با سلام خدمت دوستان.

چند وقت پیش دنبال مطالبی راجع به زندگی مشترک امام علی و حضرت زهرا میگشتم. یکسری مطالب از سایت های مختلف جمع آوری کردم. ابتدا خواستم به مطالب سروسامانی بدم بعد به عنوان یک پست در وبلاگ قرار بدم اما نظرم عوض شد! گفتم شاید کل مطالب بیشتر به درد دوستان بخوره. عزیزان توجه داشته باشن که همه ی این مطالب داخل سایتها هست اما شاید این پست بتونه در صرفه جویی وقت شما مؤثر باشه. ادامه مطالب رو دنبال کنید.  


 

آیا میان امام علی«علیه السلام» و حضرت زهرا«علیها السلام»در زندگی مشترکشان اختلافی صورت پذیرفته است؟                            

 

جواب:با نگاهی اجمالی به زندگانی سراسر نور دو الگوی بزرگ انسانیّت می یابیم که چنین سخنی در زندگانی آن بزرگواران هرگز راهی نداشته است.

 

امام علی و زهرای مرضیه«علیهماالسلام» به نص قرآن کریم معصومند آنجا که می فرماید:« إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»[1] واز معصوم نیز جز افعال معصومانه صادر نخواهد شد.

 

امام علی«علیه السلام» در سورۀ آل عمران نفس پیامبر«صلی الله علیه وآله» تلقی شده است:« فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ»[2]، همان پیامبری که دارای خلق عظیم است:«وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیم»[3]و در این خلق عظیم نزدیکترین افراد به آن عصارۀ خلقت، امام علی و فاطمه«علیهما اسلام» بوده اند، همچنان که امیرالمؤمنین«علیه السلام» در خطبۀ قاصعه راجع به خویش فرمودند:

 

«و لقد کنت أتبعه اتباع الفصیل أثر أمه یرفع لی فی کل یوم من أخلاقه علما و یأمرنی بالاقتداء به»[4]؛ و من در پی او(پیامبر صلی الله علیه وآله)بودم در سفر و حضر چنانکه شتر بچه در پی مادر. هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ای بر پا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت.

 

وفاطمه«علیهاالسلام»نیز به نص روایات، پارۀ تن پیامبر«صلی الله علیه وآله»معرفی شده؛ به گونه ای که غضب او، غضب پروردگار، و خوشنودی او، خوشنودی و رضایت حق را در بر دارد، همان شخصیّتی که حقیقتش بهشتی، و حوریّه ای در لباس بشر بود، به گونه ای که هرگاه رسول‏ خدا «صلی الله علیه و آله» مشتاق بهشت و نعمتهای بهشتی[5]می شد، او رامی بوسید و می‏فرمود: «هرگاه فاطمه را می‏بوسم، بوی درخت طوبی را از وی استشمام می‏کنم»[6].

 

فاطمه«علیهاالسلام» مظهر جلال و جمال و «جلوه نور» الهی بود که در ادب همتایی جز پیامبراکرم«صلی الله علیه وآله»و علی«علیه السلام»نداشت.

 

در اینجا اخباری را بیان می کنیم که اشاره به گفتار و رفتار و عملکرد آن دو اسوۀ بزرگ بشریت نسبت به یکدیگراست:

 

1- اصبغ بن نباته می‏گوید از امیرالمومنین«علیه‏السلام»شنیدم که می‏فرمود:«والله، لاتکلمن بکلام لا یتکلم به غیری الّا کذاب، ورثت نبی الرحمة، و زوجتی خیر نساء الامة، و انا خیرالوصیین.»[7] به خدا قسم، سخنی را می‏گویم که هیچ کس غیر از من به آن سخن لب نمی‏گشاید، مگر دروغگو. وراثت از پیامبر رحمت از آن من است، و همسر من بهترین زنان امت است، و من نیز بهترین اوصیا هستم.

 

2- در حدیث سوید بن غفله آمده است که: چون علی«علیه‏السلام» چشمش به فاطمه «علیهاالسلام»افتاد، فرمود:«بابی انت و امی.»[8] پدر و مادرم به فدای توباد.

  

3- در حدیثی آمده است که امام علی«علیه‏السلام»فرموند:

 «فوالله، ما اغضبتها و لا اکرهتها علی امر، حتی قبضها الله- عزوجل- و لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا، و لقد کنت انظر الیها، فتنکشف عنی الهموم و الاحزان»[9] به خدا قسم، تا گرفته شدن روح او به وسیله خداوند- عزوجل- هرگز فاطمه را به غضب در نیاوردم، و او را بر کاری مجبور نکردم. و او نیز هرگز مرا به غضب در نیاورد و در هیچ امری از من نافرمانی نکرد. هرگاه به او نظر می‏کردم، غصه ها و ناراحتیهایم برطرف می‏شد.

 4- در ابتدای وصیت فاطمه«علیهاالسلام» در ایام کسالتش به امیرالمومنین «علیه‏السلام»آمده است:

 «یا ابن عم، ما عهدتنی کاذبه و لاخائنة، و لا خالفتک منذ عاشرتنی».ای پسر عمو، هیچگاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از آن زمان که با من زندگی کردی، با تو مخالفت نکرده‏ام.

 حضرت علی«علیه‏السلام» فرمود:

 «معاذ الله، انت اعلم بالله و ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله (من) ان اوبّخک بمخالفتی...»[10]پناه به خدا، تو عالم‏تر به خدا و نیکوکارتر و پرهیزگارتر و گرامی‏تر و خوف تو از خدا بیشتر از آن است که من تو را به نافرمانی از خود سرزنش کنم...

 5- در حدیث تشریف فرمایی پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله»در صبح زفاف به خانه علی علیه‏السلام آمده است: حضرت، از علی«علیه‏السلام»پرسیدند:«کیف وجدت اهلک؟» همسرت را چگونه یافتی؟عرض کرد:«نعم العون علی طاعه الله!»[11]خوب یاوری است بر طاعت و بندگی خدا.

 حضرت از فاطمه«علیهاالسلام» نیز همین سوال را پرسید، فاطمه عرض کرد:

 «خیر بعل»بهترین شوهر است.

  6- ابی‏سعید خدری می‏گوید: علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام که یک روز را با گرسنگی به سر برده بود، (نزد فاطمه علیهاالسلام آمد) و پرسید: ای فاطمه، آیا نزد تو غذایی هست تا رفع گرسنگی کنم؟ عرض کرد: خیر، قسم به آنکه پدرم را به نبوت و تو را به وصایت گرامی داشت، نزد من چیزی نیست، دو روز بود از غذایی که نزد ما بود، تو را بر خود و بر دو پسرم حسن و حسین مقدم می‏داشتم. حضرت فرمود: ای فاطمه: چرا به من نگفتی تا چیزی برای شما فراهم کنم. عرض کرد:

 

«یا اباالحسن، انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لاتقدر علیه.»[12] ای اباالحسن، من از خدای خود شرم دارم که تو را در چیزی که توانش را نداری، به زحمت بیندازم...

 توجه به این نکته لازم است که فاطمه«علیها السلام»شرم می کند از امام چیزی را طلب کند که جزو نیازهای اصلی و بدیهی یک زندگی است چه رسد به مسائل غیر ضروری وپیش پا افتاده که منشاء اختلافات خانوادگی است.

 با توجه به مطالب فوق گمان اینکه میان این دو انسان الهی که برگزیدۀ خداوند متعالند و از هر رذیلۀ اخلاقی بدورند، اختلافی صورت پذیرفته باشد، گمانی باطل و خلاف واقع است.

 [1] .احزاب/33؛«جز این نیست که خداوند (به اراده تکوینى خاص) مى‏خواهد از شما اهل بیت (پیامبر) هر گونه پلیدى (در عقاید و اخلاق و اعمال) را بزداید و شما را به همه ابعاد پاکى پاکیزه گرداند».

 [2] .آل عمران/61«پس هر کس با تو درباره او (عیساى مسیح علیه السّلام) پس از آنکه تو را علم آمده محاجّه و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را (کسانى را که مانند جان ماست) فرا خوانیم، آن گاه به یکدیگر نفرین کنیم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (پیامبر در این قصه حسنین را به عنوان ابناء و فاطمه را به عنوان نساء و على را به عنوان نفس خود به مباهله آورد و کفار تسلیم شدند).

 [3].قلم/4؛«و همانا تو بر ملکه نفسانى بزرگى (که همه اخلاق فاضله انسانى در آن جمع است) استواری».

 [4] .نهج البلاغه،خطبۀ 192«قاصعه».

 [5] .«فکان النبی صلى الله علیه وآله وسلم إذا اشتاق إلى الجنة قبّل فاطمة»؛الروض الفائق، علامه شیخ شعیب ابومدین بن سعد مصری ،ص214، چاپ قاهره.

 [6] .«کان رسول الله صلى الله علیه وآله یکثر تقبیل فاطمة(علیهاوعلى أبیه او بعلها و أولادها ألف ألف التحیة والسلام)فأنکرت ذلک عائشة فقال رسول الله صلى الله علیه وآله: یا عائشة إنی لما اسری بی إلى السماء دخلت الجنة فأدنانی جبرئیل من شجرة طوبى وناولنی من ثمارها فأکلته فحول الله ذلک ماء فی ظهری، فلما هبطت إلى الارض واقعت خدیجة فحملت بفاطمة فما قبلتها قط إلا وجدت رائحة شجرة طوبى منها»؛ تفسیر القمی،ج1ص365؛ بحار الانوار،ج43ص6.

 [7] . بحارالانوار، مجلسی، ج 43، ص 143؛کشف الغمة، ابی الفتح الاربلی، ج2ص102.

 [8] .بحارالانوار، ج 43، ص 153، از روایت 10.

 [9] . بحارالانوار، ج 43، ص 134؛ کشف الغمة، الاربلی،ج1ص373؛ مناقب موفق الخوارزمی،ص345.

 [10] . بحارالانوار، ج 43، ص 191، از روایت 20.

 [11].بحارالانوار، ج 43، ص 117.

 [12].بحارالانوار، ج 43، ص 59، روایت 51.

http://www.mazaheb.com


 

زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام               

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خدا و بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا.

 آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می‏شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

فاطمه علیهاسلام چگونه می‏توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که « به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می‏شوم.»

و علی علیه السلام نیز چگونه می‏توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود:« ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است.»

لذا امیرالمومنین می‏فرمود:« به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می‏نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می‏شد.»

 ولی متاسفانه بعضی از دین‏فروشان و کینه‏توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده‏اند و از پیش خود مطالبی بافته‏اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته‏اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می‏کرده است.

زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه‏دار می‏کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود:« او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند» و درباره فاطمه‏اش می‏فرماید: « او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است.»

اگر محبوب خدا و رسول با پاره‌ی تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام!

رسول خدا می‌فرمود:« فاطمه فرشته‏ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می‏شوم، فاطمه‏ام را می‌بویم و از او بوی بهشت را استشمام می‏کنم.»

 

منابع:

بحار الانوار، ج 43، صفحات 134 و 106.

فاطمة الزهراء رحمانی/11/11.

http://daneshnameh.roshd.ir/


 

رضایت فاطمه از همسری با امام علی علیه السلام               

در ایام خواستگاری مردان قریش از فاطمه علیهاسلام، روزی رسول خدا به طور سری، به دخترش فرمود:« ای فاطمه، خداوند درباره ی من و علی علیه السلام هفت خصلت قرار داده است:

 علی اولین کسی است که با من به صحرای محشر می‏آید؛

علی اولین کسی است که با من بر صراط می‏ایستد و به آتش می‏گوید این را بگیر و آن را رها کن (بهشتیان و دوزخیان را از هم جدا می‏کند)؛

علی اولین کسی است که بعد از من لباس بهشتی می‏پوشد؛

علی اولین کسی است که با من در سمت راست عرش می‏ایستد؛

علی اولین کسی است که با من درِ بهشت را می‏کوبد؛

علی اولین کسی که با من در عرش اعلی مسکن می‏گزیند؛

علی اولین کسی است که با من شراب بهشتی می‏نوشد.

 فاطمه جان، اگر علی در دنیا مال چندانی ندارد، در آخرت به چنین مقاماتی می‌رسد.»

فاطمه علیهاسلام عرض کرد:« یا رسول الله، من برای همسری، هیچ کس را جز علی علیه السلام نمی‏پذیرم.»

 

منابع:

بحارالانوار، ج 43، ص 100.

http://daneshnameh.roshd.ir


 

کفویت و همسری با فاطمه علیها سلام      

 زن و شوهر باید کفو و هم‏ردیف یکدیگر باشند. اسلام ملاک و معیار این هم‌ردیفی را ایمان و تقوی و علم و تقرب به خداوند می‏داند. لذا بارها اتفاق می‏افتاد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به یکی از اصحاب ثروتمندش دستور می‏فرمود که دخترش را به جوان مومن تهیدستی بدهد.

 امیرالمؤمنین علی علیه السلام گرچه از ثروتمندان نبود ولی رسول خدا قابلیت همسری با دختر خود را در او می دید. لذا بدون ترس و وحشت و با وجود خواستگاران ثروتمند و قدرتمند، فاطمه را به عقد علی درآورد و فرمود:« به خدا قسم، فاطمه را به عقد مردی شریف و وجیه در دنیا و آخرت و مقرب در درگاه خدای تعالی درآوردم.»

 رسول خدا می‌فرمود:« ای علی، بعضی از مردان قریش سرزنشم می‏کنند که چرا دخترم فاطمه را به تو دادم و به آنها ندادم. من به آنها می‌گویم به خدا قسم، خداوند بود که با ازدواج فاطمه با شما مخالفت کرد و او را به همسری علی در آورد. روزی جبرئیل بر من نازل شد و گفت:« ای محمد، خدای تعالی می گوید اگر من علی را خلق نکرده بودم، از زمان حضرت آدم تا آخرالزمان، برای دخترت، فاطمه، همسری روی زمین یافت نمی‏شد.»

 

منابع:

بحارالانوار، ج 43، ص 105 و 92.

بحارالانوار، ج 40، ص 77 ------- فردوس الاخبار

http://daneshnameh.roshd.ir


 

دیدار پیامبر پس از عروسی      

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صبح شب عروسی علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام به خانه‌ی آنان رفت. قدحی شیر به دست فاطمه داد و فرمود:« از این شیر بنوش. پدرت فدای تو باد.»

بعد به علی علیه السلام فرمود:« تو هم از این شیر بنوش. پسر عمویت فدایت باد.»

سپس پرسید:« علی جان، همسرت را چگونه دیدی؟ »

امیرالمؤمنین عرضه داشت:« برای طاعت خداوند، یاور بزرگی است. »

آن‌گاه پیامبر از فاطمه علیهاسلام پرسید:« تو شوهرت را چگونه یافتی؟ »

فاطمه علیهاسلام عرض کرد:« بهترین شوهر. »

رسول خدا عرضه داشت:« بار پروردگارا، دل‌های آنان را الفت بخش و آنها و اولادشان را از وارثان بهشت قرار بده، به آنها ذریه پاک و مطهری روزی فرما و به آنها برکت عنایت کن.»

 

منابع:

بحارالانوار، ج 43، ص 117.

http://daneshnameh.roshd.ir


 

ازدواج با حضرت زهرا سلام الله علیها    

 

 عظمت وجودی حضرت علی علیه السلام اقتضا می کرد که خواستار همسری باشد که از نظر ایمان، تقوی، دانش، بینش، نجابت و اصالت، هم‌شان و هم‌پایه‌ی خودش باشد و جز فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، کسی این خصوصیت و شایستگی را نداشت.

پیامبر پیشنهاد ازدواج علی علیه السلام را به دخترش این گونه منتقل کرد:« علی فرزند ابوطالب از کسانی است که فضیلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است. من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترین مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاری تو آمده است. در این باره چه می گویی؟»

فاطمه سکوت کرد ولی چهره‌اش را از پیامبر بر نگرداند و کوچک‌ترین ناراحتی در سیمایش ظاهر نشد. پیامبر با دیدن این صحنه از جای خود بر خاست و فرمود:« الله اکبر. سکوت دخترم نشانه رضای اوست.»

مهریه فاطمه‌ی زهرا پانصد درهم بود.( هر درهم معادل یک مثقال نقره است.)

صورت جهیزیه زهرا علیهاسلام این‌گونه بود:

1. پیراهنی به بهای هفت درهم.

2. روسری به بهای یک درهم.

3. قطیفه مشکی.

4. یک تخت عربی از چوب و لیف خرما .

5. دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی و دیگری از لیف خرما بود .

6. چهار بالش، دو بالش از پشم و دو بالش از لیف خرما .

7. پرده.

8. حصیر.

9. آسیاب دستی.

10. طشت بزرگ.

11. مشک‌ای از جنس پوست.

12. کاسه چوبی برای شیر.

13. ظرفی از پوست برای آب.

14. آفتابه.

15. ظرف بزرگ مسی .

16. چند کوزه سفالی.

17. بازوبندی از نقره .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در حالی که بر اثاث خانه دخترش دست می‌کشید، فرمود:« خداوند زندگی را بر خانواده ای که بیشتر ظروف آن ها سفالین است مبارک قرار بده.»

منابع: بحارالانوار ،‌ج43، ص 94

http://daneshnameh.roshd.ir


 

ازدواج فاطمه علیهاسلام به امر خداوند    

جبرئیل بر پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرود آمد و گفت:« ای محمد، خداوند متعال به تو فرمان می دهد که فاطمه را به ازدواج برادرت، علی، دربیاوری.»

رسول خدا علی را فرا خواند و به او فرمود:« ای علی،من دخترم را که بزرگ زنان جهان و محبوبترین آنها نزد من است، به ازدواج تو درمی آورم.»

منابع:

بحارالانوار، ج 36، ص 26، حدیث 23 ------ غیبت نعمانی

http://daneshnameh.roshd.ir


 

زندگانی مشترک علی علیه السلام و فاطمه علیهاسلام            

 از آنجا که حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام به موجب آیه تطهیر معصوم از گناه بود باید شوهر او نیز معصوم از گناه باشد و پیامبر خدا از طرف خداوند مأمور بود که در پاسخ خواستگاران بگوید ازدواج باید به فرمان آسمانی صورت بگیرد.

