الگوی تدریس حل مسئله :

حل مسئله فرایندی است برای کشف توالی و ترتیب صحیح راه هایی که به یک هدف یا راه حل منتهی می شود . در موقعیتی که انسان با مسئله ای روبه رو می شود باید موانع یا مشکلاتی که بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارد غلبه کند . در روان شناسی


الگوی تدریس حل مسئله :

حل مسئله فرایندی است برای کشف توالی و ترتیب صحیح راه هایی که به یک هدف یا راه حل منتهی می شود . در موقعیتی که انسان با مسئله ای روبه رو می شود باید موانع یا مشکلاتی که بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارد غلبه کند . در روان شناسی « مسئله » معمولا به محیط بیرونی فرد مربوط می شود مانند ماز معما و مسئله ریاضی که برای هر کدام یک راه حل و پاسخ مشخص یافت می شود.عامل اصلی در حل مسئله عبارت است از : کاربرد تجربه قبلی فرد برای رسیدن به راه و پاسخی است که پیش از آن برای انسان شناخته شده نبوده است .

·         روش های حل مسئله

الف) حل مسئله از طریق آزمایش و خطا : چنان چه با مسئله ای روبه رو شویم که برای حل آن ، قاعده و اصولی از پیش شناخته شده ای در اختیار نداشته باشیم ، از طریق آزمایش و خطا آن را حل می کنیم . مثل: بازکردن قفلی با دسته کلیدی که تعداد زیادی کلیدهای شبیه به هم دارد . می توان آن را از طریق بینش و شناخت حل کرد .

ب)حل مسئله از طریق بینش و شناخت : هنگامی که عناصر و روابط مربوط به یک مسئله برای انسان شناخته شده باشند ، می توان آن را از طریق بینش و شناخت حل کرد .روش حل مسئله از طریق بینش و شناخت به کشف قواعد و الگوی روابط و یا اصولی که در مسئله نهفته است دلالت دارد و به محض اینکه عوامل مذکور شناخته شوند مسئله مستقیما حل خواهد شد . رفتار توام به بینش دارای دو شرط است :

1-       باید اصول اصلی شناخته  و فهمیده شوند .

2-     منابع و وسایل موجود تغییر یابند و با انطباق داده شوند تا حل مسئله از طریق بینش ، عملی گردد . فرض کنید که یک پیام سرّی با این  ارقام ( 40-8-4004 ) برای شما ارسال گردیده است. باید بدانید ارقام با حروف الفبا چه ربطی دارد وقتی کشف می کنیم ارقام حروف ابجد هستند، از طریق بینش مفهوم آن را دریافت می کنیم .

ج) حل مسئله با روش دیویی : جان دیویی فرایند جریان حل مسئله را با پیدا کردن عواملی که موجب مسئله شده اند آغاز می کند .در این روش تاکید بر آن است که شاگرد مستقلا مسئله را حل کند .

روش دیویی دارای پنج مرحله به شرح زیر است :

1.         مشخص کردن مسئله ( وجود گودال در مثال زیر )

2.       حدس زدن یا مشخص کردن علل مسئله ( عمق ، پهنا و لغزنده بودن دیواره)

3.       در نظر گرفتن راه حل های ممکن ( که با توجه به موقعیت معین می شود )

4.       انتخاب بهترین راه حل ( که با توجه به موقعیت انتخاب می شود )

5.       اجرای راه حل انتخابی و نتیجه گیری

 

مثال : فردی که در جنگل می رود ممکن است به گودالی برسد که او را از پیش روی باز دارد . در اینجا عمق و پهنای گودال و لغزنده بودن دیوارهای آن ، مشکل آفرین هستند . در این موقعیت عابر راه های مختلفی برای عبور از گودال در نظر می گیرد ، یکایک آنها را ارزیابی می کند و سرانجام راه حل نهایی را به کار می گیرد و مسئله را حل می کند .

نکته : روش حل مسئله با روش دیویی و روش اکتشافی مراحل مشابه و یکسانی دارند . تفاوت آنها در میزان و نحوه ی راهنمایی معلم به شاگردان برای حل مسئله است .

