تعاریف مفاهیم اولیه

بورس و مفهوم آن

بورس(Bourse) کلمه ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فرانسه "کیف پول " می باشد.

سهم
نشان دهنده مالکیت یک فرد (حقیقی یا حقوقی) در یک شرکت می باشد.

بازار اولیه

دارایی هایی که برای اولین بار توسط شرکت ها یا دولت عرضه می شونددر این بازار پذیره نویسی می شوند. در واقع پذیره نویسی سهام و افزایش سرمایه توسط شرکت ها فعالیت در بازار اولیه است.


تعاریف مفاهیم اولیه

بورس و مفهوم آن

بورس(Bourse) کلمه ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فرانسه "کیف پول " می باشد.

سهم
نشان دهنده مالکیت یک فرد (حقیقی یا حقوقی) در یک شرکت می باشد.

بازار اولیه

دارایی هایی که برای اولین بار توسط شرکت ها یا دولت عرضه می شونددر این بازار پذیره نویسی می شوند. در واقع پذیره نویسی سهام و افزایش سرمایه توسط شرکت ها فعالیت در بازار اولیه است.

بازار ثانویه

دارایی هایی که ابتدا در بازار اولیه مورد معامله قرار گرفته است در بازار ثانویه مورد معامله مجدد قرار می‌گیرد که این فعالیت عمدتاً در بورس اوراق بهادار صورت می‌گیرد.

نکته :توجه کنید که بازار بورس بازار ثانویه است ، یعنی در بورس اوراق بهادار شرکتی تاسیس  نمی‌شود و فقط سهام شرکت های پذیرفته شده(که قبلاً تاسیس شده اند) مورد معامله قرار می‌گیرند. به همین دلیل بازار بورس، بازار ثانویه است.

شرکت سهامی خاص

شرکتی است که سهام آن در اختیار عده محدودی است

شرکت سهامی عام

شرکتی است که خرید سهام آن برای عموم آزاد است. شرکت های حاضر در بورس باید حتماً سهامی عام باشند.

قیمت اسمی

قیمت اولیه سهم در بازار اولیه است که در حال حاضر در بورس تهران قیمت اسمی سهام 100  تومان می باشد. این قیمت فقط قیمت اسمی سهم می باشد، یعنی شرکت در روز نخست قیمت هر سهم خود را 100 تومان تعیین کرده است و  سهامداران این مبلغ را برای خرید هر سهم شرکت پرداخته اند.

سرمایه‌گذاری
سرمایه‌گذاری یعنی صرف نظر کردن از مصرف در زمان حال به امید مصرف بیشتر در آینده سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار به معنای خرید سهام معمولاً با دو دیدگاه انجام می‌شود. بهره‌بردن از افزایش قیمت آن و یا سرمایه‌گذاری برای بهره بردن از سود سالیانه سهم

دیدگاه‌های سرمایه‌گذاری

بر این اساس دیدگاه‌های سرمایه‌گذاری به 3 دسته تقسیم می شوند: کوتاه مدت، میان مدت، بلند‌مدت
معمولاً به سرمایه‌گذاری با دید 3 تا 4 ماه کوتاه‌مدت گفته می‌شود و به سرمایه‌گذاری با دید 3 ماهه الی یکسال میان‌مدت و به سرمایه‌گذاری با دید بیش از یکسال معمولاً بلند‌مدت گفته می‌شود.

پرتفوی
 عبارتست از سبد سهامی که برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری تهیه می‌شود.

کارگزار
بنگاه‌های معاملاتی هستند که خرید و فروش سهام توسط آنها صورت می‌گیرد. در این معاملات ، کارگزار وکیل تام‌الاختیار فروشنده و خریدار هستند.