 اصحاب پیامبر فهمیدند که شوهر فاطمه شخصیتی است که از نظر صدق و صفا و ایمان و اخلاص فضائل معنوی و سجایای اخلاقی باید پشت سر پیامبر باشد و این اوصاف تنها در علی علیه السلام وجود داشت علی علیه السلام با تشویق اصحاب به خواستگاری فاطمه رفت.

 پیامبر با تقاضای علی علیه السلام موافقت کرد و پیشنهاد علی را با دخترش فاطمه در میان گذاشت ولی سکوت سراپای زهرا را فرا گرفت پیامبر بر خاست و فرمود (الله اکبر سکوتها اقرارها )، (سکوت زهرا رضایت و اقرار اوست به ازدواج با علی)

 علی مامور شد زره خود را بفروشد و پس از فروش پیامبر مشتی از پولها را به بلال داد که برای زهرا عطر بخرد و باقی را به ابوبکر و عمار داد تا از بازار مدینه برای داماد و عروس لوازم زندگی تهیه کنند و بدین ترتیب علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیه السلام با برپائی مراسم ساده و زندگانی بدون تکلفی به ازدواج یکدیگر درآمدند.

 

منابع:

بحارالانوار، ج43، ص93

فروغ ابدیت، ج1، ص341

 

زندگی نمونه امام علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام               

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام دو همسر نمونه و الگو بودند که مانند آنها در زیر این آسمان نیلگون نیامده و نخواهد آمد، زیرا امیرالمؤمنین، صدیق اکبر و وصی خاتم و امام موحدین و بزرگ دین و رهبر مومنین و معصوم از هر گونه خطا و لغزش و اشتباه بود و فاطمه اطهر هم صدیقه کبری و دختر رسول خدا و بانوی زنان عالم بود و طاهر و مطهر از هرگونه پلیدی و معصوم از هر گناه و خطا.

 آن دو از یک نور بودند و از یک آبشخوار، که دریای رحمت و لطف رسول خدا است، سیراب می‏شدند. لذا زندگانی کوتاه آنها سراسر عشق و محبت و صفا و وفا و کرامت و عزت و گذشت و دلدادگی بود و هرگز کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

فاطمه علیهاسلام چگونه می‏توانست علی مرتضی را از خود برنجاند، در حالی که به پدر گرامیش از جانب خدای تعالی وحی شده بود که « به فاطمه بگو هرگز از فرمان علی علیه السلام سرپیچی نکند، زیرا من از غضب او غضبناک می‏شوم.»

و علی علیه السلام نیز چگونه می‏توانست دل فاطمه اطهر را بیازارد، درحالی که رسول خدا به او فرموده بود:« ای علی، با همسرت با لطف و مدارا رفتار کن، فاطمه پاره تن من است.»

لذا امیرالمومنین می‏فرمود:« به خدا قسم، من هیچگاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه هم هیچگاه مرا خشمگین نکرد... هرگاه به او می‏نگریستم، هر غم و اندوهی که داشتم، برطرف می‏شد.»

 

ولی متاسفانه بعضی از دین‏فروشان و کینه‏توزان، در این زمینه دست به جعل و ساختن روایاتی زده‏اند و از پیش خود مطالبی بافته‏اند تا ثابت کنند آن دو نیز مثل سایر زن و شوهرها با یکدیگر اختلاف داشته‏اند و اختلافات آنها را رسول خدا بررسی و حل می‏کرده است.

زهی کوردلی و نفهمی که با این روایات ساختگی، ندانسته یا دانسته، ساحت قدس رسول خدا را لکه‏دار می‏کنند؛ چرا که رسول خدا درباره امیرالمومنین فرموده بود:« او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند» و درباره فاطمه‏اش می‏فرماید: « او پاره تن من است، قلب من و روح بین دو پهلوی من است.»

اگر محبوب خدا و رسول با پاره‌ی تن رسول خدا به کشمکش و نزاع برخیزند، پس وای بر اسلام!

رسول خدا می‌فرمود:« فاطمه فرشته‏ای به صورت انسان است. هرگاه من مشتاق بوی بهشت می‏شوم، فاطمه‏ام را می‌بویم و از او بوی بهشت را استشمام می‏کنم.»

 

منابع:

بحار الانوار، ج 43، صفحات 134 و 106.

فاطمة الزهراء رحمانی/11/11.

http://daneshnameh.roshd.ir


 

سن ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا و مدت زندگی مشترک آنها

 

در زمان ازدواج حضرت علی (ع)و حضرت فاطمه زهرا(ص)هرکدام چند سال داشتند ؟

 زندگی مشترک آنها چند سال به طول انجامید؟

پاسخ:

 

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز

 مسعودى در مروج الذهب تاریخ ازدواج على با فاطمه (س)را سال دوم هجرت دانسته (1) مشهورترین نظر در این باره ، اوّل ذى الحجة سال دوم هجرت است .(2)

 بنا برقول مشهور فاطمه (س)در سال پنجم بعثت به دنیا آمد . شش ساله بود که مادرش (خدیجه ) از دنیا رفت . در سال دوم هجرت با على (ع)ازدواج کرد. بنابراین سن حضرت زهرا هنگام ازدواج با على (ع)حدود ده سال بوده است .

 برخی تاریخ تولد حضرت زهرا را چند سال جلوتر و تا سال پنجم پیش از بعثت نیز گفته اند. با این حساب سن ازدواج حضرت فاطمه افزایش پیدا می کند.

 .على (ع)در سیزده رجب سال 30عام الفیل متولد شد. ده ساله بود که پیامبر در چهل سالگى به پیامبرى مبعوث شد . سیزده سال همراه پیامبر در مکه و شعب ابى طالب به سر برد . دو سال بعد از هجرت با فاطمه (س)ازدواج کرد.بنابراین 25ساله بود.(3)

 زندگی مشترک حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) از سال دوم هجری آغاز شد .تا سال11هجری (سال رحلت حضرت فاطمه) ادامه داشت. بنا بر این مدت زندگی مشترک این دو معصوم حدوداً نه سال می باشد.

 

پی نوشت ها:

 1 .مسعودى , مروج الذهب , ج 2 ص 295.

 2.حسین عمادزاده , چهارده معصوم , ج 1 ،ص 256.

 3.همان , ص373 .

http://www.pasokhgoo.ir


 

چند نکته جالب از زندگی حضرت زهرا و امام علی

 

۱-روزی حضرت زهرا (س) مشغول آرد کردن گندم بود که شنیدند کسی در میزند . امام حسن و امام حسین (ع) در حالیکه مشغول بازی بودند رفتند به سوی درب خانه ولی حضرت زهرا می‌گوید بچه‌ها صبر کنید این نوع در زدن پدرتان علی است. بگذارید من می‌روم درب را باز میکنم. خودش را می‌تکاند و سر و وضع خویش را مرتب می‌کند و درب منزل را برای شوهر باز می‌کند.

 

۲-امام علی (ع) می‌فرماید : وقتی بخانه می‌آمدم و به چهره زهرا نگاه می‌کردم تمام غم و اندوهم بر طرف می‌شد.

 (شمه ای ازفضایل زهرا- محلاتی- صفحه ۳۵)

 

۳- تا فاطمه زنده بود او را به خشم نیاوردم و او نیز کاری نکرد که من خشمگین شوم . (فاطمه- دکتر شهیدی- صفحه ۸۰)

 

۴-روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید: زن در چه حالی به خدا نزدیک تر است؟ اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند. فاطمه (سلام الله علیها) این سخن را شنید و پیام فرستاد: «زن در حالی به خدا نزدیک تر است که ملازم خانه باشد و از آن بیرون نشود.

 

۵-حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در پاسخ درخواستی از سوی حضرت علی (علیه السلام)می فرمایند: «خانه، خانه توست، زنان همراه مردان هستند و من در هیچ کاری با تو مخالفت نمی کنم. »

 

۶-حضرت فاطمه (سلام الله علیها)می فرمایند: «وای به حال زنی که شوهرش را خشمگین کند و خوشا به حال کسی که همسرش از او خشنود باشد. »

 

۷-پیامبر (ص) کارهای بیرون خانه را به عهده علی (ع) و کارهای داخلی را به عهده زهراء مرضیه (س) گذاشتند .

 

علی (ع) و زهرا (س) از اینکه نظر رسول خدا را در زندگی خصوصی خود دخالت دادند و رسول خدا با مهربانی و محبت خاص از پیشنهاد آنها استقبال کردند و نظر دادند . راضی و خرسند بودند . مخصوصا حضرت زهرا (س) ازاینکه رسول خدا او را از کار بیرون معاف کردند خیلی اظهار خرسندی می کردند . و می گفتند : یک دنیا خوشحال شدم که رسول خدا مرا از سر و کار پیدا کردن با مردان معاف کردند .

 

البته درباب اینکه حضرت زهرا همسری بودند ساده زیست و بخشنده نکاتی عرض نشد چون خودتون می دونید داستان سه روز بخشندگی خانواده یا داستان دادان لباس عروسی بانو به فقیری که برای کمک ناله سر داده بود و خیلی نکات دیگه و البته این صفات در حضرت علی (ع) هم بوده و همچنین اینکه وقتی پدر و مادر بخشنده باشن میخوره که فرزندان هم این صفات رو یاد بگیرن .

 

انشاالله همیشه زندگی خوبی داشته باشید و زیر سایه آقا امام علی(ع) و خانم فاطمه زهرا (س) فرزندان پاک و صالحی رو پرورش بدید

http://piy.ir/yasin/tag/


 

جلوه های زندگی مشترک حضرت زهرا و امام علی

 

اشاره: روابط خانوادگی حضرت فاطمه (س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند ، درس های ارزشمندی را ارایه می‏ دهد. هر چند تاریخ نتوانسته است و یا نخواسته است به خوبی این روابط را ترسیم کند ، اما آنچه بر جای مانده است نیز قابل توجه است.

نگاه روح ‏بخش :

وجود زن ، در خانه می‏تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند به گونه‏ ای که مرد با حضور در این فضا ، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخم های دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود.

مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‏ داند و به تعبیر دیگر ، نگاه مرد به خانه و زندگی ‏اش نگاه کسی است که از میان موج های سهمگین دریا به ساحل نجات می‏ نگرد.

مشکلات بیرونی :

هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل ، به یک روحیه قوی و زنده ، نیازمند است. او سعی می‏ کند که از لحظاتی که در بستر آرام‏ بخش خانه اش سکونت می ‏یابد ، برای تقلیل کاستی ها و زدودن نگرانی ها استفاده کند.

مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده ای برخوردار است ، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی ، اجتماعی خود ، فردی پیروز و موفق خواهد بود.

فاطمه (س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‏ داند ؛ همچنین می‏ داند که علی (ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی رو به ‏روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی ‏آورد ، بلکه آنچه می‏ گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.

امیرالمؤمنین علی (ع) موضوع را این گونه بیان می‏ کند :

هیچ گاه ، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند ؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت ؛ در هیچ امری ، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره می ‏کردم ، تمام غصه‏ هایم برطرف می‏ شد و دردهایم را فراموش می ‏کردم. (5)

در جایی دیگر می ‏فرماید : به خدا قسم ! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود ، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد. (6)

سپاس مجاهدت ها :

فاطمه (س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی ، مایه امید و دلگرمی او بود ؛ در غیاب شوهر ، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره می‏ کرد ؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‏ نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می ‏برد به طوری که وقتی علی (ع) برمی ‏گشت و ساعاتی را در میان خانواده‏ اش می‏ گذراند ، تمام خستگی های حاصل از جنگ های طاقت‏ فرسا ، از تن او می ‏رفت و با خیال آسوده ، خود را آماده نبرد های آینده می ‏نمود.

وقتی علی (ع) از جبهه بازمی ‏گردد ، فاطمه (س) به استقبال او می ‏رود و با روی گشاده و لبخند حاکی از رضایت و افتخار به او می ‏نگرد ، لباس و شمشیر خون ‏آلود او را می‏ شوید و از حوادث میدان جنگ از او می‏ پرسد و بدین وسیله نقش خود در جهاد سرنوشت ‏ساز اسلام و در تقویت روانی شوی مجاهدش ، ایفا می‏کند.

دردهای علی (ع) ، دردهای فاطمه (س) نیز هست ، از این ‏رو ، گفتار و کردار زهرا (س) در راستای خواست علی (ع) بود. حمایت و پشتیبانی فاطمه (س) از همسرش به اندازه ‏ای مهم و مؤثر بود که علی (ع) مادامی که همسرش زنده بود ، تن به بیعت نداد.

خلیفه اول و دوم چندین بار تقاضای ملاقات او را کرده بودند و فاطمه (س) نپذیرفته بود ؛ اما تاریخ می‏ نویسد:

علی (ع) در واپسین روزهای حیات زهرا (س) نزد او آمد و تقاضای آنها را برای ملاقات فاطمه (س) بازگو کرد و از او اجازه خواست.

زهرا (س) چنین گفت : خانه از آن تو و من نیز در اختیار تو هستم ، آنچه خود صلاح می ‏دانی عمل کن.

این را گفت و چادر بر سر کشRTLraquo;/p/p /ید و صورت خود را به آن سوی اتاق متوجه ساخت.(7)

اشک ها ، بدرقه راهش :

پیمان وفاداری و پیوند زناشویی ، در خانه علی (ع) آن چنان محکم و استوار بود که تنها مرگ می‏ توانست در ظاهر ، آنها را از هم جدا کند. فاطمه (س) با شهادت خود ، قلب علی (ع) را که هنگام ورودش به خانه او قوت و اطمینان بخشیده بود ، چنان بی ‏تاب و تحمل کرد که در باور هیچ ناظری نمی‏ گنجید.

روزی فاطمه (س) به علی(ع) گفت : هنگام فراق ، نزدیک شده است ؛ سخنانی دارم که می‏ خواهم با تو بگویم.

علی(ع) فرمود : آنچه دلت می‏ خواهد بگو ، علی(ع) بر بالین فاطمه (س) نشست و دستور داد کسی داخل اتاق نباشد.

دخت پیامبر(ص) ، این گونه آغاز کرد :

ای پسرعم ! از شروع زندگی ‏ام با تو در هیچ امری مخالفت تو را نکردم و هرگز از من دروغ و خیانت، سر نزد.

علی (ع) در حالی که او را تصدیق می ‏کرد گفت : تو با تقوا تر و متواضع ‏تر از آن هستی که من تو را بر چنین امری سرزنش کنم.

آه چقدر جدایی و دوری از تو بر من دشوار خواهد بود ! مصیبت پیامبر (ص) برایم زنده می‏ شود. از دست دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است. از این مصیبت به خدای خود پناه می ‏برم و دل به او می ‏سپارم. مصیبت فراق تو آن قدر تلخ و سنگین است که تحمل آن برای علی (ع) مشکل و طاقت‏ فرساست. مصیبتی که هیچ چیز نمی ‏تواند آن را جبران کند ؛ این دردی است که درمانی برای او نمی ‏بینم.

سپس علی (ع) سر فاطمه (س) را به سینه چسباند و با هم گریستند. (8)

گریه فاطمه (س) برای تنهایی علی (ع) و اشک علی (ع) برای از دست دادن یار و حامی وفادار خود بود.

..........................................................................

پاورقی ها:

1ـ بحارالانوار ، ج43 ، ص153

2ـ کشف ‏الغّمه ، ج1، ص363 ، مناقب خوارزمی ، ص256 ، بحارالانوار ، ج43 ، ص133 ، ناسخ ‏التواریخ ، ص43

3ـ بحارالانوار، ج43، ص77

4ـ بحارالانوار، ج43، ص60، فاطمه من المهد الی اللحد، ص254

5ـ بحارالانوار، ج43، ص123، کشف ‏الغّمه، ج1، ص363

6ـ کشف ‏الغّمه، ج1، ص363

7ـ کشف‏ الغّمه، ج1، ص199

8ـ کشف‏ الغّمه، ج1، ص191

 

http://mehsalove.blogfa.com


 

امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نمونه کامل زندگی مشترک قرآنی هستند

  گروه سیاسی: حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد، امروز در مراسم تجلیل از برگزیدگان مسابقات قرآن مجلس از زندگی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) به عنوان نمونه کامل و استثنایی زندگی مشترک قرآنی نام برد.

  به گزارش خبرنگار خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین «سید محمدحسن ابوترابی‌فرد»، نایب‌رئیس اول مجلس شورای اسلامی، ظهر امروز، دوشنبه 17 آبان‌ماه، در مراسم تجلیل از برگزیدگان مسابقات قرآن مجلس شورای اسلامی در محل نمازخانه خانه ملت، با تبریک سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، از تلاش‌های معاونت اجرایی مجلس در برگزاری این مسابقات تشکر کرد.

  وی در ادامه با نقل حدیثی نبوی در باب مسئولیت‌های زن و مرد در زندگی مشترک گفت: همه کسانی که زندگی مشترکی را آغاز می‌کنند از یک مسئولیت و مدیریتی ویژه برخوردار می‌شوند.

 منتخب مردم قزوین در خانه ملت افزود: آقایان مسئولیت و مدیریت خارج از خانه را بر عهده دارند و خانم‌ها مدیریت خانه را در دست دارند و اگر خانه آسیب ببیند، آن‌ها مسئول هستند.

  ابوترابی‌فرد از خانواده تحت عنوان مهم‌ترین و مؤثرترین رکن و نهاد جامعه یاد کرد و افزود: اگر خانه خوب مدیریت شود، جامعه سامان می‌گیرد؛،همه آسیب‌هایی که جوامع بشری آن روبرو می‌شوند و یا پیشرفت‌هایی که به‌دست می‌آورند، از خانواده است.

  وی یادآور شد: شخصیت حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) در خانه تجلی یافت و این خانه حسن(ع) و حسین(ع) تربیت می‌کند.