د ) حل مسئله با روش تحلیلی : تحلیل تدریجی و گام به گام مسئله در جهت رسیدن به حل مسئله به فهم کامل کلیدی مراحل و روابط مربوط نیاز دارد . این روش آمیزه ای از روش آزمایش و خطا ، بینش و تفکر منطقی است . بسیاری از مسائل هندسی بدین گونه حل می شوند . احتمالا همان روشی که دانشمندان در برخورد با مسئله در پیش می گیرند نیز همین است .

محاسن : الگوی حل مسئله به علت ، فعال و سهیم بودن شاگردان در فعالیت های آموزشی ، یکی از مهمترین راه حل های تدریس به حساب می آید .در این روش شاگردان احساس مسئولیت می کنند و رضایت خاطر بیشتری به دست می آورند و در موقع شکست خود را مسئول می دانند نه معلم را . در این روش دانش آموزان برای نمره گرفتن کار نمی کنند بلکه برای کاربرد آموخته های خودشان این کار را انجام می دهند .دانش آموزان با این روش خلاق می شوند .

محدودیت ها :باید معلمی که با این روش تدریس می کند قوی یا با تجربه باشد . باید تعداد افراد کلاس کم باشد . ( حداقل 6 و حداکثر20 نفر)

الگوی تدریس مباحثه:

روش مباحثه یکی از کهن ترین روشهای تدریس است که در طول تاریخ تعلیم و تربیت به کار رفته است . روش سقراطی مشهورترین روشهای بحثی می باشد .

·         انواع روشهای مباحثه

الف ) بحث کنترل شده توسط معلم : با این الگو ابتدا معلم دانش آموزان را به طرح مسئله یا سؤال ترغیب می کند . سپس یکی از دانش آموزان موضوعی را با اجازه معلم مطرح می سازد . معلم در رابطه با آن موضوع پاسخی را ارائه می دهد . گفتگوی بین آن دو تا جایی که معلم لازم بداند ادامه پیدا می کند . سپس دانش آموز دیگری وارد بحث می شود و این بار معلم بحث را با وی دنبال می کند . این گفتگوی دو جانبه بین معلم و شاگرد ادامه می یابد. در این روش معلم ضمن اینکه بحث را هدایت می کند کنترل کامل آن را نیز برعهده دارد و شاگردان مجاز نیستند بدون اجازه وی وارد بحث شوند .

محاسن : در بحث هدایت شده ، اختیار بحث از معلم سلب نمی شود و بر کلاس احاطه دارد . معلم می تواند بحث را به سوی هدف هدایت کند. با این روش وقت کلاس هم با سؤال و جواب های بی مورد گرفته نمی شود .

 

محدودیت ها : بحث ،هدایت شده و معلم مدار است . بدین معنی که وی اختیار کامل بحث را بر عهده دارد و این روش برای درس های علوم تجربی و ریاضی کاربرد چندانی ندارد .

ب ) بحث آزاد : در این روش معمولا معلم باید با طرح یک سؤال یا بیان مطلبی ، بحثی را آغاز  کند و دانش آموزان را برای مشارکت در بحث ،آزاد گذارد . شاگردان به محض اینکه خود را آزاد می یابند برای اظهار نظر و شرکت در بحث از یکدیگر سبقت می گیرند . گفتگوی بین آنها با شوق و شور فراوان ادامه می یابد به طوری که معلم به سختی می تواند سؤال تازه ای مطرح کند  یا به فعالیت دیگری بپردازد .

محاسن : در این بحث ، دانش آموزان آزادانه و با علاقه فراوان در بحث شرکت می کنند . کلاس پرهیجان و فعال است . شاگردان به راحتی می توانند عقاید و نظرات خود را با یکدیگر مبادله کنند . بحث آزاد زمینه ای برای سنجش عقاید شاگردان کلاس فراهم می سازد . در آنان ایجاد انگیزه می کند  به طوری که با اشتیاق فراوان بحث را تا نتیجه گیری نهایی  پی می گیرند . شاگردان به این گونه بحث ها علاقه دارند .

محدودیت ها : بحث آزاد و فعال موجب شلوغی و سرو صدا می شود . کنترل کلاس برای معلم با دشواری صورت می گیرید . مدتی از وقت کلاس با گفتگوی بی مورد می گذرد و زمینه برای شیطنت های احتمالی فراهم می گردد .