سال مالی

عبارتست از یک سال که ابتدای آن شروع فعالیت مالی و انتهای آن پایان فعالیت مالی است . در پایان هر دوره مالی هیات مدیره موظف به ارائه گزارش عملکرد خود در دوره گذشته و طرح‌های آتی خود می‌باشند. سهامداران برای محاسبه سود و زیان یک شرکت دوره خاص را انتخاب می‌کنند که در پایان آن دوره هیات مدیره موظف به گزارش دادن عملکرد خود در آن دوره و طرح‌های خود در دوره آتی می‌باشد. این دوره هر زمانی بر اساس موافقت اکثر سهامداران می‌تواند باشد،ولی آنچه در کشور ما و در بورس ما مرسوم است یک سال کامل است که به آن سال مالی گفته می‌شود. در برخی از شرکت ها در سایر بورس‌های جهان دیده شده است که از فصل مالی و یا شش ماه مالی نیز استفاده شده است. ایام مالی طولانی تر باعث تعدیلات بیشتر در سود های اعلامی در ابتدای دوره توسط شرکت ها می‌شود. و هیچ تاثیر خاصی ( در بازار کارا ) بر روند قیمت شرکت ندارد.

بورس کالا

در اصطلاح علم اقتصاد، به بازارتشکل یافته ای که در آن کالا یا کالاهای معینی مورد معامله قرار می‌گیرند بورس کالا گفته می‌شود. کالاها در بازار بورس به شکل انبوه موجود نیستند تنها نمونه‌هایی از آن‌ها در این مراکز نگه داری می‌شود. بورس ها کالاهای استانداردی را پذیرش می گنند و اشخاص از طریق کارگزاران معاملاتی را انجام می دهند که می تواند بصورت نقدی یا مشتقات مبتنی بر کالا باشد.کالاها در انبارهای تحت نظارت بورس ها نگهداری می شود و بورس ناظر بر مبادلات ،تسویه و تحویل کالاهاست.عمده ترین بورس‌های کالا عبارت‌اند از گندم، جو، قهوه، کاکائو، آهن، مس، زغال سنگ ، نفت، پنبه، چرم. مواد شیمیایی و مواد خام و کالاهای واسطه‌ای نیز در بورس کالا مورد معامله قرار می‌گیرند.

شرکت سهامی

شرکت سهامی، در اصطلاح علم اقتصاد، شرکتی است که برای انجام امور تجاری تشکیل می‌شود و سرمایه آن متشکل از سهام هم‌ارزش است. سهام این گونه شرکت‌ها معمولاً در بازار بورس به فروش می‌رسد و افراد با خرید سهام در سود و زیان شرکت سهیم می‌شوند. صاحبان سهام به اندازهٔ مبلغی که سهم خریده‌اند، در قبال شرکت مسؤولیت دارند. کسانی که دارای سهام و سرمایهٔ بیشتر هستند، مسؤولیت بیش تری خواهند پذیرفت. شرکتی که خواستار پذیرش در بورس است و شرایط لازم را نیز دارد می‌تواند تقاضای پذیرش خود را به همراه مدرک مورد نیاز به دبیرخانهٔ هیئت پذیرش اوراق بهادار ارائه کند. هیئت پذیرش پس از بررسی وضعیت مالی شرکت، نسبت به پذیرش یا ردّ تقاضای آن اقدام خواهد کرد. شرکت‌هایی که سهامشان در بورس پذیرفته شود، از مزایا و معافیت‌های مالیاتی برخوردارند. شرکت‌های سهامی به دو نوع سهامی خاص و سهامی عام تقسیم می‌شوند.

شرکت کارگزاری بورس

«کارگزاری‌ها، بنگاه‌های معاملاتی هستند که خرید و فروش سهام توسط آنان صورت می‌گیرد.» کارگزاری‌ها در این خرید و فروش‌ها، به نمایندگی از خریداران یا فروشندگان سهام، معامله انجام می‌دهند و در ازای آن حق‌العمل یا حق کارگزاری دریافت می‌کنند (معادل 55/0% ارزش معامله برای خرید و 05/1% ارزش معامله برای فروش). خرید و فروش در بورس اوراق بهادار، تحت ضوابط خاصی صورت می‌گیرد. تأسیس شرکت کارگزاری یا اشتغال در آن‌ها، مستلزم پذیرفته شدن در آزمون‌های کارگزاری است. کارگزاری‌ها علاوه بر خرید و فروش سهام به نمایندگی از سهامداران می‌توانند وظایف دیگری مانند آموزش سهامداران، مشاوره سرمایه‌گذاری و بازارگردانی را نیز بر عهده بگیرند.