  نایب‌رئیس مجلس با تأکید بر این‌ که آقایان و خانم‌ها باید تلاش کنند که وظیفه خود را به خوبی انجام دهند، اظهار کرد: آقایان به همسران خود در مدیریت خانه کمک کنند و خانم‌ها نیز در انجام وظایف خود کوتاهی نکنند و قرآن در رابطه با این دو وظیفه و مسئولیت آموزه‌های زیادی دارد و نتیجه چنین زندگی که قرآن اشاره کرده آن می‌شود که زن و مرد نور چشم یکدیگر شده و فرزندان نور چشم هر دوی آن‌ها می‌شوند.

 

 وی در پایان از زندگی حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) به عنوان مصداق کامل و استثنایی و یک زندگی مشترک نمونه یاد کرد و از احسان به همسر به عنوان یکی از آموزه‌های والای زندگی نام برد.

  یادآور می‌شود، در این مراسم که جمعی از نمایندگان مجلس و «افراشته»، معاون اجرایی مجلس، حضور داشتند از 30 نفر از برگزیدگان مسابقات قرآنی مجلس شورای اسلامی که در هفت رشته در ماه مبارک رمضان برگزار شده بود، تجلیل شد.

http://www.iqna.ir


 

فاطمه زهرا(س)، الگوی زندگی موفق

  نویسنده: حسن خسروی

 فاطمه انسیه حوراست او در عین اینکه یک مخلوق زمینی است سیرتی بهشتی و ملکوتی دارد.

    فاطمه هدیه الهی است. فاطمه محصور روزه داری، عبادت، ریاضت، عرفان عظیم و عمیق پیامبر

    گرامی اسلام است

   

    زهرا که عنایتش به عالم برسد

    باشد که به فریاد دل ما برسد

    یا رب سببی ساز که در روز حساب

    پرونده ما به دست زهرا برسد

    نام: فاطمه

    لقب: زهرا

    محل تولد: مکه

    نام پدر: حضرت محمد(ص)

    نام مادر: حضرت خدیجه(س)

    تاریخ تولد: 20 جمادی الثانی سال 5 بعثت

    تاریخ شهادت: 3 جمادی الثانی سال یازدهم هجری قمری

    مدت عمر: 18 سال

    مرقد مطهر: مدینه (قبرستان بقیع)

    لقب های معروف حضرت فاطمه(س) عبارتند از: زهرا، صدیقه، کبری، طاهره، انسیه، بتول، زهره، حوریه، محدثه.

    از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند متعال خطاب به پیامبر اسلام(ص) فرمودند: اگر تو نبودی موجودات را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر (پیامبر و علی(ع)) را نمی آفریدم. همچنین در روایتی از امام صادق(ع) سوال شده که معنی جمله (حی علی خیرالعمل) که در اذان گفته می شود چیست و ایشان فرموده اند: بهترین عمل، نیکی به حضرت فاطمه(س) و فرزندان اوست. حضرت فاطمه زهرا(س) به «انسیه حورا» نیز شهرت دارند زیرا در عین اینکه یک انسان و مخلوق زمینی هستند، روح بهشتی و ملکوتی دارند. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: برترین زنان عالم چهار نفرند: 1- آسیه 2- مریم 3- خدیجه 4- فاطمه. حضرت فاطمه زهرا(س) پنج ساله بود که مادر گرامی اش حضرت خدیجه رحلت نمودند و ایشان همواره یار وغمخوار نیکویی برای پدر بودند. پیامبر هرگاه به سفر می رفتند، آخرین نفری که با او خداحافظی می کرد حضرت فاطمه بود و در مراجعت اولین کسی را که ملاقات می نمود باز هم حضرت فاطمه بود. رسیدگی و محبت حضرت فاطمه به پدرشان آنچنان زیاد و پرشور و مالامال از ارادت و معنویت بودکه به ام ابیها شهرت یافت.

    یکی از شکوهمندترین وقایعی که در سال اول و دوم هجرت در مدینه رخ داد، ماجرای خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س) در سال اول هجرت و ازدواج آن دو بزرگوار در سال دوم هجری است. در مورد پیوند ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) پیامبر (ص) فرمودند که: من فاطمه را به ازدواج علی درنیاوردم مگر آن هنگام که خدا آن را به من فرمان داد. پیامبر (ص) در شب عروسی فاطمه زهرا(س) دست او را در دست حضرت علی نهاد و به حضرت علی فرمود: ای علی، دختر رسول خدا بر تو مبارک باد. فاطمه همسر نیکویی است. شخصی خدمت امام جعفر صادق(ع) رسید و معنی فاطمه را از امام سوال کرد: امام صادق(ع) فرمودند: فطمت من الشر. به خاطر آنکه از هرگونه بدی جدا شده است.

    امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) حدود 9 سال با هم زندگی مشترک داشتند. در زمان شهادت حضرت زهرا(س)، امام حسن حدوداً 8 سال، امام حسین هفت سال و حضرت زینب(س) شش سال داشتند.

    چرا به شخصیت حضرت زهرا(س) می پردازیم؟

    اگر بخواهیم با شخصیت کسی آشنا شویم معمول و شایسته آن است که به سراغ اصل و نسب، خانواده و اطرافیان و همچنین نظر دیگران درباره آن شخص برویم.

    قول خداوند متعال است که فرمود ای پیامبر اگر تو نبودی موجودات را نمی آفریدم (لَولاک، لما خلقت الافلاک) و اگر علی نبود، تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه (س) نبود شما دو نفر (پیامبر و علی) را نمی آفریدم. (الخصائص الفاطمیه ـ مطابق نقل مستدرک السفینه جلد 3 صفحه 335)

    در منابع آورده اند که: سوره کوثر قرآن کریم در وصف حضرت زهرا (س) است. انا اعطیناک الکوثر

    ـ پیامبر گرامی اسلام فرمود: فاطمه پاره تن من است (فاطمه بَضعه مِنّی)

    برترین زنان عالم چهار نفرند: آسیه ـ مریم ـ خدیجه ـ فاطمه

    در زیارت عاشورا می خوانیم: السلام علیکم یابن فاطمه سیده نساءالعالمین

    در دعای توسل می خوانیم: یا قُرَّه عین الرسول، یا وجیهه عندالله: ای نور چشم پیامبر، ای دارای آبرو در نزد خداوند.

    در زیارت روز یکشنبه می خوانیم: السلام علیکم یا مُمْتَحَنَهِ امتَحَنَکِ الله الذّی خَلَقکِ قَبْل اَنْ یَخْلُقکْ یعنی: سلام بر تو ای کسی که خداوند قبل از خلقتت تو را مورد امتحان و آزمایش قرار داد. فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَه. و تو را صبور و بردبار یافت بواسطه آن امتحان و آزمایش. فاطمه از جمع حدیث کِساء است او جزو پنج تن آل عباست.

    او مشمول آیه شریفه 33 از سوره احزاب است که می فرماید:

    اِنَّما یُرید اللهُ لیذهبَ عَنْکُمْ الرِّجْس اهْلَ الْبیتِ و یطهرَکُمْ تَطهیراً.

    ما به شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) می پردازیم، چون هر کسی که از راه شما برگشت از دین خدا خارج شده و هرکس ملازم و همراه و پا در رکاب شما بود به شما پیوسته است و از شماست و هرکس در حق شما کوتاهی کرد و مقصر بود محو و باطل گردید. (بخشی از زیارت جامعه کبیره) که می فرماید: فا لراغب عنکم مارِقٌ و اللاّزم لکم لاحقٌ وَاْلمُقَصِّرُ فی حَقکُمْ زاهِقٌ. چون فاطمه دختر پیامبر خاتم است. پیامبری که خود سیدالانبیاست ـ خیرالاولیاست، افضلِ الاصفیاست ـ اعلی الازکیاست (دعای عدیله). به شخصیت فاطمه می پردازیم، چون فاطمه دختر خدیجه است. خدیجه که اُمّ الایتام است. او زنی بود با گذشت و ایثارگر، از نظر شرافت بزرگترین جامعه عصر خود و زنان بود. او را در زمان جاهلیت، طاهره می خواندند و به همراه علی(ع) اولین کسی بود که اسلام آورد.

    به فاطمه می پردازیم چون همسر حضرت علی علیه السلام است.

    حضرت علی که پیامبر در وصف او می فرمایند:

    انا و علی من شجرهٍ واحدهٍ: من و علی از یک درخت واحد هستیم. (دعای ندبه): انا مدینة العلم و علی بابها: من شهر علم هستم و علی دروازه آن. انت منی بمنزله هارون من موسی

    انت اخی و وصیی و وارثی، لحُمکَ مِن لَحْمی وَ دمک مِنْ دَمی و سِلمُکَ سِلْمی و حَرْبُکَ حَرْبی

    ای علی! تو برادر من ـ جانشین من ـ وارث من هستی ـ گوشت تو از گوشت من و خون تو از خون من است. تسلیم تو بودن تسلیم بودن در برابر من است و جنگیدن با تو جنگ با من است.

    فاطمه انسیه حوراست. او در عین اینکه یک مخلوق زمینی است سیرتی بهشتی و ملکوتی دارد. فاطمه هدیه الهی است. فاطمه محصور روزه داری، عبادت، ریاضت، عرفان عظیم و عمیق پیامبر گرامی اسلام است.

    فاطمه و همسرداری

    می دانیم که 3 اصل مهم در شکل گیری شخصیت فرد نقش دارند: وراثت- تربیت خانوادگی- محیط

    حضرت زهرا از این 3 اصل مهم به طور کامل برخوردار بود و در همسرداری، خانه داری، تربیت فرزند هم به نحو مطلوبی استفاده کرد و بهره برد.

    روزی حضرت علی از فاطمه پرسید: فاطمه جان آیا غذایی موجود است که بیاوری؟

    حضرت زهرا(س) فرمود: سوگند به خداوند که حق و قدر تو را بزرگ شمرد 3 روز است که غذای کافی در منزل نداریم و همان مقدار ناچیز خوراکی را به شما بخشیدم و خود گرسنگی را تحمل نمودم.

    امام علی (ع) فرمود: پس چرا اطلاع ندادی؟ حضرت زهرا گفت: پدرم مرا نهی کرده از شما چیزی بخواهم (بحار- جلد14 صفحه 197)

    فاطمه، سختیها و گرفتاری های خانه را تحمل می کرد و سنگ صبور شوهر بود. او برای وصل کردن آمده بود نه برای برخورداری از مال دنیا و به چیزی رسیدن. او علی را به نیکی و زیبایی یاد می کرد و صدا می زد.

    روزی حضرت زهرا (س) مشغول آرد کردن گندم بود که شنیدند کسی در می زند. امام حسن و امام حسین (ع) در حالی که مشغول بازی بودند رفتند به سوی درب خانه ولی حضرت زهرا می گوید بچه ها صبر کنید این نوع در زدن پدرتان علی است. بگذارید من می روم درب را باز می کنم. خودش را می تکاند و سر و وضع خویش را مرتب می کند و درب منزل را برای شوهر باز می کند و این نهایت ادب همسرداری است.

    آنقدر رابطه همسری و زناشویی، عاطفی، عمیق، همراه با عشق و ایثار و احترام، گذشت، رضای الهی بود که حساب ندارد.

    قرآن می فرماید: ما زنان را خلق کردیم که مایه آسایش و آرامش شما باشند. لتسکنواالیها. سوره روم آیه 21

    فاطمه همدل و دلدار علی است تسلی ده خاطر اوست، مشاور و همراه اوست، پناهگاه علی است او امانتدار علی بود و مشکل گشای علی.

    امام علی (ع) می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به چهره زهرا نگاه می کردم تمام غم و اندوهم برطرف می شد.

    (شمه ای از فضایل زهرا – محلاتی- صفحه 35). امام علی می فرمایند:

    - تا فاطمه زنده بود او را به خشم نیاوردم و او نیز کاری نکرد که من خشمگین شوم. (فاطمه – دکتر شهیدی- صفحه 80)

   

    حسن خسروی

    

 روزنامه ایران، شماره 4220 به تاریخ 5/3/88، صفحه 16 (سوگنامه)

http://www.magiran.com


 

گوشه های جالبی از زندگی حضرت زهرا (ُس) و امام علی (ع)

نهایت عشق

جلوه‏های رفتاری حضرت زهراسلام الله علیها

 

  روابط خانوادگی حضرت فاطمه(س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند، درسهای ارزشمندی را ارایه می‏دهد. در اولین قسمت، پاره‏ای از ویژگیهای رفتاری حضرت زهرا(س) را نسبت به همسر گرامیش، بازگو نمودیم. اینک در ادامه به جلوه‏های دیگری از این زندگی والا توجه فرمایید.

 * * *

تقسیم کار

 یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازنده‏ای دارد، برنامه‏ریزی دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی است. اداره ی خانه، علی‏رغم اینکه ساده و عاری از پیچیدگی جلوه می‏کند، ظرافتهای خاص خود را می‏طلبد که بی‏تردید، به کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار، باعث می‏شود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید.

  یکی از جلوه‏های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود.

   مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو تقسیم کند. رسول خدا(ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسؤولیتهای خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می‏کرد و رضایت خود را از این تقسیم‏بندی ابراز می‏داشت.(1)

 بی‏تردید، تقسیم‏بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود.

 

به همسرت محبت کن

 این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعه آمده است که علی(ع) فرمود:

 روزی من و زهرا(س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر(ص) را شنیدیم؛ به احترام آن حضرت برخاستیم. پیامبر(ص) فرمود:

 بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم. سپس فرمود:

 برای چند لحظه ما را تنها بگذار. آن گاه در خلوت از فاطمه(س) سؤال کرد: رفتار شوهرت ـ علی(ع) ـ با تو چگونه است؟

 فاطمه گفت:

 خوب است، اما زنان قریش مرا سرزنش می‏کنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است.

 پیامبر(ص) فرمود:

 دخترم!

 پدر و شوهر تو فقیر نیستند؛ خداوند، خزاین زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد، ولی من به آنچه نزد اوست، رضایت دادم. خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه، دو نفر را انتخاب کرد؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست. دخترم! شوهر تو بهترین همسرهاست، تو را از نافرمانی او برحذر می‏دارم. سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود:

 به همسرت مهربانی کن، زیرا فاطمه، پاره تن من است، رنج او، رنج من و شادی او خشنودی من است.(2)

راز داری

 ادب و احترام زن به همسر خود، اقتضا می‏کند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه، خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستیها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجه‏ای جز رنجش شوهر ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار، و محبت، اقتضا می‏کند که او خود به ترتیبی که می‏داند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر شوهر خود، تحمیل نکند.

  روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا(س) نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را به سوی آسمان، بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.(3)

 پیامبر اکرم(ص) بدون اینکه زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او باخبر می‏شود که این خود، یکی دیگر از نمونه‏های پای‏بندی به اساس و اسرار خانواده است.

 

نگاه روح‏بخش

 وجود زن، در خانه می‏تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، به گونه‏ای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‏داند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگی‏اش نگاه کسی است که از میان موجهای سهمگین دریا، به ساحت آرام می‏نگرد.

مشکلات بیرونی

 هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه ی قوی و زنده، نیازمند است. او سعی می‏کند که از لحظاتی که در بستر آرام‏بخش خانه‏اش سکونت می‏یابد، برای تقلیل کاستیها و زدودن نگرانیها استفاده کند.

 مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده‏ای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود.

 فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‏داند؛ همچنین می‏داند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی روبه‏روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی‏آورد، بلکه آنچه می‏گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.

 امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان می‏کند:

 هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره می‏کردم، تمام غصه‏هایم برطرف می‏شد و دردهایم را فراموش می‏کردم.(4) در جایی دیگر می‏فرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.(5)

سپاس مجاهدتها

 فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی، مایه ی امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره می‏کرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‏نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می‏برد، به طوری که، وقتی علی(ع) برمی‏گشت و ساعاتی را در میان خانواده‏اش می‏گذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقت‏فرسا، از تن او می‏رفت .

 

صلواتش یادتون نره

 

 

پی نوشت ها:

 1ـ بحارالانوار، ج43، ص153.

 2ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص363، مناقب خوارزمی، ص256، بحارالانوار، ج43، ص133، ناسخ‏التواریخ، ص43.

 3ـ بحارالانوار، ج43، ص77.

 4- بحارالانوار، ج43، ص123، کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

 5- کشف‏الغّمه، ج1، ص363.

http://www.forum.98ia.com


 

  14 اصل اززندگی حضرت زهرا(س) و امام علی(ع)

 

انسان‌ها همواره برای رسیدن به اهداف الهی و کمال، که فلسفه خلقت انسان است در جستجوی الگو و حقیقتی برای رهیابی به این مسیر الهی است. از همین رو زندگی مشترک حضرت زهرا (س) و امام علی (ع)، انسان‌ها را در این امر مهم رهنمون می‌سازد.

