فیزیک و شیمی در اسلام

در واقع مسلمین در صنعت،کارهایی انجام دادند که بعدها در دست غربیها کاملتر شد.انواع ساعتهای آبی لا اقل از عهد هارون الرشید نزدمسلمین رواج داشت و تکمیل شد.دستگاه آب کشی شادوف را مسلمین تکمیل کردند و صلیبیها آن را به اروپا بردند.آسیای بادی قرنها قبل ازآنکه در اروپا بوجود آید در ممالک شرق اسلامی معمول بود و مسعودی و اصطخری در وصف سیستان از آن سخن گفته اند. (1) در قرطبه و مراکش صنعت چرم سازی چنان ترقی کرد که لفظ (Maroquineries) ومراکش ((CordonnierCordovan) برای کفشگر و تعبیر اجناس مراکشی قرطبی Mrocco) بترتیب جهت سراجی و تیماج در بعضی السنه اروپائی هنوز یادگاریست ازین صناعت.مخصوصا تاثیر مساعی کیمیاگران اسلامی هم در توسعه و تکمیل علم شیمی قابل ملاحظه است.


 

فیزیک و شیمی در اسلام

 

در واقع مسلمین در صنعت،کارهایی انجام دادند که بعدها در دست غربیها کاملتر شد.انواع ساعتهای آبی لا اقل از عهد هارون الرشید نزدمسلمین رواج داشت و تکمیل شد.دستگاه آب کشی شادوف را مسلمین تکمیل کردند و صلیبیها آن را به اروپا بردند.آسیای بادی قرنها قبل ازآنکه در اروپا بوجود آید در ممالک شرق اسلامی معمول بود و مسعودی و اصطخری در وصف سیستان از آن سخن گفته اند. (1) در قرطبه و مراکش صنعت چرم سازی چنان ترقی کرد که لفظ (Maroquineries) ومراکش ((CordonnierCordovan) برای کفشگر و تعبیر اجناس مراکشی قرطبی Mrocco) بترتیب جهت سراجی و تیماج در بعضی السنه اروپائی هنوز یادگاریست ازین صناعت.مخصوصا تاثیر مساعی کیمیاگران اسلامی هم در توسعه و تکمیل علم شیمی قابل ملاحظه است.کیمیا گران اسلامی در صنعت خویش و فنون مربوط بدان کارهای بالنسبه مهم انجام دادند.البته نه آن اکسیری را که گمان می کردند جوهر عمر و جوانی است کشف کردندنه حجر الفلاسفه را که به پندار آنها از مس طلا می ساخت کشف شدنی یافتند.پیشرو کیمیا گران اسلام جابر بن Geber می شناخت و بعدها عنوان پدر شیمی هم به او داد. حیان بود-که اروپا وی را به نام

 

جابر ظاهرا یک شیعه کوفی بوده است از قبیله ازد.پدرش حیان هم درکوفه عطار یا صیدلانی بود و گویند در عهد اموی به عنوان تشیع اعدام شد.خود جابر-هر چند به عنوان باطنی و قرمطی نیز شهرت یافته بهر حال یکچند احتمالا با امام جعفر صادق ع مربوط بوده و گویند از آن حضرت نیز استفاده کرده است.در اصل تاریخی و حقیقی بودن وجود اوهم بعضی شک کرده اند و منشا شک هم بیشتر کتابهای متناقض وعجیبی است که در واقع بعدها به جابر منسوب شده است و از او نیست.

 