بورس چیست و انواع بورس و مفهوم اوراق بهادار

 اوراق بهادار دو نوع مختلف هستند:

این اوراق ، اسنادی هستند که دلالت دارند بر پرداخت مبلغ ثبت شده روی آنها (مبلغ اسمی اولیه ) توسط منتشر کننده آن در آینده - براساس قرارداد - به دارنده آن اوراق به این صورت ، یک ورقه بصورت ثبتی و قانونی توسط دولت (یا هر موسسه دیگر) منتشر می شود که روی آن مبلغ اسمی و اولیه مشخص شده است . مدت معینی هم برای این اوراق در نظر می باشد مثلا اوراق قرضه یکساله ،سه ساله ، پنج ساله و... ضمنا برای این اوراق یک سود ثابتی در نظر می گیرند که در سررسیدهای مشخص ، دارنده این اوراق می توانند مثلا به موسسات دولتی منتشر کننده مراجعه کرده و آن را دریافت کنند. این سود ثابت را دولت ، بخاطر جلب خریداران می پردازد. از طرفی دیگر، اقتصاددان ها می گویند چون پولهای پرداخت شده توسط مردم به دولت در قبال اخذ اوراق مذکور، حداقل در معرض خطر تورم هستند، شایداین سود ثابت ، یک نوع تضمین ارزش واقعی پول باشد.

اوراق قرضه :

بیشترین این اوراق (و در بسیاری از کشورها تمام آنها را) دولت ها منتشر می کنند. اصولا برای کنترل پول و نقدینگی جامعه در اقتصاد عنوان می شود که خرید و فروش اوراق قرضه قوی ترین و مطمئن ترین وسیله ای است که دولت ها می تواننداز آن بهره جویند. به این صورت که وقتی پول ، داخل جامعه زیاد است و از حد لازم و معقول اقتصادی بالاتر است و مثلا خطر تورم را بدنبال دارد. سیاست اقتصادی صحیح این است که پولهای مازاد داخل جامعه ، بصورتی کاهش یابند، لذا دولتها، اوراق قرضه منتشر می کنند و پولهای داخل جامعه را جذب می کنند. و برعکس ، گاهی پول داخل جامعه کمتراز حد مورد نیاز و مطلوب است و احتمال رکود و کسادی در اقتصاد وجود دارد. لذا نیاز به تزریق پول جدید به جامعه می باشد، دراین صورت ، دولت می تواند اوراق قرضه را خریداری کند و در مقابل آنها به مردم پول بدهد. روشن است که دولت قیمتی را برای اوراق اعلام می کند که دارنده اوراق حاضر به فروش آن باشد ( مثلا قیمتی بیشتراز قیمت اسمی اولیه ).

در ضمن ، سایر منافع عقلایی که برای اوراق بهادار بطور کلی ذکر می شود، در اوراق قرضه وجود دارد منتها در مورد کنترل حجم پول داخل جامعه قدرت اوراق قرضه نسبت به اوراق نسبت به اوراق سهام ، کاملا برتر و بالاتر است . و اصولا ازاین اوراق (و نه از اوراق سهام ) بطورانحصاری ، برای کنترل حجم پول استفاده می شود.

اوراق سهام :

این اوراق ،اسنادی هستند که نشان دهنده مالکیت صاحبان و دارندگان آنها در موسسه و شرکت منتشر کننده آن می باشد. به این معنا که اگر شخصی (حقیقی یا حقوقی ) دارای مثلا یک میلیون سهم از فلان موسسه باشد، یعنی به اندازه یک میلیون ، مالک کل تشکیلات موسسه می باشد. لذا هر چند خود ورقه سهم مالیت واقعی ندارد (مثل اوراق قرضه)اما دلالت بر مالی و متکی بر نوعی ملک می باشد (برخلاف اوراق قرضه).