 

1. اصل خدامحوری و عبادت خانوادگی

 

در زندگانی مشترک امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه (سلام الله علیهما) تمام اعضای خانواده عاشق و شیفتة پروردگار بودند. به فرمودة امیرالمؤمنین (علیه السلام): عشق به خداوند، آتشی است که بر چیزی نمی گذرد جز آن که آن را به آتش می کشاند و نوری خدایی است که بر چیزی پرتو نمی افکند جز آن که آن را غرق نور می کند. پس کسی که به خداوند عشق بورزد، همه چیز مُلک و ملکوت خویش را به او می دهد.(1)

 

هرگاه خداوند بخواهد بنده را گرامی بدارد، او را گرفتار عشق و محبت خویش می‌گرداند.(2)

 

باری، آتش عشق پروردگار آن خانه را غرق نور الهی و اعضای آن خانواده را شیفته و حیران پروردگار ساخته بود. در آن خانة ملکوتی اتاقی ویژه نماز و مناجات با پروردگار بود که نه کوچک بود و نه بزرگ.(3) در آن اتاق تنها قرآن، شمشیر و فرش بود.(4)

 

ابن ابی الحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت، دربارة عبادت های امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می نویسد: ...و اما عبادت، پس علی عابدترین و پُرنمازترین مردمان بود. از همه بیش تر روزه می گرفت و نمازهای مستحبی را بر پا می داشت و همواره ذکر می گفت... و چه گمان می بری دربارة مردی که پیشانی اش از بسیاری سجده همانند زانوی شتر شده بود.(5)

 

حسن بصری درباره عبادت محوری حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می گوید: در تمام دنیا عابدتر از فاطمه یافت نمی شود. او به حدی برای نماز و عبادت بر پا می ایستاد که پاهایش ورم می‌‌کرد.(6)

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) حتی در شیرین ترین و خاطره انگیزترین لحظه های زندگی نیز دل در گرو عشق خدا نهاد و در شب ازدواج خطاب به یگانه کُفو و همتایش علی (عل?ه السلام) فرمود: انتقال از خانة پدرم به خانة خودم، مرا به یاد انتقال به خانة قبرم انداخت. تو را به خدا سوگند می دهم تا در این ساعات به نماز برخیزی تا امشب را با هم به عبادت پروردگارمان بگذرانیم.(7)

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فردای آن شب از علی (علیه السلام) پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟! حضرت علی (عل?ه السلام) بی درنگ فرمود: نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ؛ بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.(8)

 

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هر شب پس از فراغت از وظایف خانه داری چنان خائفافه و خالصانه بر سجاده به نماز می ایستاد که پروردگار بدان بر ملائکة خویش مباهات می فرمود: ملائکة من، اینک بر سرور کنیزانم فاطمه نظر کنید. بر درگاه من ایستاده، در حالی که بند بند وجودش از خوف من مرتعش و لرزان است. او با تمام وجودش به عبادت من روی نهاده است. اینک شما را گواه می گیرم که پیروان و شیعیان او را از آتش ایمنی بخشیدم.(9)

 

2. قرآن گرایی

 

روح و جان اعضای این خانواده با قرآن عجین گشته و تمام اخلاق و مرام اعضای خانواده فاطمی، قرآنی گشته بود. تلاوت قرآن پدر خانواده، چنان در اوج بود که درباره او گفته اند: «به خدا هیچ قریشی را ندیده ایم که بیش از امام علی(عل?ه السلام) قرآن بخواند».(10)

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) به طور شبانه روز با قرآن انس و رفاقت داشتند و به تلاوت آن عشق می ورزیدند.(11) آن حضرت بر تلاوت سوره های واقعه، الرّحمن و حدید تأکید می ورزیدند و می فرمودند: قرائت کننده سوره های حدید و الرّحمن و واقعه در آسمان ها ساکن فردوس خوانده می شود. (12)

 

3. اصل ساده زیستی و زهد خانوادگی

 

فاطمة زهرا (سلام الله علیها)، این اسوة بی مثال الهی، در طول زندگانی خویش هماره دعوت کننده به سوی «وارستگی از دنیا و دل ‌سپاری به خدا» بود؛ اما نه دعوتی با زبان، که دعوت با تمام وجود و در عمل؛ دعوتی که ارزش و تأثیرش در هدایت و تربیت پیروان از هزاران دعوت زبانی بیشتر و مؤثرتر است.

 

فاطمه (سلام الله علیها) در انتخاب بین دنیا و آخرت، سرای باقی را برگزیده و سیره زندگانی خویش را بر بی اعتنایی به زخارف دنیایی و قناعت به حداقل نیازهای ضروری بنا ساخته بود. زندگانی او به دور از تشریفات و تجملات و در عین سادگی، لبریز از صفا، نشاط و زیبایی های معنوی بود. ساده زیستی فاطمه نه از روی فقر و ناداری که برخاسته از اوج معرفت و غنای روحی آن حضرت بود. بهترین شاهد این مدعا، آن دوران از زندگانی فاطمه (سلام الله عل?ها) است که فدک در اختیار ایشان بود. فدک، سرزمین حاصل خیزی بود که می توانست تمام گندم مورد نیاز مدینه را تأمین کند. بعد از آن که پیامبر، به فرمان خداوند، فدک را به دخترش بخشید، تمام درآمد آن(13) در اختیار فاطمه قرار می گرفت؛ اما این درآمد بسیار نتوانست صفا و سادگی زندگی ایشان را دگرگون سازد؛ چراکه فاطمه از دنیا رهیده، تمام حاصل فدک را فدای رضایت و خشنودی خداوند می کرد.(14) باری، ساده زیستی فاطمه نه پیامد جبر و تحمیل روزگار، که رهاورد وارستگی او از دنیا و انتخاب عارفانه وی بود.

 

او وارستگی از دنیا را از پدری آموخته بود که در مقام تهذیب و تزکیه دخترش می فرمود: دخترم! پدر و شوهر تو فقیر نیستند. خداوند، گنجینه های طلا و نقرة زمین را به من عرضه کرد؛ ولی من آنچه را نزد پروردگارم باقی می ماند، برگزیدم. دخترم! اگر از آنچه که پدرت (از حقیقت دنیا) می ‌داند، آگاه شوی، دنیا از چشمت فرو می افتد. (15)

 

آری فاطمه، پرورش یافته رسول بود و درس ساده زیستی و وارستگی از مظاهر دنیا را از آن اسوه حسنه فرا گرفته بود. این گزارش تاریخی گواه این مدعاست:

 

عادت پیامبر چنان بود که سفرهایش را با دیدار فاطمه شروع و ختم می کرد. در یکی از این سفرها، فاطمه به یمن قُدوم پدر و همسر، برای خود دستبندی از نقره، دو گوشواره و یک گردن بند فراهم آورد و پرده ای رنگین بر خانه آویخت. پیامبر بنابر عادت همیشگی ‌شان ابتدا به خانة فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف کوتاهی در حالی که آثار گرفتگی و ناراحتی در چهره اش هویدا بود، از منزل فاطمه خارج و روانه مسجد شد. فاطمه که با کیاست خویش، علّت ناراحتی پدر را دریافته بود، بلافاصله پرده را باز کرد و به همراه زیورآلات نزد پیامبر فرستاد و پیغام داد که دخترت، سلام می رساند و می گوید: اینها را در راه خداوند به مصرف برسان! پیامبر، آنها را تحویل گرفت و فرمود:

 

پدرش به فدایش باد! پدرش به فدایش باد! پدرش به فدایش باد! آل محمد را به دنیا چه کار؟! ایشان نه برای دنیا، که برای آخرت آفریده شده اند؛ هرچند تمام دنیا به خاطر ایشان آفریده شده است. اگر دنیا به اندازه بال پشه ای نزد خداوند ارزش می‌داشت، جرعه ای از آب آن را به هیچ کافری نمی نوشانید.(16)

 

و آن‌ گاه برخاست و به سوی فاطمه شتافت.

 

4. اصل ایثار و انفاق خانوادگی

 

کاوش و نگرشی کوتاه در شأن نزول سوره انسان که درباره اعضای خانواده حضرت زهراست، سریان اصل «ایثار و انفاق خانوادگی» را در خانواده فاطمی به نمایش می گذارد:

 

(و به عشق خدا مسکین و یتیم و اسیر را طعام می دهند (و می گویند:) فقط برای رضای خداوند شما را اطعام می کنیم و در مقابل شما انتظار هیچ شکرگزاری و پاداشی را نداریم).(17)

 

در ایّامی که فدک در اختیار حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود، تمام درآمد آن که سالیانه بین 70000 تا 120000 دینار طلا بود،(18) تقدیم آن حضرت می شد، اما آن حضرت تنها به اندازه کفاف و ضرورت خانواده از آن بر می¬ داشت و بقیه را بین نیازمندان مدینه تقسیم می فرمود. بدین سان روزی که درآمد فدک به طور ماهیانه تسلیم حضرت زهرا (سلام الله عل?ها) می شد، روز جشن و سرور فقیران مدینه بود.(19)

 

5. اصل پاک نگه داری محیط خانه و خانواده از گناه

 

بالاترین هنر بانوی یک خانه، حفظ محیط خانه و اعضای خانواده از حرام الهی است تا همیشه و در همه حال ارتباط خانواده و اعضای آن با عالم ملکوت برقرار باشد. و این هنری است که حضرت فاطمه آن را به اوج تجلی رسانده است.

 

آن حضرت در آخرین وصیت های خویش به امیرمؤمنان علی (عل?ه السلام) بر این معنا تأکید ورزیده است: پسر عمو جان، تا در خانه تو بودم، دروغی نگفتم، خیانتی نکردم و ازدستورات (الهی) تو هیچ گاه گامی فراتر ننهادم.(20)

 

6. اصل جهادی و فدایی بودن تمام اعضای خانواده

 

فاطمه (سلام الله عل?ها) به همراهی همسرش علی (علیه السلام)، تمام وجود و زندگانی خویش را وقف خداوند و رضایت او کرده بود. یگانه خانواده ‌ای که تمام اعضای آن فداییان راه خدا بودند و در این راه تمام آبرو، دارایی و جان خویش را تقدیم داشتند، خانواده «علوی‌ـ فاطمی» بوده است.

 

7. اصل دفاع همه جانبه از حریم ولایت و امامت

 

فاطمه (سلام الله عل?ها) شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقی که با سوختن و فداسازی خویش، به همگان آموخت که امام بر حق چونان کعبه است؛ کعبه ای که مردم بایستی بر گِردش طواف نمایند؛ نه او بر گِرد مردم. 21 این، فاطمه بود که عاشقانه ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود که یگانه ‌ترین اسوه دهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت، هموکه پهلویش شکست و در خون نشست؛ اما لحظه ای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست؛ هموکه با فریادهای جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایت مداری را در گوش جان پیروان خویش طنین انداز ساخت:

 

ای أباالحسن! روحم به فدای روح تو و جانم سپر بلای تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیکی به سر بری و چه در سختی و بلا گرفتار شوی!

 

باری، پیشتازترین، خالص ترین و کاری ترین حمایت گر ولایت و امامت، فاطمه (سلام الله علیها) بود و هموست که بایستی مقتدا و اسوه ما در عرصه «ولایت ‌‌‌محوری»، «محبت ‌شناسی» و «حجت ‌مداری» در این برهه از زمان واقع شود.(22)

 

8. اصل دانش پژوهی خانوادگی

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) محیط خانه را به دانشگاهی بی نظیر در عرصه تعلیم معارف اسلامی مبدل ساخته بود؛ از تعلیم فرزندان گرفته تا تعلیم مردمان و تشکیل کلاس‌های دینی ـ علمی در خانه. او همچون پدرش، مربی اخلاق بود و معلم قرآن؛ مقامی که تنها از آنِ پیامبر و اهل بیت پاک نهاد اوست. او عمری را با تلاشی بی امان، در نهایت مهربانی و دلسوزی به تعلیم و تبلیغ معارف دین و تربیت دین باوران پرداخت.

 

این روایت تاریخی که گزارش گر آن مولای متقیان علی (علیه السلام) است، نمایانگر جلوه ای از رحمت بی کرانه و تلاش خستگی ‌ناپذیر فاطمه (سلام الله علیها) در مقام تعلیم و تربیت می باشد: روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) رسید و گفت: «مادر پیری دارم که در مسایل نماز، سؤالات فراوانی دارد و مرا فرستاده است تا آن مسایل شرعی را از شما بپرسم».

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: «بپرس!»

 

آن زن، مسایل بسیاری طرح کرد و برای هر یک از آنها، پاسخ شنید. در ادامه گفت و شنود، آن زن از کثرت پرسش ها خجالت کشید و گفت: «ای دختر رسول خدا! از این که فراوان خدمت می ¬رسم و با سؤالاتی فراوان شما را به زحمت می اندازم، معذرت می خواهم!»

 

فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: باز هم بیا و هر آنچه سؤال برایت پیش می آید، بپرس! آیا اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را به بالای بام ببرد و به پاداش آن، صد هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین کاری برای او دشوار خواهد بود؟

 

گفت: «خیر». حضرت ادامه داد: من در ازای هر مسأله ای که پاسخ می دهم، بیش از فاصله بین زمین و عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش می گیرم؛ پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید.(23)

 

9. اصل عفت ‌ورزی و عفاف‌ محوری

 

پیامبر (صلوات الله علیه و آله) روزی از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال پرسیدند: «چه روش و سیره ای برای زندگانی بانوان بهتر nbsp;p dir=/pnbsp;است؟»

 

هرکس به فراخور معرفت خویش جوابی می داد؛ اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی ساخت. در این هنگام سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی باوقار و پرذکاوت و در میان آن جمع، به لحاظ ایمان و معرفت بالاتر بود، با خود اندیشید که پاسخ این سؤال دقیق از سطح عمومی اندیشه مردان فراتر است. از این روی، در بحبوحه اظهار نظرهای گوناگون، خود را به خانه زهرا (سلام الله عل?ها) که متصل به مسجد پیامبر بود، رسانید و پاسخ پرسش پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا (سلام الله عل?ها) در پاسخ سؤال پدر فرمودند: برای زنان بهتر است که مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند.(24)

 

سلمان به جمع حاضر در مسجد بازگشت و پاسخ را مطرح نمود. پیامبر دانستند که این پاسخ از خود سلمان نیست؛ از این روی پرسیدند: «این جواب را از که آموختی؟» سلمان عرضه داشت: پرسش شما را از دخترتان زهرا پرسیدم و چنین پاسخ شنیدم.

 

پیامبر در این هنگام فرمودند: پدرش به فدایش باد. ...به راستی که فاطمه پاره ای از وجود من است.(25)

 

این روایت معروف با عبارت های مختلفی، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و سنی موجود است.(26)

 

استفاده حضرت زهرا (سلام الله علیها) از کلمه «خیر»، خود گویای این حقیقت است که سیره مذکور یک رُجحان و مزیت است؛ به دیگر سخن، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی می باشند؛ امری که رعایت آن رجحان و برتری دارد و مادامی که ضرورتی پیش نیامده است، عمل به آن بهتر و مطلوب تر است.

 

باری، در شرایطی که نیازی به ارتباط زنان با مردان نیست، بهتر آن است که بانوان خانواده با هیچ مرد نامحرمی تماس نداشته باشند و «خانه‌محور» باشند. این امر، رجحانی است و هرگز به معنای ممنوعیت قانونی حضور بانوان در جامعه نیست. از دیدگاه اسلامی زنان می توانند در صورت نیاز، با رعایت ارزش ‌های اسلامی و اخلاقی به عرصه های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی باشد؛ به عبارت دیگر، حکم بیان شده در روایت، یک توصیه اخلاقی ترجیحی است؛ نه یک حکم قانونی تکلیفی.

 

10. اصل حضور در اجتماع به هنگام ضرورت

 

پاره وجود رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، کامل ترین اسوه و الگوی حیا، عفت، عفاف و حجاب است. سخن از فاطمه است؛ فاطمه ای که پدرش کانون همه حوادث سیاسی‌ـ اجتماعی آن روزگار بود و او در کنار پدر، چون مادری مهربان، در همه این صحنه‌ها حضوری مستمر داشت. آری فاطمه (سلام الله علیها) در تمام عمر در صحنه های گوناگون اجتماعی حضور داشت؛ چه در دوران کودکی در شرایط طاقت فرسای مکه و حصر اقتصادی در شعب ابی طالب؛ چه در دوران بعد از هجرت به مدینه و کشاکش جنگ های پُرشمار و حوادث بی شمار، و چه در خانه علی (علیه السلام) که محل آمد و شد فراوان اصحاب و یاران خاص رسول بود. حضرت صدیقه طاهره (سلام الله عل?ها) در همه این صحنه ها حضور داشت؛ اما با همه این احوال، عفاف و حجاب او در اوج یگانگی و بی مثالی بود.

 

جلوه هایی بسیار زیبا و دیدنی از رفتار و گفتار فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در عرصه حجاب و عفاف گزارش شده است که حقیقت هر یک از این رفتارها و گفتارها می باید سرمشق دختران و زنان ما در زندگی قرار گیرد.

 

سیره رفتاری حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) نشان دهنده زیباجلوه‌ هایی از حضور فعال آن حضرت در عرصه اجتماع می ‌باشد؛ برای نمونه ایشان هر هفته، روزهای شنبه به سوی مزار شهدای اُحُد می شتافت و برای حمزه (رضوان الله تعالی علیه) و دیگر شهدای احد طلب آمرزش و علوّ درجات می نمود.

 

فاطمة زهرا (سلام الله علیها) پس از هجران پدر، حمایت از امامت را وظیفه خویش دانست و در این راه از هیچ فداکاری و جان ‌بازی دریغ نکرد و بارها و بارها در عرصه جامعه ظاهر شد و در جمع مردمان، خطبه هایی بی نظیر ایراد فرمود؛ خطبه ‌هایی در اوج فصاحت و بلاغت که فصیحان و بلیغان نام آور عرب را به شگفتی و شیفتگی واداشته است.

 

همان زهرایی که می‌فرماید: «برای زن بهتر آن است که نه او هیچ مردی را ببیند و نه هیچ مردی او را»، آن گاه که مصالح کلی جامعه اسلامی را در خطر می بیند، به سوی مسجد می شتابد و در حضور جمع کثیری از مردان مهاجر و انصار، غاصبان خلافت را به محاکمه می کشاند. چنین صحنه هایی از سیره رفتاری آن حضرت، تأییدگر این حقیقت است که فرموده پیش¬گفته ایشان یک امر رجحانی است که در شرایط ایده آل مصداق می یابد.(27)

 

11. اصل تقسیم کار در خانه

 

زندگی مشترک علی و فاطمه (علیهما السلام) کامل ترین اسوه در مسایل خانوادگی است.آنچه در خانه زهرا (سلام الله علیها) صورت می‌ پذیرفت، جملگی از حکمت بی کران الهی الهام گرفته بود. تقسیم کار در این خانه نورانی از علم و حکمت نبوی سرچشمه می گرفت: تدبیر کارهای منزل بر عهده زهرا (سلام الله علیها) و تدبیر امور بیرون منزل بر دوش علی (علیه السلام).

