خبرهای جدید برای ورودی های ٨٨ مراکز تربیت معلم کشور:

 


 

 خبر های جدید برای ورودی های ٨٨ مراکز تربیت معلم کشور:

دانشجومعلمان ، همکاران و دوستان گرامی مسلما شماهم برای روشن شدن وضعیت نامعلوم خود در مراکز تربیت معلم و آینده ی شغلی خودتون اقداماتی رو انجام دادید.از همه شما میخواهم تا این اقدامات رو برایم ارسال کنید تا هم با هم فکری دیگر دوستان اون راه رو ادامه بدیدم و هم یک جنبش دانشجویی را پیریزی نماییم.در غیر این صورت با صداهای من و شما آنهم به صورت انفرادی کار به جایی نمیرسد.

اگر میخواهید تکلیفتان روشن شود، اگر میخواهید کسی جوابتان را بدهد، اگر میخواهید به فکر آینده و برنامه ریزی برای آن باشید این موضوع و این همکاری را دست کم نگیرید. این پیگری ها را میشود رسانه ای کرد میشود با ٢٠:٣٠ همکاری کرد در این رابطه و... و... فقط شما باید بامن همراهی کنید .

برای شروع یه نامه تنظیم کردم برای رییس جمهور.

حالا بستگی به معرفت دوستان و راهنمایی اونها و پیگریشون داره که اینکار به سرانجام برسه یا نه.

از شما میخوام به این متن نظر بدید و هرچی رو که باید اضافه کنم یا کم کنم رو بهم بگید.تا در آخر سر یه جمع بندی نهایی بکنم و ارسالش کنم.نتیجه ی کار رو حتما اعلام میکنم

بسمه تعالی

رییس جمهور محترم دولت اسلامی ایران جناب دکتر محمود احمدی نژاد

سلام

پیشاپیش از آنکه زبان تملق و دانش بازی با الفاظ را ندارم از آن مقام محترم عذر خواهی میکنم هرچند که خودشخص شخیص جناب عالی چنین انتظاری از اینجانب ندارید.پس به یکباره میروم سراغ اصل مطلب و بیان حرفهای دل جماعتی از دانشجویان ایران.

من ... ، 20 ساله  دانشجوی مرکز تربیت معلم شهیدرجایی سمنان هستم.نمیگویم شغلم و پیشه ام معلمیست چرا که این امر هنوز به واقعیت نپیوسته است.دلیل این نوشته ام نیز همین است.شاید شما_ شمایی که این نامه را میخوانید_به این جای مطلبم که رسیدید بگویید : «خب تکلیف و جواب معلوم است و پی نوشت نمایید: اقدام شود.» و نامه را تاکرده گوشه ای بگذارید. اما من میخواهم عرض کنم : « نه تکلیف معلوم است و نه اقدامی شده است.» و در نهایت ادب اضافه نمایم شاید برای شما راحت باشد که از این موضوع بگزرید و بگویید باشد در زمان مقتضی . اما برای ما ، برای این جوانانی که با هزار امید به این دانشگاه آمده اند  ( در حالی که موقعیت های بهتری را نیز پیش رو داشتند ) این امر و شنیدن این گفتار،بسیار سخت است و غیر قابل درک. چرا که احساسمان براین است که فریب خورده ایم.سخت است برایمان ؛ چرا که جناب وزیر آموزش و پرورش از هرچیزی سخن میگویند به جز این دانشجو معلمان.

حرفها و گله ها بسیار است اما مسلما زمان کم.پس کوتاه میکنم کلامم را.