از طرف دیگر، بر خلاف اوراق قرضه ، سود ثابتی به دارندگان سهام تعلق نمی گیرد، بلکه براساس فعالیت شرکت یا موسسه مورد نظر اگر سودی حاصل شود بر مبنای تعداد و نوع سهام بین صاحبان آنها توضیح می شود.
معمولا بین اوراق بهادار، حجم کل سهام از حجم اوراق قرضه بیشتر است بر خلاف اوراق قرضه که یکی ازاهداف محوری انتشار آن ، کنترل حجم پول و نقدینگی می باشد. هدف اولیه در انتشار سهام ، جمع آوری سرمایه برای راه اندازی موسسات مختلف اقتصادی (تولیدی ، خدماتی ، بازرگانی و ...) است . هر دو نوع از اوراق بهادار (سهام و قرضه ) اهداف مشترک عقلایی را دارا هستند.

نقش اوراق بهادار در اقتصاد:

حال که اجمالا مفهوم اوراق بهادار و اهداف اولیه انتشار آنها روشن شد، به چهره دیگر این اوراق یعنی اهمیت این اوراق و مکانیسم حرکت آنها، مختصر اشاره می کنیم .

علاوه بر نقش تئوریک اوراق بهادار که اجمالا بر شمرده شده و در راستای مبانی عقلایی که در ارتباط با آنها ذکر گردید، در عمل هم جایگاه بالایی دراقتصاد جهان مختص به فعالیت های بورس اوراق بهادار می باشد. به گونه ای که در متون اقتصادی ،این اوراق را حاکم بر فعالیت های اقتصادی دانسته اند.

وقتی حجم این نوع معاملات را در کشورهای جهان بخصوص در کشورهای پیشرفته ملاحظه می کنیم ، به تاکیدات ذکر شده فوق بیشتر پی می بریم . چون از طرفی ، تقریبا تمامی کشورها حداقل برای کنترل حجم پول از نوعی ازاین اوراق بهادار ( اوراق قرضه ) الزاما استفاده می کنند. البته کشورهای پیشرفته ، از نظراقتصادی ، سهم بیشتری ازاین اوراق را ( از هر دو نوع آن ) در معاملات خود دارند اما در کشورهای جهان سوم و غیر پیشرفته هم ،این اوراق ،اهمیت خاص خود را دارا هستند. بعنوان مثال ، کشوری کوچک مانند کویت که از طرفی دارای یک اقتصاد تقریبا محدود و وابسته می باشد و از طرف دیگر بخاطر جمعیت کم و محدوده کوچک و از طرفی درآمد زیاد، اصولا مشکل کنترل پول و کسر بودجه و امثال آن نبایستی داشته باشدولی اوراق قرضه منتشر می کند . وقتی کشوری بااین اوصاف و با داشتن درآمد کلان حاصل از دلارهای نفتی ، نیاز به انتشار این اوراق دراین سطح دارد، مساله در مورد کشورهای بزرگ تر و کم درآمدتر جهان سوم و بطریق اولی کشورهای پیشرفته غرب روشن خواهد بود.

اصولا تمامی شرکت های مختلف دولتی و خصوصی که فعالیت های تولیدی ، خدماتی و تجارتی دارند، ضمن این که سرمایه اولیه و راه اندازی آنها براساس اوراق می باشد، بطور فعال در صحنه معاملات بورس اوراق بهادار حضور دارند. غالب طرحها و پروژه های جدید کشاورزی و صنعتی و امثال آنها، توسط انتشار و خرید و فروش این اوراق ، تامین مالی می شوند. اهمیت موضوع بگونه ای است که در بعضی از کشورها مثل آمریکا و کشورهای اروپایی ، وقتی بازار اوراق در حال رونق است اقتصاد در حال رونق است و اگر بازار اوراق تزلزلی داشته باشد، در کل اقتصاد منعکس می گردد. بعبارت دیگر، اوضاع سهام در آنجا نوعی شاخص وضعیت اقتصادی است . بهمین خاطراست که بحران بورس در 1929 آنقدر موثر است که سقوط بزرگ یا بحران کبیر قرن بیستم eateesion the g dep نام گرفت و پس از آن بیکاری و رکود و سایر معضلات اقتصادی ، چنان صحنه را بر اقتصاد سرمایه داری تنگ و تاریک کرد که حتی زمزمه سقوط این تفکر اقتصادی ، طنین افکند. مثال ملموس تر اکتبر 1987 بود که هنوز هم در تجزیه و تحلیل های مختلف نشریات اقتصادی ، کنفرانسها و سمینارهای و حتی محافل درسی غرب می باشد. بعبارت دیگر، این اوراق بهادار از لوازمات حرکت اقتصادی کشورها و ابزار قدرتمند کنترل و سرمایه گذاری آنها شده اند. علاوه بر این ، تسهیل امور اقتصادی توسط انتشار و خرید و فروش این اوراق ،از دیگر زمینه هایی است که ضرورت توجه خاص به آنها را اثبات می کند. بعنوان مثال ، با چه وسیله ای به این راحتی غیر از اوراق بهادار می شود سرمایه های کوچک و راکد را جمع آوری و متشکل ساخت؟ و یا چگونه بدون انتشاراین اوراق می شود به این سهولت ، حجم پول داخل جامعه را کم و یا زیاد کرد؟ ابزارهای دیگری که بعضا بعنوان آلترناتیو اوراق ذکر می شوند علاوه براین که کارآیی آنها را ندارند، از سهولت خاص آنان نیز برخوردار نمی باشند