 

آن هنگام که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین تقسیم کاری را به علی و زهرا (عل?هما السلام) پیشنهاد فرمود، فاطمه خوشحالی و رضایت خویش را این گونه ابراز نمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه مسرور و خوشحال شدم؛ چرا که رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت.(28)

 

طرح پیشنهادی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیش از هر چیز ناظر به استعدادهای طبیعی و تکوینی هر یک از مرد و زن است؛ طرحی که در عرصه وظایف خانوادگی، نه زن سالاری را تجویز می کند، نه مردسالاری را؛ بلکه در بردارنده تقسیم کاری عادلانه در سایه سار ایثار و صمیمیت خانوادگی است.

 

12. اصل برقراری ارتباط خانواده با مسجد

 

هم جواری خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با مسجد و انس تمام اعضای خانواده با مسجد و محراب و نمازگزاری آنها در مسجد؛ جملگی بر اصل «مسجد محوری خانواده» تأکید می‌ورزد.

 

13. اصل همسایه مداری

 

حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در دعاهای خویش همسایه ها را بر اعضای خانواده مقدم می‌داشت و می فرمود: «فرزندم، نخست همسایه و سپس خانه».29

 

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اهمیت همسایه خوب را تا بدان پایه می دانست که سفارش می کرد پیش از تهیه آذوقه خانه، از همسایه اش پُرس و جو شود.(30) برای پیشگیری از اختلاف ها و برخوردها، از افراد می خواست با بستگانشان همسایه نشوند.(31) آن حضرت، همسایه بد را بزرگ ترین خسارت ها و سخت ترین گرفتاری می دانست.(32) رازگویی به همسایه را ممنوع اعلام کرده بود و می فرمود: کسی که همسایه اش را بر اسرار خود آگاه سازد، پرده های رازش دریده شود. (33)

 

فایده خوش همسایگی را «بسیاری همسایگان» و «مدد رسانی به همسایگان در دشواری ها» می دانست.(34) همسایه را تنها همسایه دیوار به دیوار نمی دانست؛ بلکه تا چهل خانه از هر سو را همسایه به شمار می آورد.(35)

 

می‌فرمود: بزرگوار، ...همسایه را گرامی می دارد.(36) عزیز نشود کسی که همسایگانش را خوار کند.(37)

 

14. اصل استفاده از لذت‌های روا

 

استفاده از لذت جویی های حلال بین همسران، بهره بردن از میوه ها و خوراکی های لذت بخش، همبازی شدن با کودکان، به مسابقه واداشتن فرزندان در عرصه هایی مثل کُشتی، شنا، اسب سواری و... مورد تأکید این زوج یگانه تاریخ، علی و فاطمه (سلام الله عل?ها) بود. پدرِ خانواده فاطمی می فرمود:دین باور باید شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم کند:

 

زمانی برای نیایش با آفریدگارش؛

 

وقتی برای فعالیت اقتصادی اش؛

 

فرصتی برای واداشتن نفس به لذت هایی که زیبا و حلال است.(38)

 

بدانید ای بندگان خدا! پارسایان هم در این دنیای زودگذر و هم در جهان آینده آخرت سود می‌برند. (پارسایان) با اهل دنیا در دنیاشان شریک شدند، در حالی که اهل دنیا در آخرت آنان شریک نشدند... . در دنیا در بهترین مسکن ها ساکن شدند و بهترین خوردنی ها را خوردند. با اهل دنیا در دنیاشان شریک شدند و با آنان از پاکیزه ها خوردند و نوشیدند و از بهترین ها پوشیدند و در بهترین مسکن ها ساکن شدند و با بهترین [بانوان] ازدواج کردند و بهترین مرکب ها را سوار شدند. با اهل دنیا به لذت دنیا دست یافتند و فردا همسایگان خداوندند... . پس به سوی این [مکتب جامع]، ای بندگان خداوند هر خردمند، شیفته است.(39)

 

* پی‌نوشت:

 

1. منسوب به امام صادق (ع) ، مصباح الشریعة، ص192.

 2. سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 368.

 3. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج3، ص555.

 4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج73، ص161.

 5. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص27.

 6. قال الحسن البصری: ما کانَ فِی الدُّنیا أعبَدُ مِن فاطِمَةَ کانَت تَقُومُ حتّی تَتَوَّرمُ قَدماها. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص75، ح62.

 7. حضرت زهرا3: «تَفکَّرتُ فِی حالی عِندَ ذَهاب عُمری وَ نُزُولی فِی قَبری فَشَبَّهتُ دُخُولِی فِی فِراشی بِمَنزِلی کَدُخُولِی إلی لَحدِی وَ قَبرِی فَاُنشِدُکَ الله إنْ قُمتَ إلَی الصَّلَوةِ فَتَعبُدَ اللهَ تَعالَی هذِهِ اللَّیلَةَ...» شوشتری، احقاق الحق، ج4، ص481.

 8. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص117.

 9. رسول الله (ص): «...مَتی قامَت فِی مِحرابِها بَینَ یدی رَبِّها... یقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: "یا مَلائِکَتی، اُنظُروُا إِلی أمَتِی فاطِمةُ، سَیدَةُ إِمائی، قائِمَةٌ بَینَ یدَی یرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خیفَتی وَ قَد أقبَلَت بِقَلبِها عَلی عِبادَتی. اُشهِدُکُم أنّی قَد آمَنتُ شیعَتها مِنَ النّار "...» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج28، ص38، ح1.

 10. سنن امام علی7، ص124.

 11. حضرت زهرا (س): «حُبِّبَ مِن دُنیاکُم ثَلاثٌ: تَلاوَةُ کتابِ اللهِ... وَ النَّظَرُ فِی وَجهِ رَسُولِ‌اللهِ، وَ الإنفاقُ فِی سَبیلِ اللهِ» قیومی، جواد، صحیفة الزهراء، ص276.

 12. حضرت زهرا (س): «قارِی الحَدید و إذا وَقَعَت و الرّحمن یُدعی فِی السّماواتِ ساکِنُ الفِردَوسِ» متقی هندی، کنزالعمال، ج1، ص583؛ قیومی، جواد، صحیفة الزهراء، ص276ص278.

 13. درآمد سالیانة فدک را بین 70000 تا 120000 سکة طلا ثبت کرده اند. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص118.

 14. تمام درآمد فدک تقدیم حضرت فاطمه (س) می شد؛ اما آن حضرت تنها به اندازة نیاز ضروری خود از آن برمی داشت و بقیه را بین نیازمندان تقسیم می‌فرمود. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص123، ح 25.

 15. رسول الله (ص): «یا بُنَیّة! ما اَبُوکِ بِفَقیرٍ وَ لا بَعلُکِ بِفَقیرٍ وَ لَقَد عُرِضَت عَلیَّ خَزَائِنُ الأرضِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ فَأختَرتُ ما عِندَ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ. یا بُنَیّة! لَو تَعلَمِینَ ما عَلِمَ اَبُوکِ لَسَمَجَتِ الدُّنیا فِی عَینَیکِ...» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص133؛ اربلی، علی‌بن‌عیسی، کشف الغمه، ج1، ص362.

 16. قال رسول الله (ص): «قَد جُعِلَت فِدَاهَا اَبُوهَا (ثَلاثَ مَرَّاتٍ) ما لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ لِلدُّنیا فَاِنَّهُم خُلِقُوا لِلآخِرَةِ وَ خُلِقَتِ الدُّنیا لَهُم» و به روایتی دیگر: «جُعِلَت فِداهَا اَبُوهَا (ثَلاثَ مَرَّاتٍ) لَیسَتِ الدُّنیا مِن مُحمَّدٍ وَ لا مِن آلِ مُحمَّدٍ وَلَو کَانَتِ الدُّنیا تَعدِلُ عِندَاللهِ مِن الخَیرِ جَناحَ بَعُوضَةٍ ما أسقَی فِیهَا کَافِراً شَربَةَ مَاءٍ» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص20، ح 7 و نیز ص86.

 17. (وَ یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ أسیراًی إنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُوراً) انسان (76)، 8ـ9.

 18. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص118.

 19. ر.ک: همان، ص123، ح25.

 20. قَالَتْ: «یَا ابْنَ عَمِّ! مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی» فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص151؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج43، ص191.

 21. قَالَتْ فاطمة3 لقد قال رسول‌الله9: «مَثَلُ الامامِ مَثَلُ الکَعبَةِ إذ تُؤتی وَ لا تَأتی» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص353، ح224.

 22. حضرت زهرا (س): «یا اَبَاالحَسَنِ! روُحی لِروُحِکَ الفِداءُ وَ نَفسی لِنَفسِکَ الوِقاءُ. إن کُنتَ فی خَیرٍ کُنتُ مَعَکَ وَ إِن کُنتَ فِی شَرٍّ کُنتُ مَعَکَ» حائری مازندرانی، محمدمهدی، کوکب الدّرّی، ج1، ص196.

 23. حضرت فاطمه (س): «هَاتِی وَ سَلِی عَمَّا بَدَأ لَک، أرَاَیتَ مَن اکتَری یَوماً یَصعَدُ إِلَی سَطحٍ بِحَملٍ ثَقِیلٍ وَ کَرَاهُ مِأةَ ألفَ دِینارٍ أیثقُلُ عَلَیهِ؟ أکتَرَیتُ أنَا لِکُلِّ مَسألةٍ بِأکثَرَ مِن مِلءِ ما بَینَ الثَّرَی إِلَی العَرشِ لُؤلُؤاً فَأحرَی أن لا یثقُلَ عَلَیَّ» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص3؛ تفسیر امام عسکری7، ص340.

 24. حضرت فاطمه (س): «خَیرٌ لِلنِّسَاءِ أن لایرِینَ الرِّجَالَ وَ لایرَاهُنَّ الرِّجَالُ» شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص43 و172؛ شیخ صدوق، مکارم الاخلاق، ص233؛ مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص54.

 25. رسول‌الله (ص): «جُعِلَت فِدَاهَا أبُوهَا... إِنَّ فَاطِمَةَ بَضعَةٌ مِنّی» متقی هندی، کنزالعمال، ج8، ص315؛ مجلسی، بحارالانوار، ج37، ص69.

 26. از آن جمله است: علامه مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص36 و ج100، ص238 و ج37، ص69 و ج43، ص84؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج8، ص315 و ج16، ص601.

 27. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، جامی از زلال کوثر، ص107ـ111.

 28. حضرت فاطمه (س): «فَلا یَعلَمُ ما دَخَلَنی مِنَ السُّرُورِ إلّا اللهُ بِاِکفائی رَسُولُ‌الله تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ» حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص172؛ مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص253.

 29. حضرت زهرا (س): «یا بُنَیَّ، الجارُ ثُمَّ الدّارُ» مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص81، ح3.

 30. آمدی، غررالحکم، حدیث 5598.

 31. جلوه های حکمت، ص133.

 32. آمدی، غررالحکم، حدیث 4734.

 33. جلوه های حکمت، ص134.

 34. آمدی، غررالحکم، حدیث 7762.

 35. جلوه های حکمت، ص134.

 36. آمدی، غررالحکم، ح 1996.

 37. همان، ح 9486؛ ر.ک: سیدی، حسین، همنام گل‌های بهاری (نگاهی نو به زندگی و شخصیت پیامبر گرامی اسلام9).

 38. آمدی، غررالحکم، حدیث 7370؛ سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 382.

 39. شیخ طوسی، الامالی، ص26؛ شیخ مفید، الامالی، ص263؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج62، ص124

 * منبع: خانواده و تربیت مهدوی،ص148،آقاتهرانی و حیدری کاشانی

http://www.e-heyat.com/fa/156/4110,14-اصل-اززندگی-حضرت-زهرا-س-و-امام-علی-ع-.aspx


 

جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س)

 نویسنده: عذرا انصاری

 

«از نشانه‌های اوست که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید تا در کنار او آرامش یافته، با هم انس گیرید، و میان شما دوستی و رحمت قرار داد.»

حضرت فاطمه(س) که نمونه بارز و نشانه کامل زن است، بهترین و روشن‌ترین مصداق آیه فوق است. بی‌تردید در این ازدواج مبارک، اهداف و مقاصدی بیش از آنچه در ازدواج‌های معمولی منظور است، درنظر بود. آن هدف برتر، همانا همگامی در مسیری بود که موجب کمال اعضاء خانواده و همچنین اجتماع می‌شد. آنچه از تاریخ برجای مانده است به تحقق این انگیزه مقدس در این پیمان زناشویی شهادت می‌دهد. می‌بینیم که فاطمه از لحظه ورود به خانه گلی، اما نورانی علی(ع) تا آخرین روز زندگی بر سر پیمان خود بود.این از فرازهای برجسته زندگی حضرت فاطمه(س) است که از همان آغاز ورود به خانه همسر، تمام شخصیت و هویت خود را چنان بروز دهد که تا پایان مسیر مشخص باشد.پاسخ صریح و زیبای علی(ع) به پیامبر اکرم(ص) در فردای عروسی، مؤیدی است بر آنچه گفته آمد. علی(ع) در این جواب کوتاه و عمیق فاطمه را بهترین یار و مددکار در طاعت حق معرفی می‌کند. وقتی پیامبر(ص) از او پرسید که زهرا(س) را چگونه یافتی؟ عرض کرد:

«نِعمَ العَونُ عَلی طاعَهِ‌الله»

«فاطمه، چه خوب یاوری برای اطاعت الهی است»

و هنگامی که پیامبر(ص) همین پرسش را از فاطمه(س) کرد، پاسخی شنید که حکایت از کمال رضایت خشنودی زهرا(س) می‌کند.

تعاون بر تقوا و نیکی یکی از ارکان زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه(س) بود و شاید یکی از بهترین و شکوهمندترین نشانه‌های آن این است که زهرا(س) در طول زندگی پرفراز و نشیب خود با علی(ع)، هیچ‌گاه از وی تقاضایی ننمود که اجابت آن برای علی(ع) مشکل و موجب اذیت وی باشد. لباس، زینت، اثاث خانه، مسکن وسیع و امثال آن خواسته‌هایی است که معمولاً هر زنی به خود اجازه می‌دهد که از همسر خویش درخواست نماید، امّا زهرا(س) هرگز همسرش را برای تهیه این نوع خواسته‌ها به زحمت نینداخت. حتی وقتی در بستر بیماری بود و علی(ع) با دلی پر از عشق و محبت، از او خواست که اگر خواسته‌ای دارد ابراز کند، زهرا(س) از بیان تقاضای خود ابا می‌کرد. علی(ع) فرمود:

«فاطمه جان، چیزی از من بخواه»

و هنگامی که زهرا(س) را همچنان ساکت و آرام دید، او را سوگند داد که از او تقاضایی کند. فاطمه که دیگر سکوت را جایز نمی‌دید، گفت: اکنون که سوگندم دادی اگر اناری باشد، مایل هستم. علی(ع) از اینکه می‌دید همسرش بعد از سالها زندگی و قناعت، بالاخره از او درخواست کرده است، برای انجام خواسته او با خوشحالی از خانه بیرون آمد که مشروح جریان آن در کتابهای تاریخی و روایی آمده است. وقتی فاطمه(س) از بیت نبوت به سرای امامت رفت، میان این خانه و خانه پدرش تفاوتی نمی‌دید، زیرا این خانه هم، مانند آنجا، محلی برای رفع مشکلات و حل گرفتاری‌های مردم بود. علی(ع) در گفت و گویی که با یکی از مردان بنی اسد داشت به او فرمود: می‌خواهی از وضع زندگی خود با فاطمه(س) برایت سخن بگویم؟ او در خانه تلاش بسیار می‌کرد، جدی و سخت‌کوش بود، حمل آب، آرد کردن جو، پختن نان و کارهای دیگر خانه، او را آزرده و خسته کرده بود. به او پیشنهاد کردم نزد پیامبر(ص) برویم و از او درخواست یک خدمتکار نماییم، تا تو از این همه کار و تلاش، قدری بیاسایی.

فاطمه به خدمت پیامبر(ص) رسید دید جمعی از اصحاب، گِردش نشسته‌اند. از شرم برگشت و چیزی نگفت. رسول خدا(ص) که متوجه آمدن فاطمه(س) شده بود، فردای آن روز به خانه ما آمد و فرمود:

فاطمه جان، دیروز برای چه آمده بودی؟

حیا موجب سکوت فاطمه شد. من عرض کردم مسئولیت فاطمه در کارهای خانه زیاد و طاقت‌فرساست و پیشنهاد خود را با پیامبر(ص) در میان گذاشتم.

پیامبر(ص) فرمود:

دخترم می‌خواهی چیزی به تو آموزش دهم که از کنیز و خدمتکار بهتر باشد؟ بعد فرمود:

شب، هنگام خواب 33 مَرتبه خدای را با «سبحان‌الله» تسبیح کن و 33 مرتبه «الحمدلله» بگو و نیز 34 مرتبه «الله اکبر» را بر زبان بیاور، دخترم اگر این‌ ذکر را هر شب تکرار کنی، خداوند مشکلات دنیا و آخرت را بر تو آسان می‌گرداند.

فاطمه بعد از شنیدن این سخنان، سه مرتبه گفت:

«از خدا و رسول خدا خشنودم»

نقل شده است بعد از خروج پیامبر اکرم(ص) از خانه فاطمه(س) آیه 30 سوره «اسراء» نازل شد و حضرت(ص) که همه‌ وجودش رحمت و عطوفت بود، فضه را که زنی پرهیزکار بود برای کمک، در اختیار حضرت زهرا(س) گذاشت.

