لباس از نگاه قرآن و عترت

لباس از نگاه قرآن و عترت                                ● نویسنده: ابراهیم - کاملی      

 ● منبع: روزنامه - کیهان

 پوشش یکی از شئون انسانی است و این شأن انسان به خصوصیات متفاوت فردی، اجتماعی وی مربوط می شود و می توان گفت که لباس پرچم وجود آدمی است که از اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم وی سخن می گوید. پیدایش لباس منشأهای گوناگونی دارد، منشأ روانی، امنیتی، اجتماعی، اخلاقی و دینی و به خاطر این منشأها و کاربردهای گوناگون آن به عنوان نعمت از آن یاد می شود که خداوند مثل بقیه نعمت ها به انسان ارزانی داشته و آن را وسیله ای برای پوشش و زیبایی و حفاظت از سرما و گرما و از همه مهم تر، انجام عبادات خداوند قرارداده است. قرآن، مبحث پوشش را در لابلای آیاتی که پیرامون آفرینش انسان اولیه «حضرت آدم» آورده است و آن را به عنوان نعمت الهی از طرف خدا معرفی می کند «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً...» و به خاطر همین اهمیت لباس است که شیطان با وسوسه هایش می خواهد آن را از تن ارزشمند انسان بکند و جدا کند و اگر در این زمینه موفق نشد تلاش می کند تا انسان از مسیر اصلی استفاده صحیح از لباس منحرف شود و راه افراط و تفریط را بپیماید. سفارش و تأکید قرآن و روایات به استفاده صحیح از این وسیله، به ما یادآوری می کند که شکر نعمت لباس به استفاده صحیح و مناسب از آن نعمت است تا زمینه رشد شخصیت فردی و اجتماعی انسان را فراهم کند و تأثیر پوشش صحیح را برآرامش و امنیت بیان نماید. روایات به این نکته اشاره دارند که لباس، نماد و سمبل اعتقاد انسان است و زبان گویای اوست که از سردرون انسان، پرده برمی دارد و حتی نسبت به جنس و رنگ و شکل لباس حساسیت نشان می دهد و رهنمود ارایه می نماید تا ما به اهمیت لباس و پوشش برای انسان پی برده و بدانیم که انسان با پوشیدن لباس، نشانه ها و نمادهای فرهنگی و اعتقادی خود را به نمایش می گذارد. در این مقاله سعی شده است که به مباحث مطرح در خصوص لباس پرداخته شود. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

لباس، نماد انسانیت و تمدن

به دلیل وجود خرد و اندیشه و اختیار در وجود انسان، شیوه رفتار وی با سایر موجودات متفاوت است.یکی از این تفاوتهایی که انسان را بر سایر موجودات برتری می دهد، داشتن لباس و پوشش و تهیه آن برای مقاصد گوناگون است.پوشش یکی از شئون انسانی است و تقریبا به اندازه تاریخ بشر و گستره جغرافیایی آن سابقه و قدمت دارد. این شأن انسان، به خصوصیات متفاوت فردی و اجتماعی وی مربوط می شود و می توان گفت که لباس همزاد انسان از بدو خلقت بوده و این موضوع را می توان از جنبه های گوناگون «روان شناسی، اخلاقی، اجتماعی و دینی» بررسی کرد.لباس و پوشش یک نماد فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و ملی انسان به حساب می آید که بیانگر روحیات فرد پوشنده لباس است و تأثیری که لباس در زندگی انسان ها و تمدن های گذشته داشته و انسان از پوشیدن لباس می پذیرد بیانگر اهمیت لباس بین اقوام و ملل، در گذشته می باشد و به نوعی پوشش هر قوم و ملت، نشان دهنده فرهنگ آن قوم است و به بیان دیگر «لباس پرچم کشور وجود انسان است» ]غلامعلی حداد عادل- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی[

پیدایش لباس منشأهای گوناگون دارد که به چند مورد اشاره می کنیم:

1- منشأ امنیتی: انسان برای مصونیت از آزار احتمالی همنوعان خود، پوششی را انتخاب می کند تا محافظ او از اذیت و آزار باشد و امنیت جسمی و روانی او را تأمین کند «و الله جعل لکم مما خلق ضلالا و جعل لکم من الجبال اکنانا و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم بأسکم کذالک یتم نعمته لعلکم تسلمون» ]قرآن کریم سوره نحل آیه81[

خداوند آنچه را که آفریده است برای شما سایه ای را قرار داده و از کوه ها پناهگاهی برای شما ساخته و برایتان لباسی را آفریده که شما را از گرما و جنگ حفظ می کند و این چنین نعمتش را بر شما تمام می کند شاید که تسلیم شوید.