عوامل تحکیم اوراق بهادار:

همانطور که ذکر شد، سهام و اوراق قرضه ، فی نفسه مالیت حقیقی ندارند، لذا ستونهای نگهدارنده آنها عوامل خارج از خودشان می باشد. یعنی همان عواملی که به آنها اعتبار داده اند نگهدارنده و تثبیت گر آنها هستند و در نتیجه رونق اوراق و کسادی آنها نیز، بستگی به تحکیم و همان عوامل خارجی و یا عدم استحکام آن عوامل دارد. نمونه هایی از عوامل عمده که در قوت و ضعف اوراق بهادار موثر هستند عبارتند از:

1. ثبات عمومی حاکمیت یک کشور:

این موضوع ،از عوامل ریشه ای موثر درایجاد تغییرات کلی در اوضاع عمومی اوراق بهادار می باشد. وقتی حاکمیت جامعه ، یک روند متعادل ، متحرک و بادوام داشته باشد، اعتماد و اطمینان عمومی به فعالیتهای مختلف آن (بخصوص در زمینه اقتصادی ) بیشتر می شود. دراین صورت ، انتظارات مردم نسبت به آینده ، روند مثبت و معقولی دارد. این موضوع ، خود عامل اصلی درایجاد و تداوم ثبات دراقتصاد بطور کلی ، و دراوضاع اوراق بهادار، بطور خاص می باشد. چون ارزش واقعی و اعتبار اوراق را، انتظارات شکل گرفته خریداران و تقاضا کنندگان آن اوراق معین می کند. دراقتصاد می گویند: [ اوراق بهادار (و سایراموال مشابه) وقتی ارزش دارند که مردم فکر کنند ارزش دارند و اگر مردم نسبت به آنها بی اعتماد شوند از ارزش می افتتد قابل ذکر است که نقش انتظارات مردمی ، آنقدر در امور اقتصادی موثر است که هم اکنون در سطح اقتصاد جهانی تئوریهای مورد بحث دراین رابطه و تحت عنوان [ تئوری انتظارات عقلایی] مورد نظر و توجه اقتصاددانان بوده و بعنوان یک متغیر پویای اقتصادی از زوایای مختلف ، مورد تحلیل قرار می گیرد. به هر حال ، دوام و ثبات کل حاکمیت ، باعث رونق و تعادل در بازار اوراق بهادار و بر عکس بی ثباتی عمومی جامعه و سیاسی ،اقتصادی و ... عامل تزلزل و نوسان دراوضاع اوراق بهادار می باشد.

2. ثبات اقتصادی :

ثبات اقتصادی، شرائطی است که اولا تولیدات جامعه در یک روند مطلوب باشد، ثانیا سطح اشتغال جامعه وضع طبیعی (و بدون بیکاری) داشته باشد. ثالثا حرکت قیمت های عمومی جامعه در راستایی سالم (بدون تورم ) قرار داشته باشد. ثبات اقتصادی (به مفهوم فوق ) و یا بی ثباتی اقتصادی بطور مستقل، عامل دیگری در تعیین تغییرات بازار اوراق بهادار می باشد. قابل ذکر است که ممکن است ثبات سیاسی در جامعه باشد، ولی ثبات اقتصادی همسوی آن وجود نداشته باشد، این عدم ثبات ، مستقلا اثرات منفی بر اوضاع اوراق بهادار خواهد داشت .