ج)روش بحث گروهی :گفتگویی است سنجیده و منظم پیرامون موضوعی که مورد علاقه مشترک افراد شرکت کننده می باشد . تعداد افرادی که در بحث گروهی شرکت می کنند معمولا بین 6 تا 20 نفر  می باشد . بحث گروهی روشی است که به افراد فرصت می دهد تا نظرات ، عقاید و تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند .

محاسن : با بحث گروهی افراد می توانند در عقاید و تجربیات یکدیگر سهیم شوند . همکاری  گروهی و احساس دوستی در بین اعضا تقویت می شود . فرصتی فراهم می شد که افراد خود را مورد ارزیابی قرار دهند . اعتماد به نفس در افراد تقویت می شود و روحیه نقادی در آن ها ایجاد می شود .

محدودیت ها : این روش برای تعداد کم حدود 6 تا 20 نفر است و اگر بیش از 20 نفر باشد بحث گروهی مشکل می شود . این روش برای دانش آموزان خوردسال ابتدایی کارایی لازم را ندارد ؛ زیرا بحث گروهی احتیاج به تفکر و تعقل منطقی دارد که این توانایی در کودکان سنین پایین رشد نکرده است . اگر بحث گروهی درست سازمان نیابد و افراد شرکت کننده نقش خود را به خوبی ایفا نکنند نتیجه مفیدی عاید نخواهد شد .

الگوی تدریس پرسش و پاسخ :

پرش و پاسخ فنی است که می تواند در کلیه روشهای تدریس و فعالیت های آموزشی به کار رود ؛ به ویژه هنگامی که معلم می خواهد دانش آموز را به تفکر درباره مفهومی جدید یا بیان مطلبی که آموخته شده است تشویق کند. این فن ممکن است برای مرور کردن مطالبی که قبلا تدریس شده است مفید باشد و یا وسیله مناسبی برای ارزشابی میزان درک دانش آموزان از مفاهیم مورد نظر باشد .

·         روشها و فنون پرسش و پاسخ

الف ) فرصت سؤال: در جریان فعالیت های آموزشی ، ممکن است برای دانش آموزان سؤال هایی مطرح شود که لازم باشد پاسخ آنها را دریافت دارند . در چنین مواردی باید زمان معینی (5 تا 20 دقیقه) برای پاسخ گویی به سؤال های دانش آموزان در نظر گرفته شود  . این فن آموزشی را به این دلیل که فرصتی برای سؤال های دانش آموزان اختصاص می یابد « فرصت سؤال » نامیده اند .

ب ) پرسش های پی گیر : پرسش های پی گیر توسط معلم به شکل منظم و پی در پی و بلافاصله پس از نخستین پاسخ شاگرد مطرح می شود . هدف از پرسش های پی گیر ، راهنمایی شاگرد برای رسیدن به پاسخ مورد نظر است . در حقیقت ، با این گونه سؤال ها معلم ذهن شاگرد را تحریک می کند در نتیجه توجه شاگرد به پاسخ های خود بیشتر می شود و با تمرکز حواس و تفکر زیادترمسئله را مورد بررسی قرار داده و پاسخ هایی را که ناشی از تفکر عمیق تر و پخته تر است ارائه می دهد .

ج )مهارت پرسش : باید توجه داشت که خوب سؤال کردن به خوب درس دادن کمک بسزایی می کند . معلم با این فن می تواند دانش آموز را به یادگیری مؤثر راهنمایی کند .

محاسن : منجر به ایجاد علاقه و تقویت تفکر خلاق در شاگردان می شود . استدلال و قدرت اظهار نظر شاگردان را تقویت می کند . شاگردان را به شرکت در بحث و فعالیت های آموزشی و در نتیجه به یادگیری مؤثر تشویق می کند . انگیزه فعالیت ، مطالعه و تحقیق را در شاگردان افزایش می دهد .

محدودیت ها : برای کلاسهای پرجمعیت مناسب نیست .این روش مستلزم هدفهای مشخص و صرف وقت بسیار است . در صورت عدم تسلط و مهارت معلم ممکن است به پراکندگی و انحراف بینجامد . در همه دروس قابل اجرا نیست .