خداوند در این آیه ساخت و آفرینش لباس را برای حفاظت انسان از عوارض گوناگون «گرما و جنگ و...» قرار داده است.

2- منشأ اجتماعی: انسان یک موجود اجتماعی است و در جامعه با همنوعان خود زندگی می کند، و آن جامعه برای اداره اش قوانینی دارد و پوشش جزئی از قوانین اجتماعی است و انسان برای خود نوعی پوشش انتخاب می کند تا خود را همانند دیگران سازد و برای خود تشخص و منزلتی به دست آورد.

3- منشأ روانی: انسان دارای حس برتری طلبی است و این حس او را به استفاده از لباس؛ راهنمایی می کند تا با پوشیدن آن، حس خود را ارضاء نموده و برتری خود را نسبت به دیگران ابراز کند و با پوشیدن لباس، بعضی از کاستی های خود را بپوشاند. برای اینکه انسان تمایل ندارد دیگران از عیوب جسمی او با خبر شوند. قرآن کریم برای لباس دو نکته را این چنین یادآوری می کند «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سوآتکم و ریشاً...» ]سوره اعراف آیه27[. ای انسان ما لباسی را به شما ارزانی داشتیم تا عیوبتان را بپوشانید و زینت شما باشد این آیه دو هدف را برای لباس بیان کرده «عیب پوشی، خودآرایی» و هر دو به منشأ روانی پیدایش لباس مربوط می شود، چون آشکار شدن عیوب، عامل از بین رفتن شخصیت انسان و آراستگی عامل بازیابی شخصیت او می باشد.

«سؤآت» به معنای «هر آنچه ذکر و ظهورش در ملا عام برای دیگران مایه شرمساری است» و «ریشاً» به معنای «پر پرندگان است و چون پر برای پرندگان موجب زیبایی آنهاست، در این آیه «ریشاً» به طور عام به عنوان وسیله ای آرایش و یا هر آنچه که موجب آراستگی انسان شود به کار رفته است» ]مفردات راغب اصفهانی و لسان العرب ابن منظوراندلسی- ذیل لغت سؤآت و ریش[

لباس با توجه به آیات ذکر شده سه کار مهم برای انسان انجام می دهد:

الف: انسان را از عوارض بد طبیعی و غیرطبیعی حفظ می کند.

ب: نگهبان جسم و جان انسان است.

ج: مایه آراستگی و زینت و موجب حفظ حیثیت وی می شود. ]تفسیر المیزان ج12 ص315[. انسان با انتخاب لباس، علاوه بر اینکه اهداف سه گانه فوق را تحقق می بخشد، لباس را اولین مسکن خود قرار می دهد و در آن زندگی می کند.