3. قدرت مالی دولت :

هر قدر قدرت مالی دولتی که اوراق را منتشر کرده بیشتر باشد، رونق و ثبات اوراق بهادار بیشتراست و برعکس ،اگر دولت در یک کشور، از ضعف قدرت مالی برخوردار باشد و مثلا کسری بودجه داشته باشد و روند کسری بودجه افزایشی باشد، ارزش و اعتبار اوراق ، رو به سقوط و نوسان خواهد بود. اصولا قدرت سیاسی دولت در امور اقتصادی (حد دخالت دولت در اقتصاد) عامل کاملا تعیین کننده می باشد.

4. وضع تراز پرداخت های خارجی :

کشوری که تراز پرداخت هایش دارای ثبات بوده ، روند مثبتی دارا باشد، پشتوانه قدرتمندی برای بازار اوراق بهادارایجاد نموده و بر عکس ، تزلزل تراز پرداخت ها و روند منفی آن ، عامل عدم موفقیت بازاراوراق بهادار می باشد.
5. قدرت پول داخلی :

قدرت پولی که سهام و اوراق قرضه براساس آن مبادله می شوند، در تغییرارزش آنها موثراست . یک پول قدرتمند، اثرات مثبت روی قیمت اوراق بهادار می گذارد و بر عکس ، پول ضعیف (با فرض ثابت بودن سایر عوامل ) اثرات منفی خواهد داشت .

6. عملکرد سیستم بانکی کشور:

سیستم بانکی در هر کشور، با داشتن ابزار جذب سرمایه های پولی ، در واقع نوعی رقیب برای اوراق بهادار بحساب می آید. به این صورت که مردم ، پولهای خود را براساس منافع نسبی در زمینه های مختلف بکار می برند. مثلا اگر پولهای خود را در سهام ، سرمایه گذاری کنند از سود سهام برخوردار خواهندبود و اگر دراوراق قرضه سرمایه گذاری کنند از سود ثابت سالیانه بهره مند می شوند و اگر در بانک ها و بصورت سپرده قرار دهند از سود سپرده برخوردار خواهند شد.
حال اگر نرخ بازدهی سود سهام و یا اوراق قرضه ، کمتر از نرخ بهره بانک ها باشد، مایل خواهند شد که پولهای خود را به سیستم بانکی بدهند و برعکس ،اگر سود حاصل از اوراق بهادار بیشتر باشد، در اوراق ، سرمایه گذاری خواهند کرد. خلاصه سیاست های بانکی ، اگر یک مسیر و حرکت مداوم و طبیعی داشته باشند تا یک روند بی ثباتی ،اثرات مخصوص خود را روی بازاراوراق بهادار خواهند گذاشت .

شناخت سرمایه گذاری

سرمایه گذاری تعاریف متفاوتی را در خود جای داده است و درمعنای اقتصادی آن عبارت است از مخارجی که صرف افزایش یا حفظ ذخیره سرمایه می‌گردد. اما مفهوم فراگیر آن در بازار اوراق بهادار به صورت زیر آمده است:

  «سرمایه‌گذاری تصمیمی است که بر اساس آن سرمایه‌گذار مصرف کنونی خود را در ازای بدست آوردن مصرف بیشتر در آینده به تاخیر می اندازد.»

هدف فردی که در  بازار اوراق بهادار  شرکت می کند مشخص است. او برای بدست آوردن سود و کسب منافع بیشتر در این بازار گام می‌نهد. هنگامی که سرمایه‌گذار یک ورقه بهادار را خریداری می‌کند سرمایه گذاری صورت پذیرفته است، اما خرید یک خانه به قصد زندگی سرمایه گذاری محسوب نمی‌شود. در حقیقت شخص سرمایه‌گذار به امید بدست آوردن ارزشی در زمان آینده از ارزش‌های کنونی صرفنظر می نماید. اگر عوامل ترغیب کننده برای سرمایه گذاری وجود نداشته باشد، افراد به طور معمول مصرف کنونی را به مصرف آینده ترجیح می‌دهند. بنابراین فرد سرمایه‌گذار باید از سرمایه‌گذاری کنونی خود انتظار بدست آوردن بازده مثبت داشته باشد و بهره‌مندی از ثروت و فرصت‌های مصرف در آینده ترغیب کننده وی خواهد بود.