جناب دکتر.شما که شعار دولتتان عدالت پروریست .آیا این عملکرد شما با این دانشجویان ( اینان که قرار است فرزندان ایران را بپرورانند و تعلیمشان دهند ) می تواند مصداق عدالت باشد؟ تغییر ناگهانی و در یک کلام کن فیکون شدن تمامی امتیازات دانشجویان مراکز تربیت معلم، از استخدام در بدو ورود و دریافت هزینه ی تحصیل گرفته تا معافیت از پرداخت شهریه و معافیت از خدمت سربازی ، یعنی عدالت؟

به میزان دریافت حقوق معلمان ایران اسلامی و عدالت موجود در آن کاری ندارم اما  فقط همین رابگویم که در کشور ژاپن بعد از مقام ریاست کشور ، آنکه بیشترین اجر و مقام دارد و بیشترین حقوق را دریافت میکند معلم است.اما در ایران زمین چگونه است؟

یادآور می شوم  که اگر پیشرفت میخواهید ، باید بیش از پیش به معلمان توجه کنید چرا که آینده ی فرزندان ایران، بدست معلمان است.معلم است که کودکی را در آینده متخصص تحویل میدهد یا بیکار و بزهکار. بیشتر از این دیگر بحثم را بسط نمی دهم چرا که  تمام زوایای لزوم این توجه کاملا مشهود است و منطقی.

رئیس جمهور ایران عزیز بداند که دانشجویان سراسر مراکز تربیت معلم کشور از وضع موجود ناخرسند و ناامید از ادامه ی تحصیل . درست است اگر در جوابشان بگویید : شما اگر در دانشگاههای دیگر هم قبول می شدید و ادامه تحصیل می داید وضعیت آینده ی شغلیتان نامعلوم بود پس باید صبر پیشه کنید و پیگیر ماجرا شوید. اما من از طرف آنها عرض میکنم : فرمایش شما کاملا متین است اما ما دانشجوی تربیت معلم هستیم و با مشاهده ی یک سری امتیازات ویژه به این رشته آمده ایم و این حق ماست که خواهان دریافت آن شرایط  و برخورداری از آن شرایط باشیم. وقتی که طومار امضا میکنیم و جوابی نمی شنویم  وقتی که به نماینده مجلس نامه می زنیم و پاسخ قانع کننده ای دریافت نمی داریم وقتی که گوش و چشممان به لبان جناب وزیر دوخته شده است تا شنوای خبری خوش باشیم و نیستیم ، ناخرسند می شویم و ناامید از ادامه تحصیل.

جناب دکتر محمود احمدی نژاد ، در این نگارش قصد بیان دیگر مشکلات جوانان را ندارم . نمی خواهم بگویم از لزوم ازدواج برای خرید مسکن بگویم و شرط دارا بود مسکن برای ازدواج .نمیخواهم از این تضاد بگویم و وضعیت نابسامان اما به گمانم اینک زمان آن فرا رسیده باشد که شما به عنوان شخص اول مملکت پاسخ گوی این دانشجو معلمان جوان باشید و دلگرمشان کنید به پاسخی و حرکتی و توجه ویژه ی خود را به اینان مبذول فرماییدو

با کمال تشکر از جناب عالی به دلیل سعی در هرچه بهتر انجام دادن وظایف محوله ی کشوری .پیروز و سربلند باشید.

 

واقعا از دوستان ممنونم.خیلی کمک کردید.دم همتون گرم.

خوبه شماهم وضعیتی مشابه من داردید.بابا نظری ، پیشنهادی انتقادی چیزی آخه.یه راه پیشنهاد بدید که به نتیجه برسیم.

آخرشهم باید خودم دست به کارشم.از شما خیری به خودتون هم نمیرسه.

دوستان با نظر لطف خودشون از متن نامه تعریف کردنند ولی من که تعریف نخواستم راهکار خواستم،کمک خواستم،نظر خواستم

یکی از دوستان گفته بود غلط املایی داره.چشم توی متن اصلی اصلاحش میکنم و چند روز دیگه صبر میکنم اگه پیشنهادی بود روش کار میکنم و اگه هم نبود متن رو همون طور که قول داده بودم ارسالش می کنم برای ریاست جمهوری.یکی از دوستان هم گفته بود برای خود سازمان هم بفرستیم.چشم اونم تنظیم میکنم میذارم توی وب یا همینو پی نویس مینزنم.

منتظر خبر بدی باشید.یاحق 20/6/89