4- منشأ اخلاقی، دینی: لباس پوشیدن نوعی قانون و دستور دینی است که انسان بر اساس دستورات دینی خود به پوشیدن لباس متناسب اقدام می کند با توجه به منشأهای پیدایش لباس و تأثیر آن بر فرهنگ می توان گفت که لباس یک عامل فرهنگی است و «فرهنگ، نگرش و بینش کلی یک جامعه نسبت به جهان است» ]برگرفته از کتاب جامعه شناسی دکتر قرایی مقدم[ در برگیرنده ی تمام ارزش ها و روش های زندگی فرد و اجتماع است و پوشش آئینه ای از نگرش ها و بینش ها و ملت است و تجلی گاه روحیات حاکم بر آن قوم می باشد، «در قرون وسطی لباس های مردم اروپای باختری به قدری فراوان و جالب بود که هرگز نظیرش، قبل و بعد از این دوره دیده نشد» ]تاریخ تمدن ویل دورانت ج4 ص 1129[ و هر چند ممکن است نوع تن پوش ظاهرا مسئله ای جزئی باشد، لیکن برای کسانی که آن را می پوشند و هم تصوری که از خود دارند و از تجسم آنچه ]که[ مایلند دیگران از آنان داشته باشند، نشانه فوق العاده ای محسوب می شود ]گاندی زندانی امید، مقدمه کتاب[ دو عبارت نقل شده از منابع خارجی بیانگر تاثیر لباس در فرهنگ و آئین زندگی انسان است و اهمیت بهره مندی از لباس را می رساند «لباس نموداری بود از درجه اجتماعی یا ثروت شخص» ]تاریخ تمدن ویل دورانت ج 4ص1122[ و به خاطر همین تاثیر عمیق پوشش، در کشورهای گوناگون قوانین خاصی برای آن وضع می کردند. «در بین سالهای 1294تا 1306 میلادی در فرانسه نظاماتی وضع شد که به موجب آن هر کسی مکلف بود مبلغی صرف خرید لباس کند که با درآمد و ثروت طبقه اش متناسب باشد». ]تاریخ تمدن ویل دورانت ج 4 ص 1122[

یکی از دلایل اهمیت لباس این نکته است که هنوز هم از آن به عنوان «هدیه و خلعت» استفاده می شود و معمولا هر چیزی که از جهت مادی و معنوی ارزشمند باشد، هدیه داده می شود «ملازمان یک خاوند بزرگ در مواقع و مجالس رسمی، جامه هایی به بر می کردند که به رسم هدیه و خلعت از وی گرفته بودند، این قبیل لباسها را «خلعت » می نامیدند.» ]تاریخ تمدن ویل دورانت ج 4ص 1122[

قرآن مبحث پوشش را در لابلای آیاتی که پیرامون آفرینش انسان اولیه «حضرت آدم» آورده است.

با بررسی آیات مربوطه می توانیم نکاتی را به عنوان الگوی پوشش اسلامی از آن نام ببریم «یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه و لاتقربا با هذه الشجره فتکونا من الظالمین. فوسوس لهما الشیطان لیبدی ما ووری عنهما من سواتهما و قال ما نها کما ربکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخالدین و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین» ]سوره اعراف آیه 19-21)

«سیاق آیات فوق این معنا را به دست می دهد که حضرت آدم برای این خلق شده بود که در بهشت امتحان خود را بدهد تا بعد از آن به زمین هبوط کند» ]تفسیر المیزان ج1 ص 127[ و آنچه از مفهوم این آیات بر می آید این است که «آخرین عامل زمینی شدن آدم و همسرش ظهور و بروز عیب آن دو که همان کشف عورت و سوآت بوده و می دانیم که این عضو از انسان سر منشا تمام تمایلات حیوانی اوست» ]تفسیر المیزان ج 1 ص 127[

وسوسه شیطان

شیطان با سه مرحله فعالیت «وسوسه، ادعای راهنما بودن، قسم خوردن» مقدمه «ابداء سوآت» آدم و حوا را فراهم کرد و «عهد و میثاق ربوبیت خدا و عبودیت خود را فراموش کرد و به طرف شجره منهیه رفت و زمینی شد» ]تفسیر المیزان ج 1 ص 127[ و آن دو «حضرت آدم و حوا» لباس کرامت را از دست دادند و دچار شقاوت «تعب و هبوط» به زندگی دنیوی شدند و دوباره دست استغاثه و توبه و انابه بالا بردند «قالا ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا، لنکونن من الخاسرین» ]سوره اعراف آیه 23) و بعد از توبه آدم و حوا، خداوند به آن دو منت نهاد و با حرکت آرام و آهسته از موضوع آفرینش حضرت آدم به مبحث لباس روی آورد و فرمود «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سؤآتکم و ریشا و لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون» ]سوره اعراف آیه 23[

ای انسان لباسی را به شما ارزانی داشتیم تا عیوبتان را بپوشانید و خود را بیارایید در حالی که لباس تقوا برتر و بهتر است و این ارزانی لباس از نشانه های خداست شاید که یادآور نعمتهای خدا شوید.