 

امروز نوبت من است

فاطمه(س) گرچه دارای خدمتکاری دلسوز چون «فضه» شده بود ولی بر خود نمی‌پسندید که همه کار را بر دوش او بگذارد، لذا وظایف داخل خانه را تقسیم نمود. سلمان می‌گوید:

فاطمه(س) را دیدم که کنار آسیاب نشسته و مشغول آرد کردن جو، است. چوب آسیاب خون‌آلود بود، فرزندش حسین از شدت گرسنگی گریه می‌کرد، عرض کردم: شما که خدمتکاری چون فضه دارید، چرا از او برای انجام این امور کمک نمی‌گیرید؟

فاطمه(س) فرمود: نوبت او دیروز بود، امروز نوبت من است. عرض کردم: می‌‌خواهم به شما کمک کنم، کار آسیاب را انجام دهم یا حسین(ع) را آرام کنم؟ فرمود: من برای بچه‌داری مناسبترم. انس کودک به مادرش بیشتر است، شما آسیاب کنید، و من مشغول آرد کردن جو شدم.

 

فرجام شیرین

گزارش دیگری که بیانگر رنج‌های فاطمه(س) در طول زندگانی کوتاه اوست، گزارشی است که جابر نقل کرده است:

پیامبر(ص) فاطمه را دید که پیراهنی بسیار خشن و کم ارزش پوشیده و با دست آسیاب می‌کند و در همان حال فرزندش را شیر می‌دهد، پیامبر(ص) در حالی که اشک می‌ریخت فرمود: دخترم سختی‌های دنیا را تحمل کن تا به شیرینی و حلاوت‌های آخرت دست یابی. فاطمه(س) عرض کرد: خدا را بر نعمت‌هایی که داده است سپاسگزارم. به همین مناسبت این آیه شریفه خطاب به پیامبر اکرم(ص) نازل شد:

«وَلَسَوف یعطیکَ رَبّکَ فَتَرضی»

«پروردگار تو آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود گردی».

 

تجلی ایثار

ایثار و از خودگذشتگی، یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط و محبت میان اعضاء یک مجموعه است. نمونه‌های ایثار و گذشت در زندگی هر انسانی نشانگر بزرگی روح و علو همت اوست. از این موارد در زندگی امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) فراوان دیده می‌شود. به این نمونه زیبا توجّه فرمایید: پیامبر اکرم(ص)، علی(ع) و فاطمه(س) را مشاهده نمود که مشغول کار هستند. از آنها پرسید: کدام یک خسته‌تر هستید؟ امیرالمؤمنین(ع) پاسخ داد: فاطمه!

رسول خدا(ص) در جای فاطمه(س) نشست و کار او را انجام داد.

روشن است آنگاه که روح تعاون در محیط محدود خانه اوج گرفت و انسان، گذشت و فداکاری را پیشه خود نمود در جامعه نیز با همه گستردگی‌اش اثر می‌گذارد، بنابراین محیط زندگی شخصی، زمینه‌ای برای رشد مکارم اخلاقی و آماده شدن برای حضور مفید در اجتماع می‌باشد.

 

تقسیم کار

یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازنده‌ای دارد، برنامه‌ریزی دقیق و منطبق با واقعیت‌های زندگی است. اداره خانه، علی‌رغم این که ساده و عاری از پیچیدگی جلوه می‌کند، ظرافت‌های خاص خود را می‌طلبد که بی‌تردید، به کار بستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار باعث می‌شود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید. یکی از جلوه‌های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود.مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو قسمت کند. رسول خدا کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسئولیت‌های خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می‌کرد و رضایت خود را از این تقسیم‌بندی ابراز می‌داشت.8

بی تردید، تقسیم‌بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود.

 

رازداری

ادب و احترام زن به همسر خود اقتضا می‌کند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستی‌ها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجه‌ای جز رنجش شوهر، ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار و محبت، اقتضا می‌کند که او خود به ترتیبی که می‌داند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر همسر خود، تحمیل نکند.

روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را بسوی آسمان،‌ بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.

پیامبر اکرم(ص) بدون این که زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او با خبر می‌شود که این خود، یکی دیگر از نمونه‌های پایبندی به اساس و اسرار خانواده است.

 

فداکاری

اصولاً شالوده هیچ خانواده‌ای بدون گذشت و ایثار، استوار نمی‌ماند. در خانه‌ای که تمام افراد آن در اندیشه منافع شخصی خود باشند و خبری از فداکاری نباشد، مهر و صفایی در میان نخواهد بود.در زندگی خانوادگی زهرا(س) شاهد نمونه‌های برجسته ایثار و فداکاری هستیم که به نمونه‌ای از آن اشاره می‌کنیم:

صبح یکی از روزهایی که علی(ع) و فاطمه(س) در کنار هم بودند، علی(ع) برای رفع گرسنگی شدید خود غذایی را از همسرش طلب کرد. زهرا(س) گفت: خود دو روز است که چیزی نخورده‌ام و هر چه در خانه بود برای شما و فرزندان آوردم.علی(ع) فرمود: چرا مرا از این امر آگاه نساختی تا برای تهیه غذا اندیشه‌ای کنم؟

زهرا(س) پاسخ داد: از خدای خود شرم کردم که چیزی از تو بخواهم که انجام آن برایت دشوار باشد.

علی(ع) از خانه بیرون آمد و یک دینار قرض کرد. خواست با آن غذایی تهیه کند که بین راه مقداد را دید. مقداد در هوای گرم مدینه، در کوچه نشسته بود. حضرت از او پرسید: چرا در این هوای گرم این چنین پریشان در کوچه نشسته‌ای؟

مقداد عرض کرد: جواب این سئوال را از من نخواه و بگذار نگویم که بر من و خانواده‌ام چه می‌گذرد.

علی(ع) فرمود: من از اینجا نمی‌روم تا اینکه علت پریشانی تو را بدانم. مقداد که چاره‌ای جز بیان وضعیت خود ندید، گفت: همسر و فرزندانم از شدت گرسنگی، دندانهای خود را به هم می‌فشارند و چون این وضع رقّتبار برایم قابل تحمل نبود، از خانه بیرون آمدم، تا شاهد چنین وضعیتی نباشم. دیدگان علی(ع) از اشک پر شد و دانه‌های آن بر محاسن مبارکش جاری گشت و رو به مقداد کرد و فرمود: احتیاج تو به این دینار بیش از من است. پول را به او داد و برای اقامه نماز، راهی مسجد شد. نماز را با پیامبر(ص) به جا آورد. پیامبر(ص) بعد از نماز رو به علی(ع) کرد و فرمود: آیا دوست داری من مهمان شما باشم؟

علی(ع) از شرم، پاسخی نداد.

پیامبر(ص) فرمود: چرا پاسخ نمی‌دهی؟

علی(ع) گفت: بله تشریف بیاورید.

پس از آن به اتفاق یکدیگر وارد خانه شدند. فاطمه، مشغول عبادت بود پیامبر(ص) پس از سلام و احوالپرسی فرمود: دخترم!‌ زندگی را چگونه می‌گذرانی؟ فاطمه(س) اززندگی خود اظهار رضایت کرد. در همین حال، علی(ع) متوجه ظرف غذایی شد که بوی عطر آن، فضای اتاق را پر کرده بود، ظرفی مملو از طعامی مطبوع و خوشبو. علی(ع) پرسید: این غذا از کجا آمده است؟ من تا به حال، غذایی به این مطبوعی و خوش رنگی ندیده‌ام. پیامبر(ص) دست خود را بر دوش علی(ع) گذاشت و فرمود: این، در مقابل آن ایثاری است که برای رضای خدا کردی و دیناری را که خود بدان نیازمند بودی، در راه خدا انفاق نمودی و در همان حال گریست.10شاهد سخن، اوج اظهار رضایتی است که حضرت فاطمه(س) از وضعیت زندگی خویش دارد.

 

نگاه روح بخش

وجود زن، در خانه می‌تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، بگونه‌ای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. درغیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‌داند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگی‌اش نگاه کسی است که از میان موج‌های سهمگین دریا، به ساحل نجات می‌نگرد.‏

 

مشکلات بیرونی

هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه قوی و زنده،‌ نیازمند است. او سعی می‌کند از لحظاتی که در بستر آرام بخش خانه‌اش سکونت می‌یابد، برای تقلیل کاستی‌ها و زدودن نگرانی‌ها استفاده کند.‏

مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده‌ای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود.

فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‌داند؛ همچنین می‌داند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی رو به روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و با صفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی‌آورد، بلکه آنچه می‌گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان می‌کند: هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من بر نداشت و هرگاه که به رخسارش نظاره می‌کردم، تمام غصّه‌هایم برطرف می‌شد و دردهایم را فراموش می‌کردم. در جایی دیگر می‌فرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.12

 

سپاس مجاهدت‌ها

فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگ‌های نظامی، مایه امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را بخوبی اداره می‌کرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‌نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می‌برد؛ به طوری که وقتی علی(ع) بر می‌گشت و ساعاتی را در میان خانواده‌اش می‌گذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقت‌فرسا، از تن او می‌رفت و با خیال آسوده، خود را آماده نبردهای آینده می‌کرد.

وقتی علی(ع) از جبهه باز می‌گردد، فاطمه(س) به استقبال او می‌رود و با روی گشاده و لبخند حاکی از رضایت و افتخار به او می‌نگرد، لباس و شمشیر خون‌آلود او را می‌شوید و از حوادث میدان جنگ از او می‌پرسد و بدین وسیله نقش خود را در جهاد سرنوشت‌ساز اسلام و در تقویت روانی شوی مجاهدش، ایفا می‌کند.دردهای علی(ع)، دردهای فاطمه(س) نیز هست، از این رو، گفتار و کردار حضرت زهرا در راستای خواست علی بود. حمایت و پشتیبانی فاطمه از همسرش به اندازه‌ای مهم و مؤثر بود که علی(ع) مادامی که همسرش زنده بود، تن به بیعت نداد.

خلیفه اول و دوم چندین بار تقاضای ملاقات او را کرده بودند و فاطمه(س) نپذیرفته بود؛ امّا تاریخ می‌نویسد؛ علی(ع) در واپسین روزهای حیات زهرا(س) نزد او آمد و تقاضای آنها را برای ملاقات فاطمه(س) بازگو کرد و از او اجازه خواست. زهرا(س) چنین گفت: خانه از آن شما و من نیز در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‌دانی عمل کن. این را گفت و چادر بر سر کشید و صورت خود را به آن سوی اطاق متوجه ساخت.

 

اشک‌ها بدرقه راهش

پیمان وفاداری و پیوند زناشویی، در خانه علی(ع) آن چنان محکم و استوار بود که تنها مرگ می‌توانست در ظاهر، آنها را از هم جدا کند. فاطمه(س) با شهادت خود، قلب علی(ع) را که هنگام ورودش به خانه او قوت و اطمینان بخشیده بود، چنان بی تاب و تحمل کرد که در باور هیچ ناظری نمی‌گنجد.

روزی فاطمه(س) به علی(ع) گفت: هنگام فراق، نزدیک شده است؛ سخنانی دارم که می‌خواهم با تو بگویم.

علی(ع) فرمود: آنچه دلت می‌خواهد بگو، علی(ع) بر بالین فاطمه(س) نشست و دستور داد کسی داخل اطاق نباشد. دخت پیامبر(ص)، این گونه آغاز کرد: ای پسر عم! از شروع زندگی‌ام با تو در هیچ امری مخالفت تو را نکردم، و هرگز از من دروغ و خیانت، سر نزد.

علی(ع) در حالی که او را تصدیق می‌کرد، گفت: تو با‌تقواتر و متواضعتر از آن هستی که من تو را بر چنین امری سرزنش کنم. آه چقدر جدایی و دوری از تو بر من دشوار خواهد بود!‌ مصیبت پیامبر(ص) برایم زنده می‌شود. از دست دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است. از این ماتم به خدای خود پناه می‌برم و دل به او می‌سپارم. مصیبت فراق تو آن‌قدر تلخ و سنگین است که تحمل آن برای علی(ع) مشکل و طاقت‌فرساست. مصیبتی که هیچ چیز نمی‌تواند آن را جبران کند؛ این دردی است که درمانی برای او نمی‌بینم. سپس علی(ع) سرفاطمه(س) را به سینه چسباند و با هم گریستند. گریه فاطمه(ص) برای تنهایی علی و اشک علی برای از دست دادن یار و حامی وفادار خود بود.‏

 

منابع :  روزنامه اطلاعات پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 - شماره 25

http://www.nooreaseman.com/forum9/thread23176.html


 

جلوه‌های رفتاری فاطمه (س) در برخورد با همسر

 

یکی از عوامل بسیار مهم و اساسی در زمینه‌ی تحکیم خانواده ، تدبیر در حسن سلوک با همسر است. این مفهوم از مفاهیم پیچیده‌ای است که چندین مفهوم دیگر در تشکّل ساختار آن نقش‌آفرینی می‌کنند. 

 فراست و کاردانی در تدبیر منزل و رفتار با همسر، می‌تواند از تعیین‌کننده‌ترین عوامل موفقیت در آیین همسرداری به حساب آید.

  در این‌ مقاله  نمونه هایی از ظرایف و لطایف جلوه‌های رفتاری و گفتاری فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان ـ حضرت امیرالمؤمنین (ع) ـ بیان می‌شود تا در تحلیل جوانب و جزئیات این رفتار، گامی به سوی درک کاربردی مفهوم «فراست و تدبیر در حسن سلوک با همسر»، برداشته شود.

1 ـ توجه به ظرایف روحیات همسر

 

یکی از عوامل استحکام بخش پیوندهای مودّت میان زن و شوهر این است که طرفین بتوانند حالات و روحیات یکدیگر را درک کنند. شاید هیچ عاملی به اندازه‌ی درک متقابل روحیات در زندگی خانوادگی، نمی‌تواند آرامش‌بخش و سازنده باشد. مهمترین عامل و سبب محبت نیز معرفت است و درک روحیه و شناخت ابعاد وجودی همسر، از تجلّیات معرفت به اوست.

 

فاطمه (س)، علی(ع) را خوب می‌شناخت و بر روحیات او مشرف بود. در شرایطی که دیگران علی(ع) را درک نمی‌کردند و از جلوه‌های رفتاری وی سوء برداشت می‌نمودند ، این همسر گرامی وی بود که او را می‌شناخت و برای دیگران رفع ابهام می‌کرد.

2ـ پرهیز از تقاضای نامقدور

 

در زندگی مشترک، توجه به ظرایف روان‌شناختی که مربوط به روحیه‌ی مردانه یا زنانه است، در رأس مهمترین عوامل مؤثر در استحکام خانواده قرار دارد. علی(ع) هرچند یک انسان کامل و بود ، لکن در قالب آیتی مذکر، در این عالم ظهور کرد و در یکی از شئون امکانی خود، حائز مقام ریاست اقتصادی خانواده گردید. وجود فاطمه (س) نیز هر چند حاصل همه‌ی عظمت‌های لاهوتی بود ، لکن در p dir=حضرت زهرا (سلامRTL zwnj;ساز اسلام و در تقویت روانی شوی مجاهدش، ایفا میnbsp;قالب آیتی مؤنث و تحت تکفل اقتصادی علی(ع) به‌‌سر می‌برد و یکی از جهات کمالیه‌ی زندگی مشترک این دو وجود مقدس، این بود که به ویژگی‌های زنانه یا مردانه یکدیگر توجه و دقت می‌فرمودند.

در زندگی مشترک معمولاً اگر تقاضایی از سوی زنی در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد ، نوع خاصی از احساس سرشکستگی را در خود خواهد یافت و این واقعیت روح او را خواهد آزرد.

 

آن‌چه از سطور نورانی زندگی خانوادگی فاطمه(س) به دست ما رسیده است، نشان دهنده‌ی این حقیقت است که فاطمه (س) به این معنی توجه وافر داشته و این نکته‌ی ظریف را همواره رعایت می‌فرموده است چنان‌که در تاریخ زندگی معصومانه‌اش آمده است:

 

«در یکی از روزها، صبحگاهان امام علی(ع) فرمود: فاطمه جان آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟ آن بانو(س) فرمود: نه، سوگند به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید، دو روز است که در منزل غذای کافی نداریم؛ امام علی(ع) با تأسف فرمود: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال غذا بروم؟ فاطمه (س) فرمود:  ، «ای ابالحسن، من از پروردگار خود حیا می‌کنم که چیزی را که تو بر آن توان و قدرت نداری از تو درخواست کنم.»(اربلی، 1381: ج2، ص26)

3 ـ سازگاری با همسر

 

یکی دیگر از عواملی که سبب تحکیم خانواده می‌شود ، این است که زوجین با یکدیگر توافق و سازش اخلاقی داشته باشند. مسلم است که وقتی زن و شوهر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و در جمیع شئون زندگی، با یکدیگر شریک می‌شوند ، گاه اختلاف سلیقه‌هایی پیدا می‌کنند. برای آن‌که این اختلاف‌ها، اساس زندگی مشترک را خدشه‌دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند ، باید به فرآیندی جهت سازش و توافق توسل کرد. در طی این فرآیند ، هر یک از زن و شوهر از بعضی امیال، خواست‌ها و سلیقه‌هایشان برای احترام به نظر همسر خود، چشم‌پوشی می‌کنند. البته این امر، درباره‌ی وجود دو معصوم(س) با عامه‌ی مردم متفاوت است. با این وصف، علی(ع) در این زمینه درباره‌ی همسرش فاطمه (س) می‌فرماید: «فاطمه(س) مرا به خشم نیاورد و مخالفتی با امر من نکرد و هر وقت نگاهش می‌کردم، تمام غم‌هایم زایل می‌شد.»(اخطب خوارزم، 1374: ص256)،

4 ـ محبت و احترام نسبت به همسر

 

یکی از رموز موفقیت در زندگی مشترک این است که در پاره‌ای از مسائل جزئی، فراست و دقت نظر اعمال شود. چنان‌که صدا کردن همسر، یک امر بسیار روزمره در زندگی خانوادگی است .

 

در صورتی‌که خطاب به همسر، احترام‌آمیز باشد، پژواکی از محبت و صمیمیت را درپی‌خواهد داشت.