سرمایه‌گذاری به صورتهای دیگری نیز تعریف شده است:

- سرمایه‌گذاری خرید اقلام دارایی و یا اوراق بهاداری است که میزان بازده و ریسک مورد انتظار آن دارای تناسب باشد.

- سرمایه‌گذاری خرید اقلام دارایی و یا اوراق بهاداری است که با گذشت زمان منجر به ایجاد درآمد و افزایش ارزش برای سرمایه‌گذار خواهد شد. 

سرمایه‌گذاری در مسکن و زمین یک‌سرمایه‌گذاری واقعی نامیده‌ می‌شود. هدف این نوع سرمایه‌گذاری تولید کالا و خدمات با هدف بیشینه کردن ثروت است. در واقع در دوران تورم، افراد برای ایجاد درآمد و گریز از کاهش ارزش پول اقدام به خرید کالاهای بادوام و دارایی‌های واقعی می‌کنند. این نوع سرمایه‌گذاری هیچ نوع درآمد جاری و منظمی برای سرمایه‌گذار در پی نخواهد داشت.

فرآیند سرمایه‌گذاری

بیشتر از آنچه در مورد تجزیه و تحلیل سهام باید به آن توجه شود، فرآیند سرمایه‌گذاری خواهد بود. یک سرمایه‌گذار باید به مراحل کلی سرمایه‌گذاری بیاندیشد که در زیر خلاصه‌ای از آن آمده است:

آ. مشخص کردن هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند‌مدت

ب. تعیین میزان ریسک و بازده مورد انتظار

پ. شناسایی و محاسبه ریسک و بازده اوراق بهادار

ت. مشخص کردن سبد بهینه از اوراق بهادار یا دارایی

ث. اندازه‌گیری عملکرد حاصل از سرمایه‌گذاری

ج. شناخت ساختار بازار سرمایه

ح. یادگیری و شناخت قوانین دادوستد در بازار اوراق بهادار

   پس از برآورد میزان ریسک و بازده، سرمایه‌گذار باید نقدینگی لازم جهت خرید سهام را فراهم نماید. کارشناسان و مدیران پرتفوی پیشنهاد می‌کنند که موجودی نقدی بابت خرید سهام بهتر است که از پس‌انداز، مازاد ثروت و یا ارث تامین شود و تاکید می‌کنند از تامین مالی به شکل قرض  یا وام پرهیز نمایند. چرا که در برخی موارد دیده می‌شود که افرادی با فروش اقلام ضروری مورد نیاز  اقدام به سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

  دوره سرمایه‌گذاری

  سرمایه‌گذار باید مشخص کند که برای چه دوره زمانی سرمایه‌گذاری خواهد کرد. به بیان دیگر خرید سهام برای چه دوره‌ زمانی صورت می‌گیرد که البته به انتظارات شخص سرمایه‌گذار بستگی دارد. در واقع نگرش افراد برای در نظر گرفتن دوره سرمایه‌‌گذاری متفاوت است. برخی از صاحبنظران دوره سه ساله سرمایه‌گذاری را به عنوان بهترین زمان جهت سرمایه‌گذاری می‌پندارند.

نکته مهم آن است که سرمایه‌گذاری با مفهوم سفته‌بازی متفاوت است. چرا که این دو از لحاظ نرخ بازده مورد انتظار و میزان ریسک و دوره سرمایه‌گذاری در یک سطح نمی‌گنجند. هدف سفته بازی افزایش ارزش دارایی برای یک دوره کوتاه‌مدت است و در مجموع گرفتن سود ناشی از افزایش قیمت سهم. شخص سفته باز به گرفتن بهره و سود سهام بی‌توجه است و بنابراین کسانی که برای یک دوره زمانی کوتاه مدت سرمایه‌گذاری می‌کنند، سفته باز ((Speculator نامیده می‌شوند.

روش‌های سرمایه‌گذاری

سه شیوه کلی که سرمایه‌گذاری بر اساس آنها صورت می پذیرد به طور خلاصه در زیر بررسی شده است.