واژه «انزال» معانی گوناگونی دارد. در این آیه و بعضی آیات دیگر به معنای «اعطاء و بخشش خدا است و یا آموزش دادن راه استفاده از این نعمت» ]مفردات راغب ذیل لغت انزال و انزل[ مثل «و انزل لکم من الانعام تمانیه ازواج» ]سوره زمر آیه 6[ و «انزلنا الحدید فیه باس شدید» ]سوره حدید آیه 25) و همچنین واژه (جعل) در برخی آیات به همین معنا به کار رفته است «وجعل لکم سرابیل تقیکم الحر...» ]سوره نحل آیه 81[

قرآن لباس را به عنوان یک نعمت الهی معرفی کرده و برای آن ویژگی هایی را بیان داشته است.

1-لباس، پوشاننده عیوب و سوآت است «یواری سؤآتکم و لیواری به سؤآتکم»

2- لباس مایه ی زیبایی و زینت بدن است «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباس و ریشا»

3- لباس موجب حفظ بدن در برابر سرما و گرما و سختی ها و عوارض طبیعی است «وجعل لکم سرابیل تقیکم الحر...»

اهمیت لباس در اسلام

لباس از ضروریات زندگی است و اسلام به این امر مهم اهمیت زیادی داده چرا که با یک بررسی کوتاه در میزان پوشش مردم جهان می توان دریافت که هر کجا اسلام نفوذ داشته، نحوه پوشش مسلمان ها، تاثیر فراوانی بر چگونه لباس پوشیدن پیروان ادیان الهی و مذاهب و فرهنگها داشته است. «کسانی که امر پوشش را یک موضوع پیش پا افتاده تلقی کرده اند و آن را یک موضوع تربیتی از طرف پروردگار نمی دانند سخت در اشتباهند... اسلام به هر قومی رسیده به مانند آیه «لباس» به آنان یاد داد که ستر عورت و پوشش واجب است و آنها را به سوی تمدن سوق داد و ساده انگاشتن امر لباس از طرف دشمنان اسلام رواج داده می شود.» ]تفسیر المیزان ج 8 ص 68 به نقل از تفسیر المنار ج1 ص 81 ذیل آیه 26 سوره اعراف[ قرآن و روایات انواع گوناگونی از لباس را به ما معرفی می کنند تا از آنها بهره مند شویم.

1-لباس ظاهری، پوشاننده جسم انسان است و آن را می آراید «و هو الذی سحر البحر لتاکلوا منه لحما طریا و تستخرجوا منه حلیه تلبسونها...» ]سوره نحل آیه 14[. خداوند همان کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و از آن زیورهایی را استخراج کنید که آن زیورها را بپوشید.

خداوند یکی از منابع تهیه لباس را، دریا و زیورهای دریایی معرفی می کند و آن را به عنوان نعمت خود معرفی می کند «و الله... و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم باسکم...» و در پایان همین آیه خداوند می فرماید «کذلک یتم نعمته علیکم لعلکم تسلمون» ]سوره نحل آیه 81[

خداوند لباس را نعمت اهدایی از طرف خود می داند و شکر این نعمت را اطاعت و تسلیم شدن به فرمان خدا محسوب می دارد. بنابراین نحوه استفاده از این نعمت «استفاده صحیح و استفاده ناصحیح» دو حالت برای استفاده از این نعمت به وجود می آید.

2- استفاده صحیح

خداوند لباسی را به عنوان نعمت معرفی می کند که پله ترقی و تعالی انسان برای رسیدن و بدست آوردن لباس تقوا باشد و فرهنگ اسلامی ما بهره مندی از زینت و جمال را وسیله ای برای آشکار کردن نعمت و سپاسگزاری از منعم می داند. امام علی (ع) در این باره می فرماید: «ان الله جمیل یحب الجمال و یحب ان یری اثر النعمه علی عبده» ]فروع کافی ج 6 ص 438 و وسایل الشیعه ج 5[

شکر به معنای «اظهار نعمت و توجه به منعم است» ]مفردات راغب ذیل لغت شکر [

/ 0 نظر / 78 بازدید