بهر حال شک در وجود جابر اساس معقولی ندارد و کتب غیر موثق ومجهول که به جابر منسوبست بسیار زیاد است و ممکن نیست جمیع آنهاتالیف یک نفر باشد.در این آثار که بررسی صحت و سقم انتسابشان به جابر هنوز محتاج کارهای آینده است بهر حال نشانه یی هست از کوشش منظم علمی برای فواید عملی.جابر،تا جایی که از کتب موثق منسوب به او می توان دریافت کیمیا را به عنوان یک علم تجربی تلقی کرد مبتنی بر اساس یک نظریه فلسفی از نوع طبیعیات مشائی که شاید از تاثیرمحیط حرانی هم خالی نبود (2) در هر صورت،جابر پدر کیمیای قرون وسطی و شیمی امروز جهان است و هر چند قسمتی از کتابهای منسوب بدومشکوک است نسبت ترکیب و تحصیل مواد بسیاری که بدو داده اندصحیح است. درین کتاب ها جابر غیر از دستور تهیه بعضی مواد وترکیبات شیمیائی،درباب روشهای مربوط به مطالعات شیمی، نظریات قابل ملاحظه دارد چنانکه درباره پیدایش فلزات نیز به وسیله وی نظریه یی بیان شده است،موسوم به نظریه کبریت و زیبق.بموجب این نظریه اختلاف فلزات ششگانه به نسبت تفاوت مقدار گوگرد و جیوه آنهاست،بدینگونه در باب پیدایش فلزات نظریه وی یک نوع تئوری زمین شناسی است.همچنین وی در بعضی اعمال شیمیایی مانند تصعید،تبخیر، ذوب کردن،و متبلور کردن مواد راههای درست نشان داده است.

 

همچنین مساله احتراق( اکسیداسیون)و مساله احیاء کردن(ردوکسیون)را در اعمال شیمیائی وی بود که به بیان علمی در آورد.

 

رازی-که وارث تعلیم وی محسوب می شد-نیز در کیمیا،تحقیقات مهم انجام داد و همچنین در اعمال شیمیائی.چنانکه کشف و ترکیب زیت الزاج( اسید سولفوریک)و الکل را به وی منسوب داشته اند که در مورد دوم گویا اکنون جای تردید هست.بهر حال مسلمین در ضمن اعمال شیمیائی خویش بعضی مواد تازه که بریونانیها مجهول بودبدست آوردند مثل جوهر گوگرد،الکل،تیزاب سلطانی،و جز آنها،بعلاوه در بعضی موارد اشتباهات یونانیها را هم در شیمی اصلاح کردند.

 

آشنائی با شوره و گوگرد و نفت و قیر تدریجا نزد آنها منجر به استفاده ازین مواد قابل احتراق شد برای صناعات جنگی. باروت که وجود آن بزرگترین انقلاب را در فنون جنگی پدید آورد در اروپای غربی تااواخر قرون وسطی ناشناخته بود، کشف آن را هم غالبا به راجربیکن منسوب می دارند اما حق آنست که این ماده شیطانی در واقع نخست متاسفانه بوسیله مسلمین به دست اروپاییها رسید.اگر چه نه باروت رامسلمین اختراع کردند نه قطب نما را لیکن این هر دو را اروپا از مسلمین اخذ کرد و همینها به اضافه کاغذ و چاپ-که نیز از مواریث چینی بود-توانستند عصر جدید را در صنعت و فرهنگ اروپا بگشایند.

 

مسلمین در استخراج معادن،در ساختن رنگ،در آب دادن فولاد،در تهیه چرم و کاغذ و در ساختن اسلحه طی قرنهای دراز تفوق خود را بر دنیای غرب حفظ کردند.در علم حیل و جراثقال نیز حاصل کار آنها جالب بود.استعمال آنچه در صنعت ساعت،رقاص می خوانندظاهرا از اختراع مسلمین است.هر چند آن ساعت که خلیفه هارون الرشیدجهت شارلمانی امپراطور فرانک هدیه فرستاد نوعی ساعت آبی بود اما شرحی که ابن جبیر اندلسی درباب ساعت بالای مدخل جامع دمشق بیان می کند حاکی است از تکامل نسبی مسلمین در ساختن ساعتهای لنگردار.عباس بن فرناس قرطبی در قرن نهم میلادی یک نوع ساعت ساخت که تعبیه یی پیچیده داشت.بعلاوه،یک دستگاه پرواز اختراع کرد که قرنها قبل از شروع تجربه اروپائیها قسمتی ازین رؤیای قدیم انسان را تحقق می داد. (3) قسمتی از پیشرفتهای مسلمین در علوم مربوط به مکانیک نیز-مثل صنایع ناشی از توسعه علم شیمی-مصارف نظامی یافت و متاسفانه هنوز هم که عصر اتم خوانده می شود این تیغ بران علم را از دست زنگی مست نمی توان باز گرفت.

منابع مقاله:

کارنامه اسلام ، زرین کوب؛

14