 

 

وجود مبارک علی(ع) و فاطمه(س) در رعایت این نکته نیز، الگو و سرمشق بوده‌اند. آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می‌داد و گاه با لقب شریف « یا امیرالمؤمنین» او را فرا می‌خواند و در گاه مؤانست و بعضی از موارد دیگر نیز از سر حکمت، وی را با نام مبارکش می‌خواند و گاه نیز با سایر القاب شریفه از او یاد می‌نمود.

 

هرچند که در میان انبوه ارتباطات وسیع و گسترده‌ی زن و شوهر، خطاب نمودن همسر از ساده‌ترین جلوه‌های رفتاری و بسیط‌ترین فرمول‌های ارتباطی است ولکن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نحوه، نوع و لحن خطاب و آمیزه‌های احساسی انعکاس یافته در خطاب و بکارگیری اسماء و القاب مناسب برای مخاطب قراردادن افراد ، تأثیر عمیقی در واکنش‌های عاطفی افراد بر جای می‌گذارد و زن و شوهر نیز جهت تحصیل خرسندی و رضایتمندی خاطر از یکدیگر ، بیش از هر چیز به کنش‌ها و واکنش‌های عاطفی مثبت و مناسب نیازمندند؛ لذا باید به همین مسائل به ظاهر ساده ، ولی مهم نیز توجه نمایند. به عنوان نمونه، فاطمه(س) هنگام شکایت مرگ پدر و مشکلات سیاسی همسرش را این‌گونه خطاب می‌فرماید: « یا ابن ابی‌طالب » (مجلسی، 1404ق، ج8، ص125) و با این خطاب، متذکر نسبت علی (ع) با پیامبر (ص) می‌شود و هنگامی‌که می‌خواهد خبر رحلت خود را به علی (ع) بدهد، ایشان را با خطاب «یا ابن‌عم» فرامی‌خواند تا متذکر نسبت خود و علی (ع) شود. (همان، ج43، ص191)

 

منبع : پرسمان - پیام زن

 

گرد آوری توسط گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

 

http://tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

http://www.tebyan-zn.ir


 

چهارده اصل تربیتی از زندگی مشترک حضرت زهرا و امیر المؤمنین (علیهما السّلام)

 

1. اصل خدامحوری و عبادت خانوادگی

 

در زندگانی مشترک امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه (سلام الله علیهما) تمام اعضای خانواده عاشق و شیفتة پروردگار بودند. به فرمودة امیرالمؤمنین (علیه السلام): عشق به خداوند، آتشی است که بر چیزی نمی گذرد جز آن که آن را به آتش می کشاند و نوری خدایی است که بر چیزی پرتو نمی افکند جز آن که آن را غرق نور می کند. پس کسی که به خداوند عشق بورزد، همه چیز مُلک و ملکوت خویش را به او می دهد.1

 

هرگاه خداوند بخواهد بنده را گرامی بدارد، او را گرفتار عشق و محبت خویش می  گرداند.2

 

باری، آتش عشق پروردگار آن خانه را غرق نور الهی و اعضای آن خانواده را شیفته و حیران پروردگار ساخته بود. در آن خانة ملکوتی اتاقی ویژه نماز و مناجات با پروردگار بود که نه کوچک بود و نه بزرگ.3 در آن اتاق تنها قرآن، شمشیر و فرش بود.4

 

ابن ابی الحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت، دربارة عبادت های امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می نویسد: ...و اما عبادت، پس علی عابدترین و پُرنمازترین مردمان بود. از همه بیش تر روزه می گرفت و نمازهای مستحبی را بر پا می داشت و همواره ذکر می گفت... و چه گمان می بری دربارة مردی که پیشانی اش از بسیاری سجده همانند زانوی شتر شده بود.5

 

حسن بصری درباره عبادت محوری حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می گوید: در تمام دنیا عابدتر از فاطمه یافت  نمی شود. او به حدی برای  نماز و عبادت بر پا می ایستاد که پاهایش ورم  می ‌کرد.6

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) حتی در شیرین ترین و خاطره انگیزترین لحظه های زندگی نیز دل در گرو عشق خدا نهاد و در شب ازدواج خطاب به یگانه کُفو و همتایش علی (علیه السلام) فرمود: انتقال از خانة پدرم به خانة خودم، مرا به یاد انتقال به خانة قبرم انداخت. تو را به خدا سوگند می دهم تا در این ساعات به نماز برخیزی تا امشب را با هم به عبادت پروردگارمان بگذرانیم.7

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فردای آن شب از علی (علیه السلام) پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟! حضرت علی (علیه السلام) بی درنگ فرمود: نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ اللهِ؛ بهترین یار برای اطاعت و عبودیت پروردگار.8

 

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هر شب پس از فراغت از وظایف خانه داری چنان خائفافه و خالصانه بر سجاده به نماز می ایستاد که پروردگار بدان بر ملائکة خویش مباهات می فرمود: ملائکة من، اینک بر سرور کنیزانم فاطمه نظر کنید. بر درگاه من ایستاده، در حالی که بند بند وجودش از خوف من مرتعش و لرزان است. او با تمام وجودش به عبادت من روی نهاده است. اینک شما را گواه می گیرم که پیروان و شیعیان او را از آتش ایمنی بخشیدم.9

 

2. قرآن گرایی

 

روح و جان اعضای این خانواده با قرآن عجین گشته و تمام اخلاق و مرام اعضای خانواده فاطمی، قرآنی گشته بود. تلاوت قرآن پدر خانواده، چنان در اوج بود که درباره او گفته اند: «به خدا هیچ قریشی را ندیده ایم که بیش از امام علی(علیه السلام) قرآن بخواند».10

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) به طور شبانه روز با قرآن انس و رفاقت داشتند و به تلاوت آن عشق می ورزیدند.11 آن حضرت بر تلاوت سوره های واقعه، الرّحمن و حدید تأکید می ورزیدند و می فرمودند: قرائت کننده سوره های حدید و الرّحمن و واقعه در آسمان ها ساکن فردوس خوانده می شود. 12

 

3. اصل ساده زیستی و زهد خانوادگی

 

فاطمة زهرا (سلام الله علیها)، این اسوة بی مثال الهی، در طول زندگانی خویش هماره دعوت کننده به سوی «وارستگی از دنیا و دل ‌سپاری به خدا» بود؛ اما نه دعوتی با زبان، که دعوت با تمام وجود و در عمل؛ دعوتی که ارزش و تأثیرش در هدایت و تربیت پیروان از هزاران دعوت زبانی بیشتر و مؤثرتر است.

 

فاطمه (سلام الله علیها) در انتخاب بین دنیا و آخرت، سرای باقی را برگزیده و سیره زندگانی خویش را بر بی اعتنایی به زخارف دنیایی و قناعت به حداقل نیازهای ضروری بنا ساخته بود. زندگانی او به دور از تشریفات و تجملات و در عین سادگی، لبریز از صفا، نشاط و زیبایی های معنوی بود. ساده زیستی فاطمه نه از روی فقر و ناداری که برخاسته از اوج معرفت و غنای روحی آن حضرت بود. بهترین شاهد این مدعا، آن دوران از زندگانی فاطمه (سلام الله علیها) است که فدک در اختیار ایشان بود. فدک، سرزمین حاصل خیزی بود که می توانست تمام گندم مورد نیاز مدینه را تأمین کند. بعد از آن که پیامبر، به فرمان خداوند، فدک را به دخترش بخشید، تمام درآمد آن13 در اختیار فاطمه قرار می گرفت؛ اما این درآمد بسیار نتوانست صفا و سادگی زندگی ایشان را دگرگون سازد؛ چراکه فاطمه از دنیا رهیده، تمام حاصل فدک را فدای رضایت و خشنودی خداوند می کرد.14 باری، ساده زیستی فاطمه نه پیامد جبر و تحمیل روزگار، که رهاورد وارستگی او از دنیا و انتخاب عارفانه وی بود.

 

او وارستگی از دنیا را از پدری آموخته بود که در مقام تهذیب و تزکیه دخترش می فرمود: دخترم! پدر و شوهر تو فقیر نیستند. خداوند، گنجینه های طلا و نقرة زمین را به من عرضه کرد؛ ولی من آنچه را نزد پروردگارم باقی می ماند، برگزیدم. دخترم! اگر از آنچه که پدرت (از حقیقت دنیا) می ‌داند، آگاه شوی، دنیا از چشمت فرو می افتد. 15

 

آری فاطمه، پرورش یافته رسول بو مثال الهی، در طول زندگانی خویش هماره دعوت کننده به سوی «وارستگی از دنیا و دل ‌سپاری به خدا» بود؛ اما نه دعوتی با زبان، که دعوت با تمام وجود و در عمل؛ دعوتی که ارزش و تأثیرش در هدایت و تربیت پیروان از هزاران دعوت زبانی بیشتر و مؤثرتر است.

 

فاطمه (سلام الله علیها) در انتخاب بین دنیا و آخرت، سرای باقی را برگزیده و سیره زندگانی خویش را بر بی اعتنایی به زخارف دنیایی و قناعت به حداقل نیازهای ضروری بنا ساخته بود. زندگانی او به دور از تشریفات و تجملات و در عین سادگی، لبریز از صفا، نشاط و زیبایی های معنوی بود. ساده زیستی فاطمه نه از روی فقر و ناداری که برخاسته از اوج معرفت و غنای روحی آن حضرت بود. بهترین شاهد این مدعا، آن دوران از زندگانی فاطمه (سلام الله علیها) است که فدک در اختیار ایشان بود. فدک، سرزمین حاصل خیزی بود که می توانست تمام گندم مورد نیاز مدینه را تأمین کند. بعد از آن که پیامبر، به فرمان خداوند، فدک را به دخترش بخشید، تمام درآمد آن13 در اختیار فاطمه قرار می گرفت؛ اما این درآمد بسیار نتوانست صفا و سادگی زندگی ایشان را دگرگون سازد؛ چراکه فاطمه از دنیا رهیده، تمام حاصل فدک را فدای رضایت و خشنودی خداوند می کرد.14 باری، ساده زیستی فاطمه نه پیامد جبر و تحمیل روزگار، که رهاورد وارستگی او از دنیا و انتخاب عارفانه وی بود.

 

او وارستگی از دنیا را از پدری آموخته بود که در مقام تهذیب و تزکیه دخترش می فرمود: دخترم! پدر و شوهر تو فقیر نیستند. خداوند، گنجینه های طلا و نقرة زمین را به من عرضه کرد؛ ولی من آنچه را نزد پروردگارم باقی می ماند، برگزیدم. دخترم! اگر از آنچه که پدرت (از حقیقت دنیا) می ‌داند، آگاه شوی، دنیا از چشمت فرو می افتد. 15

 

آری فاطمه، پرورش یافته رسول بود و درس ساده  زیستی و وارستگی از مظاهر دنیا را از آن اسوه حسنه فرا گرفته بود. این گزارش تاریخی گواه این مدعاست:

 

عادت پیامبر چنان بود که سفرهایش را با دیدار فاطمه شروع و ختم می کرد. در یکی از این سفرها، فاطمه به یمن قُدوم پدر و همسر، برای خود دستبندی از نقره، دو گوشواره و یک گردن بند فراهم آورد و پرده ای رنگین بر خانه آویخت. پیامبر بنابر عادت همیشگی ‌شان ابتدا به خانة فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف کوتاهی در حالی که آثار گرفتگی و ناراحتی در چهره اش هویدا بود، از منزل فاطمه خارج و روانه مسجد شد. فاطمه که با کیاست خویش، علّت ناراحتی پدر را دریافته بود، بلافاصله پرده را باز کرد و به همراه زیورآلات نزد پیامبر فرستاد و پیغام داد که دخترت، سلام می رساند و می گوید: اینها را در راه خداوند به مصرف برسان! پیامبر، آنها� به فدایش باد! پدرش به فدایش باد! آل محمد را به دنیا چه کار؟! ایشان نه برای دنیا، که برای آخرت آفریده شده اند؛ هرچند تمام دنیا به خاطر ایشان آفریده شده است. اگر دنیا به اندازه بال پشه ای نزد خداوند ارزش می‌داشت، جرعه ای از آب آن را به هیچ کافری نمی نوشانید. 16

 

و آن‌ گاه برخاست و به سوی فاطمه شتافت.

 

4. اصل ایثار و انفاق خانوادگی

 

کاوش و نگرشی کوتاه در شأن نزول سوره انسان که درباره اعضای خانواده حضرت زهراست، سریان اصل «ایثار و انفاق خانوادگی» را در خانواده فاطمی به نمایش می گذارد:

 

(و به عشق خدا مسکین و یتیم و اسیر را طعام می دهند (و می گویند:) فقط برای رضای خداوند شما را اطعام می کنیم و در مقابل شما انتظار هیچ شکرگزاری و پاداشی را نداریم).17

 

در ایّامی که فدک در اختیار حضرت زهرا  (سلام الله علیها) بود، تمام درآمد آن که سالیانه بین 70000 تا 120000 دینار طلا بود،18  تقدیم آن حضرت می شد، اما آن حضرت تنها به اندازه کفاف و ضرورت خانواده از آن بر می¬ داشت و بقیه را بین نیازمندان مدینه تقسیم می فرمود. بدین سان روزی که درآمد فدک به طور ماهیانه تسلیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می شد، روز جشن و سرور فقیران مدینه بود. 19

 

5. اصل پاک نگه داری محیط خانه و خانواده از گناه

 

بالاترین هنر بانوی یک خانه، حفظ محیط خانه و اعضای خانواده از حرام الهی است تا همیشه و در همه حال ارتباط خانواده و اعضای آن با عالم ملکوت برقرار باشد. و این هنری است که حضرت فاطمه آن را به اوج تجلی رسانده است.

 

آن حضرت در آخرین وصیت های خویش به امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بر این معنا تأکید ورزیده است: پسر عمو جان، تا در خانه تو بودم، دروغی نگفتم، خیانتی نکردم و ازدستورات (الهی) تو هیچ گاه گامی فراتر ننهادم. 20

 

6. اصل جهادی و فدایی بودن تمام اعضای خانواده

 

فاطمه (سلام الله علیها) به همراهی همسرش علی (علیه السلام)، تمام وجود و زندگانی خویش را وقف خداوند و رضایت او کرده بود. یگانه خانواده ‌ای که تمام اعضای آن فداییان راه خدا بودند و در این راه تمام آبرو، دارایی و جان خویش را تقدیم داشتند، خانواده «علوی‌ـ فاطمی» بوده است.

 

7. اصل دفاع همه جانبه از حریم ولایت و امامت

 

فاطمه (سلام الله علیها) شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقی که با سوختن و فداسازی خویش، به همگان آموخت که امام بر حق چونان کعبه است؛ کعبه ای که مردم بایستی بر گِردش طواف نمایند؛ نه او بر گِرد مردم. 21 این، فاطمه بود که عاشقانه ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود که یگانه ‌ترین اسوه دهی را در همرهی با ولایت ادا ساخت، هموکه پهلویش شکست و در خون نشست؛ اما لحظه ای از یاوری ولی امر خویش از پای ننشست؛ هموکه با فریادهای جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایت مداری را در گوش جان پیروان خویش طنین انداز ساخت:

 

ای أباالحسن! روحم به فدای روح تو و جانم سپر بلای تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیکی به سر بری و چه در سختی و بلا گرفتار شوی!

 

باری، پیشتازترین، خالص ترین و کاری ترین حمایت گر ولایت و امامت، فاطمه (سلام الله علیها) بود و هموست که بایستی مقتدا و اسوه ما در عرصه «ولایت ‌‌‌محوری»، «محبت ‌شناسی» و «حجت ‌مداری» در این برهه از زمان واقع شود.22

 

8. اصل دانش پژوهی خانوادگی

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) محیط خانه را به دانشگاهی بی نظیر در عرصه تعلیم معارف اسلامی مبدل ساخته بود؛ از تعلیم فرزندان گرفته تا تعلیم مردمان و تشکیل کلاس¬های دینی ـ علمی در خانه. او همچون پدرش، مربی اخلاق بود و معلم قرآن؛ مقامی که تنها از آنِ پیامبر و اهل بیت پاک نهاد اوست. او عمری را با تلاشی بی امان، در نهایت مهربانی و دلسوزی به تعلیم و تبلیغ معارف دین و تربیت دین باوران پرداخت.

 

این روایت تاریخی که گزارش گر آن مولای متقیان علی (علیه السلام) است، نمایانگر جلوه ای از رحمت بی کرانه و تلاش خستگی ‌ناپذیر فاطمه (سلام الله علیها) در مقام تعلیم و تربیت می باشد: روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) رسید و گفت: «مادر پیری دارم که در مسایل نماز، سؤالات فراوانی دارد و مرا فرستاده است تا آن مسایل شرعی را از شما بپرسم».

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: «بپرس!»

 

آن زن، مسایل بسیاری طرح کرد و برای هر یک از آنها، پاسخ شنید. در ادامه گفت و شنود، آن زن از کثرت پرسش ها خجالت کشید و گفت: «ای دختر رسول خدا! از این که فراوان خدمت می ¬رسم و با سؤالاتی فراوان شما را به زحمت می  اندازم، معذرت می  خواهم!»

 

فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: باز هم بیا و هر آنچه سؤال برایت پیش می آید، بپرس! آیا اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را به بالای بام ببرد و به پاداش آن، صد هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین کاری برای او دشوار خواهد بود؟

 

گفت: «خیر». حضرت ادامه داد: من در ازای هر مسأله ای که پاسخ می  دهم، بیش از فاصله بین زمین و عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش می گیرم؛ پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید. 23

 

9. اصل عفت ‌ورزی و عفاف‌ محوری

 

پیامبر (صلوات الله علیه و آله) روزی از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال پرسیدند: «چه روش و سیره ای برای زندگانی بانوان بهتر است؟»

 

هرکس به فراخور معرفت خویش جوابی می داد؛ اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی ساخت. در این هنگام سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی باوقار و پرذکاوت و در میان آن جمع، به لحاظ ایمان و معرفت بالاتر بود، با خود اندیشید که پاسخ این سؤال دقیق از سطح عمومی اندیشه مردان فراتر است. از این روی، در بحبوحه اظهار نظرهای گوناگون، خود را به خانه زهرا (سلام الله علیها) که متصل به مسجد پیامبر بود، رسانید و پاسخ پرسش پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در پاسخ سؤال پدر فرمودند: برای زنان بهتر است که مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند.24

 

سلمان به جمع حاضر در مسجد بازگشت و پاسخ را مطرح نمود. پیامبر دانستند که این پاسخ از خود سلمان نیست؛ از این روی پرسیدند: «این جواب را از که آموختی؟» سلمان عرضه داشت: پرسش شما را از دخترتان زهرا پرسیدم و چنین پاسخ شنیدم.