آ. روش  بنیادی

یک سرمایه‌گذار باید پیش از خرید سهام اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور، وضع صنعت مورد نظر و وضعیت شرکت را بررسی و تجزیه و تحلیل نماید. سرمایه‌گذار بر اساس این روش تا زمانی که سهام بازدهی بالایی دارند و ارزش واقعی کمتر از قیمت سهم می‌باشد، سهم را در سبد خود نگهداری می‌کند. پژوهش‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که استفاده از بررسی بنیادی بهترین نتیجه را برای سرمایه‌گذار به همراه داشته است. از این رو سرمایه‌گذاران سهام مطلوب خود را شناسایی کرده و برای دوره سرمایه‌گذاری بلند‌‌مدت نگه می‌دارند. احتمال این که دوره نگهداری سهم طولانی شود نیز نسبتا زیاد است.

ب. استفاده از تئوری مدرن پورتفولیو (MPT)

فروضی در این روش سرمایه‌گذاری گنجانده شده است که بازار کارا و انتشار اطلاعات به صورت یکپارچه و در دسترس همگان از جمله این فروض می‌باشد. با توجه به کارایی بازار و تغییر لحظه‌ای قیمت سهم نسبت به اطلاعات موجود پیش‌بینی آینده قیمت سهم تقریبا بسیار مشکل می‌نماید. از این رو سرمایه‌گذار با انتخاب اوراق بهادار گوناگون سعی دارد تا بازده خود را با متوسط بازده بازار برابر و متناسب نماید. شخص سرمایه‌گذار با این روش می‌کوشد تا مجموعه‌ای متنوع و پرگونه از سهام را خریداری نماید و چون قادر به پیش‌بینی آینده نیست از استراتژی خرید و نگهداری بهره می‌جوید.

ج. روش تکنیکی

   این نوع سرمایه‌گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت و حجم سهام در گذشته  و تعیین قیمت و روند آینده سهم صورت می‌پذیرد. تغییرات قیمت سهم با استفاده از پیشینه تاریخی و نمودار توسط تحلیل‌گر تکنیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. این روش بیشتر مورد استفاده سفته‌بازان قرار می گیرد و بدین صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند. در واقع سرمایه‌گذاران با دیدگاه کوتاه‌مدت از این روش بهره می‌جویند. روش تحلیل تکنیکی موضوع اصلی کتاب است و پس از این به صورت کامل به آن پرداخته می شود.

مفهوم ریسک سرمایه‌گذاری

با توجه به رابطه‌های ریاضی  بازده در می‌یابیم که ریسک هر سهم به واسطه تغییرات قیمت و سود تقسیمی آن سهم معلوم می‌گردد. عوامل تاثیر‌گذار بر ریسک باعث تغییر قیمت سهم در بازار می‌شوند که این عوامل از ریسک بازار، ریسک تجاری، ریسک نرخ بهره، ریسک تورم  و ریسک قدرت خرید پول تشکیل می‌شوند. تمامی تصمیمات سرمایه‌گذاری افراد بر مبنای میزان ریسک و بازده انجام می‌شود. بدیهی است که هدف اصلی سرمایه‌گذاری کسب بازدهی بالا در سرمایه‌گذاری است. وضعیت نامطمئن آینده بازار سهام موجب می‌شود که برای یک دوره زمانی کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاری نکنیم و بدین صورت اجباری به فروش سهام در مواقع کاهش شدید قیمت نخواهیم بود.

بنابراین شخص سرمایه‌گذار در عین آمادگی برای پذیرش نامطلوب‌ترین شرایط بر این باور است که افت و خیزهای کوتاه‌مدت بر سرمایه‌گذاری وی تاثیر‌گذار نخواهد بود. شخص سرمایه‌گذار بهتر است به این اصل مهم توجه کند که ریسک سرمایه‌گذاری باید متناسب با بازدهی باشد. موجودی نقد در بانک به شدت در معرض ریسک ناشی از تورم خواهد بود. اگر ریسک تورم مهم باشد سرمایه‌ها از حساب‌های پس‌انداز و اوراق قرضه به سمت اوراق بهادار خواهد رفت.