یابیم .

کودک نخست درس حب و بغض را در منزل فرا می گیرد وقتی محیط خانه سالم , واز عاطفه و محبت اشباع شده باشد وجدان کودک رشد مطلوب  را آغاز می کند و احساس امنیت و آزادی در عمل می نماید . از مطالعه برخی حالات غصب و روانی استفاده می شود که ریشه های آن , رفتارهای ناهنجار پدر و مادر نسبت به کودک بخصوص در سالهای اول کودکی است کودک، د ین خانواده را می پذیرد و دین در رفتار و افکار و دید او در زندگی موثر خواهد بود .

پیامبر اکم ( ص ) می فرمایند :

هرکودک و نوزادی به دین فطرت ( اسلام ) متولد می شود جزء آنکه پدر ومادر او را به یهودیت و نصرانیت گرایش می دهند و از رده فطرت منحرف می سازند.

جامعه شناسان تعلیم وتربیت معتقدند که خانواده (محبت و مهرورزی در خانه و خانواده) بهترین محیط برای تربیت و تعلیم  کودک است. ارتباط میان کودک و والدین او نیرومندترین ارتباط و قوی تر از هرنوع ارتباط دیگر طفل با هر اجتماع دیگر است. 

 

مدرسه محیط تربیتی هماهنگ کننده ای است .

نقص متربیان و شاگردان از لحاظ اخلاقی به وسیله اصلاح معلمین قابل جبران است. معلمی که حقایق را صرفا املاء می کند و به جنبه های روحی و اخلاقی شاگردان اهتمام نمی ورزد ، شاگردان تربیت می کند که فاقد حس اعتماد به نفس و قدرت اراده و همت بوده  قهرا" دارای ادراکی پریشان خواهند بود.

شاید عامل کناره جویی و فرار از علم و گوشه نشینی و ترس از اقدام به عمل و...  ناشی از ان باشد که شاگردان دارای مربیان شایسته و لایقی نبوده اند و این حالات زیان بخش ترین عاداتی است که ترقی ملتها را تعویق می اندازد. معلم باید در شاگردان عادت اعتماد به نفس ایجاد نموده و علاقه به فضائل و مسائل انسانی را در آنها بیدار سازد.

معلمی که حق شاگردان را ادا  نمی کند ،  و مقام  آنها یا مقام علمی که آنها فرا می گیرند در نظرشان تنزل می دهد-دانسته یا ندانسته

/ 2 نظر / 144 بازدید
حسین ستار

معلمی سخت ترین کاری است که انتخاب می شود و سخت تر ازآن اینست که دیگران کارت را آسن بژندارند

.....................................................

زیبابود...............[لبخند]