 

پیامبر در این هنگام فرمودند: پدرش به فدایش باد. ...به راستی که فاطمه پاره ای از وجود من است.25

 

این روایت معروف با عبارت های مختلفی، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و سنی موجود است.26

 

استفاده حضرت زهرا (سلام الله علیها) از کلمه «خیر»، خود گویای این حقیقت است که سیره مذکور یک رُجحان و مزیت است؛ به دیگر سخن، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی می باشند؛ امری که رعایت آن رجحان و برتری دارد و مادامی که ضرورتی پیش نیامده است، عمل به آن بهتر و مطلوب تر است.

 

باری، در شرایطی که نیازی به ارتباط زنان با مردان نیست، بهتر آن است که بانوان خانواده با هیچ مرد نامحرمی تماس نداشته باشند و «خانه‌محور» باشند. این امر، رجحانی است و هرگز به معنای ممنوعیت قانونی حضور بانوان در جامعه نیست. از دیدگاه اسلامی زنان می توانند در صورت نیاز، با رعایت ارزش ‌های اسلامی و اخلاقی به عرصه های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی باشد؛ به عبارت دیگر، حکم بیان شده در روایت، یک توصیه اخلاقی ترجیحی است؛ نه یک حکم قانونی تکلیفی.

 

10. اصل حضور در اجتماع به هنگام ضرورت

 

پاره وجود رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، کامل ترین اسوه و الگوی حیا، عفت، عفاف و حجاب است. سخن از فاطمه است؛ فاطمه ای که پدرش کانون همه حوادث سیاسی‌ـ اجتماعی آن روزگار بود و او در کنار پدر، چون مادری مهربان، در همه این صحنه‌ها حضوری مستمر داشت. آری فاطمه (سلام الله علیها) در تمام عمر در صحنه های گوناگون اجتماعی حضور داشت؛ چه در دوران کودکی در شرایط طاقت  فرسای مکه و حصر اقتصادی در شعب ابی طالب؛ چه در دوران بعد از هجرت به مدینه و کشاکش جنگ های پُرشمار و حوادث بی شمار، و چه در خانه علی (علیه السلام) که محل آمد و شد فراوان اصحاب و یاران خاص رسول بود. حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در همه این صحنه ها حضور داشت؛ اما با همه این احوال، عفاف و حجاب او در اوج یگانگی و بی مثالی بود.

 

جلوه هایی بسیار زیبا و دیدنی از رفتار و گفتار فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در عرصه حجاب و عفاف گزارش شده است که حقیقت هر یک از این رفتارها و گفتارها می باید سرمشق دختران و زنان ما در زندگی قرار گیرد.

 

سیره رفتاری حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) نشان دهنده زیباجلوه‌ هایی از حضور فعال آن حضرت در عرصه اجتماع می ‌باشد؛ برای نمونه ایشان هر هفته، روزهای شنبه به سوی مزار شهدای اُحُد می شتافت و برای حمزه (رضوان الله تعالی علیه) و دیگر شهدای احد طلب آمرزش و علوّ درجات می نمود.

 

فاطمة زهرا (سلام الله علیها) پس از هجران پدر، حمایت از امامت را وظیفه خویش دانست و در این راه از هیچ فداکاری و جان ‌بازی دریغ نکرد و بارها و بارها در عرصه جامعه ظاهر شد و در جمع مردمان، خطبه هایی بی نظیر ایراد فرمود؛ خطبه ‌هایی در اوج فصاحت و بلاغت که فصیحان و بلیغان نام آور عرب را به شگفتی و شیفتگی واداشته است.

 

همان زهرایی که می فرماید: «برای زن بهتر آن است که نه او هیچ مردی را ببیند و نه هیچ مردی او را»، آن گاه که مصالح کلی جامعه اسلامی را در خطر می بیند، به سوی مسجد می شتابد و در حضور جمع کثیری از مردان مهاجر و انصار، غاصبان خلافت را به محاکمه می کشاند. چنین صحنه هایی از سیره رفتاری آن حضرت، تأییدگر این حقیقت است که فرموده پیش¬گفته ایشان یک امر رجحانی است که در شرایط ایده آل مصداق می یابد.27

 

11. اصل تقسیم کار در خانه

 

زندگی مشترک علی و فاطمه (علیهما السلام) کامل ترین اسوه در مسایل خانوادگی است.آنچه در خانه زهرا (سلام الله علیها) صورت می‌ پذیرفت، جملگی از حکمت بی کران الهی الهام گرفته بود. تقسیم کار در این خانه نورانی از علم و حکمت نبوی سرچشمه می گرفت: تدبیر کارهای منزل بر عهده زهرا (سلام الله علیها) و تدبیر امور بیرون منزل بر دوش علی (علیه السلام).

 

آن هنگام که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین تقسیم کاری را به علی و زهرا (علیهما السلام) پیشنهاد فرمود، فاطمه خوشحالی و رضایت خویش را این گونه ابراز نمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه مسرور و خوشحال شدم؛ چرا که رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت.28

 

طرح پیشنهادی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیش از هر چیز ناظر به استعدادهای طبیعی و تکوینی هر یک از مرد و زن است؛ طرحی که در عرصه وظایف خانوادگی، نه زن سالاری را تجویز می کند، نه مردسالاری را؛ بلکه در بردارنده تقسیم کاری عادلانه در سایه سار ایثار و صمیمیت خانوادگی است.

 

12. اصل برقراری ارتباط خانواده با مسجد

 

هم جواری خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با مسجد و انس تمام اعضای خانواده با مسجد و محراب و نمازگزاری آنها در مسجد؛ جملگی بر اصل «مسجد محوری خانواده» تأکید می ورزد.

 

13. اصل همسایه مداری

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در دعاهای خویش همسایه ها را بر اعضای خانواده مقدم می داشت و می فرمود: «فرزندم، نخست همسایه و سپس خانه».29

 

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اهمیت همسایه خوب را تا بدان پایه می دانست که سفارش می کرد پیش از تهیه آذوقۀ خانه، از همسایه اش پُرس و جو شود.30 برای پیشگیری از اختلاف ها و برخورد ها، از افراد می خواست با بستگانشان همسایه نشوند.31  آن حضرت، همسایه بد را بزرگ ترین خسارت ها و سخت ترین گرفتاری می دانست.32 رازگویی به همسایه را ممنوع اعلام کرده بود و می فرمود: کسی که همسایه اش را بر اسرار خود آگاه سازد، پرده های رازش دریده شود. 33

 

فایده خوش همسایگی را «بسیاری همسایگان» و «مدد رسانی به همسایگان در دشواری ها» می دانست.34همسایه را تنها همسایه دیوار به دیوار نمی دانست؛ بلکه تا چهل خانه از هر سو را همسایه به شمار می آورد. 35

 

می فرمود: بزرگوار، ...همسایه را گرامی می دارد.36 عزیز نشود کسی که همسایگانش را خوار کند. 37

 

14. اصل استفاده از لذت های روا

 

استفاده از لذت جویی های حلال بین همسران، بهره بردن از میوه ها و خوراکی های لذت بخش، همبازی شدن با کودکان، به مسابقه واداشتن فرزندان در عرصه هایی مثل کُشتی، شنا، اسب سواری و... مورد تأکید این زوج یگانه تاریخ، علی و فاطمه (سلام الله علیها) بود. پدرِ خانواده فاطمی می فرمود:دین باور باید شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم کند:

 

زمانی برای نیایش با آفریدگارش؛

 

وقتی برای فعالیت اقتصادی اش؛

 

فرصتی برای واداشتن نفس به لذت هایی که زیبا و حلال است. 38

 

بدانید ای بندگان خدا! پارسایان هم در این دنیای زودگذر و هم در جهان آینده آخرت سود می‌برند. (پارسایان) با اهل دنیا در دنیاشان شریک شدند، در حالی که اهل دنیا در آخرت آنان شریک نشدند... . در دنیا در بهترین مسکن ها ساکن شدند و بهترین خوردنی ها را خوردند. با اهل دنیا در دنیاشان شریک شدند و با آنان از پاکیزه ها خوردند و نوشیدند و از بهترین ها پوشیدند و در بهترین مسکن ها ساکن شدند و با بهترین [بانوان] ازدواج کردند و بهترین مرکب ها را سوار شدند. با اهل دنیا به لذت دنیا دست یافتند و فردا همسایگان خداوندند... . پس به سوی این [مکتب جامع]، ای بندگان خداوند هر خردمند، شیفته است.39

 

 ---------------

 

پی نوشت ها:

 

 1. منسوب به امام صادق (ع) ، مصباح الشریعة، ص192.

 2. سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 368.

3. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج3، ص555.

4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج73، ص161.

5. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص27.

6. قال الحسن البصری: ما کانَ فِی الدُّنیا أعبَدُ مِن فاطِمَةَ کانَت تَقُومُ حتّی تَتَوَّرمُ قَدماها. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص75، ح62.

7. حضرت زهرا3: «تَفکَّرتُ فِی حالی عِندَ ذَهاب عُمری وَ نُزُولی فِی قَبری فَشَبَّهتُ دُخُولِی فِی فِراشی بِمَنزِلی کَدُخُولِی إلی لَحدِی وَ قَبرِی فَاُنشِدُکَ الله إنْ قُمتَ إلَی الصَّلَوةِ فَتَعبُدَ اللهَ تَعالَی هذِهِ اللَّیلَةَ...» شوشتری، احقاق الحق، ج4، ص481.

8. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص117.

9. رسول الله (ص): «...مَتی قامَت فِی مِحرابِها بَینَ یدی رَبِّها... یقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ:"یا مَلائِکَتی، اُنظُروُا إِلی أمَتِی فاطِمةُ، سَیدَةُ إِمائی، قائِمَةٌ بَینَ یدَی یرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خیفَتی وَ قَد أقبَلَت بِقَلبِها عَلی عِبادَتی. اُشهِدُکُم أنّی قَد آمَنتُ شیعَتها مِنَ النّار"...» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج28، ص38، ح1.

10. سنن امام علی7، ص124.

11. حضرت زهرا (س): «حُبِّبَ مِن دُنیاکُم ثَلاثٌ: تَلاوَةُ کتابِ اللهِ... وَ النَّظَرُ فِی وَجهِ رَسُولِ‌اللهِ، وَ الإنفاقُ فِی سَبیلِ اللهِ» قیومی، جواد، صحیفة الزهراء، ص276.

12. حضرت زهرا (س): «قارِی الحَدید و إذا وَقَعَت و الرّحمن یُدعی فِی السّماواتِ ساکِنُ الفِردَوسِ» متقی هندی، کنزالعمال، ج1، ص583؛ قیومی، جواد، صحیفة الزهراء، ص276ص278.

13. درآمد سالیانة فدک را بین 70000 تا 120000 سکة طلا ثبت کرده اند. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص118.

14. تمام درآمد فدک تقدیم حضرت فاطمه (س) می شد؛ اما آن حضرت تنها به اندازة نیاز ضروری خود از آن برمی داشت و بقیه را بین نیازمندان تقسیم می‌فرمود. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص123، ح 25.

15. رسول الله (ص): «یا بُنَیّة! ما اَبُوکِ بِفَقیرٍ وَ لا بَعلُکِ بِفَقیرٍ وَ لَقَد عُرِضَت عَلیَّ خَزَائِنُ الأرضِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ فَأختَرتُ ما عِندَ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ. یا بُنَیّة! لَو تَعلَمِینَ ما عَلِمَ اَبُوکِ لَسَمَجَتِ الدُّنیا فِی عَینَیکِ...» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص133؛ اربلی، علی‌بن‌عیسی، کشف الغمه، ج1، ص362.

16. قال رسول الله (ص): «قَد جُعِلَت فِدَاهَا اَبُوهَا (ثَلاثَ مَرَّاتٍ) ما لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ لِلدُّنیا فَاِنَّهُم خُلِقُوا لِلآخِرَةِ وَ خُلِقَتِ الدُّنیا لَهُم» و به روایتی دیگر: «جُعِلَت فِداهَا اَبُوهَا (ثَلاثَ مَرَّاتٍ) لَیسَتِ الدُّنیا مِن مُحمَّدٍ وَ لا مِن آلِ مُحمَّدٍ وَلَو کَانَتِ الدُّنیا تَعدِلُ عِندَاللهِ مِن الخَیرِ جَناحَ بَعُوضَةٍ ما أسقَی فِیهَا کَافِراً شَربَةَ مَاءٍ» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص20، ح 7 و نیز ص86.

17. (وَ یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسکیناً وَ یَتیماً وَ أسیراً إنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُوراً) انسان (76)، 8ـ9.

18. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج29، ص118.

19. ر.ک: همان، ص123، ح25.

20. قَالَتْ: «یَا ابْنَ عَمِّ! مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی» فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص151؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج43، ص191.

21. قَالَتْ فاطمة3 لقد قال رسول‌الله9: «مَثَلُ الامامِ مَثَلُ الکَعبَةِ إذ تُؤتی وَ لا تَأتی» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص353، ح224.

22. حضرت زهرا (س): «یا اَبَاالحَسَنِ! روُحی لِروُحِکَ الفِداءُ وَ نَفسی لِنَفسِکَ الوِقاءُ. إن کُنتَ فی خَیرٍ کُنتُ مَعَکَ وَ إِن کُنتَ فِی شَرٍّ کُنتُ مَعَکَ» حائری مازندرانی، محمدمهدی، کوکب الدّرّی، ج1، ص196.

23. حضرت فاطمه (س): «هَاتِی وَ سَلِی عَمَّا بَدَأ لَک، أرَاَیتَ مَن اکتَری یَوماً یَصعَدُ إِلَی سَطحٍ بِحَملٍ ثَقِیلٍ وَ کَرَاهُ مِأةَ ألفَ دِینارٍ أیثقُلُ عَلَیهِ؟ أکتَرَیتُ أنَا لِکُلِّ مَسألةٍ بِأکثَرَ مِن مِلءِ ما بَینَ الثَّرَی إِلَی العَرشِ لُؤلُؤاً فَأحرَی أن لا یثقُلَ عَلَیَّ» علامه مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص3؛ تفسیر امام عسکری7، ص340.

24. حضرت فاطمه (س): «خَیرٌ لِلنِّسَاءِ أن لایرِینَ الرِّجَالَ وَ لایرَاهُنَّ الرِّجَالُ» شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص43 و172؛ شیخ صدوق، مکارم الاخلاق، ص233؛ مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص54.

25. رسول‌الله (ص): «جُعِلَت فِدَاهَا أبُوهَا... إِنَّ فَاطِمَةَ بَضعَةٌ مِنّی» متقی هندی، کنزالعمال، ج8، ص315؛ مجلسی، بحارالانوار، ج37، ص69.

26. از آن جمله است: علامه مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص36 و ج100، ص238 و ج37، ص69 و ج43، ص84؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج8، ص315 و ج16، ص601.

27. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، جامی از زلال کوثر، ص107ـ111.

28. حضرت فاطمه (س): «فَلا یَعلَمُ ما دَخَلَنی مِنَ السُّرُورِ إلّا اللهُ بِاِکفائی رَسُولُ‌الله تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ» حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج20، ص172؛ مجلسی، بحارالانوار، ج103، ص253.

29. حضرت زهرا (س): «یا بُنَیَّ، الجارُ ثُمَّ الدّارُ» مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص81، ح3.

30. آمدی، غررالحکم، حدیث 5598.

31. جلوه های حکمت، ص133.

32. آمدی، غررالحکم، حدیث 4734.

33. جلوه های حکمت، ص134.

34. آمدی، غررالحکم، حدیث 7762.

35. جلوه های حکمت، ص134.

36. آمدی، غررالحکم، ح 1996.

37. همان، ح 9486؛ ر.ک: سیدی، حسین، همنام گل‌های بهاری (نگاهی نو به زندگی و شخصیت پیامبر گرامی اسلام9).

38. آمدی، غررالحکم، حدیث 7370؛ سید رضی، نهج البلاغه، حکمت 382.

39. شیخ طوسی، الامالی، ص26؛ شیخ مفید، الامالی، ص263؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج62، ص124

 

 

منبع : خانواده و تربیت مهدوی،ص148،آقاتهرانی وحیدری کاشانی

http://aghatehrani.com/data.asp?Id=532


 

حضرت زهرا سلام الله علیها از منظر امیرالمومنین علیه السلام

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یک زن می‌تواند چنان بالا رود که مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد.

اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لکن در اینجا فهرست‌وار، به ذکر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

 

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهم‌االسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌کند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام ا/pp dir=RTLRTLستناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی.(4)

 

 

 فاطمه رکن علی است

از مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد رکن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیک یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن که فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام کلثوم] به زودی دو رکن تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ کنت بِکِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدک؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یکی از دو رکن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این رکن دیگر است.»

 

مددکار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در این راستا به آنها کمک کند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر که سؤال کردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

تمسک علی علیه السلام به کلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این که فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش نمایید.»(7)

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این که حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسک می‌کند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این که تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

 

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِکِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

 

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل نموده که ایشان فرمودند:

«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

«خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیغضِبُ لِغَضَبِکِ وَ یرضی لِرِضاکِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

 

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتک صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

 

تکرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

 

مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارک فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت کن، یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

 

پایان شکیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام که اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامیش در حالی که حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید… اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»(14)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4- همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10- همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه

http://14-gohar.blogfa.com

zwnj;دار شود به ابوبکر فرمود:RTL