ارزشیابی تحصیلی چالشی بزرگ در آموزش ابتدایی

مقدمه :

در طول تاریخ ، هرگاه آموزش بوده است ؛ ارزشیابی از مواد آموزشی نیز وجود داشته است. این دو واژه همیشه در کنار هم و مکمل یکدیگر بوده اند. اما هرچقدر که نوع آموزش دچار دگرگونی شد، به تناسب آن ، نوع ارزشیابی نیز دستخوش تغییر و تحولات گردید. سیستم آموزش ایران نیز از این قاعده جدا نبوده و به فراخور تغییر نظام آموزش، نوع ارزشیابی را تغییر داده است. در همین راستا وزارت آموزش و پرورش در سال 82 تصمیم به تغییر ارزشیابی از کمی به توصیفی نمود. در طرحی که


سیستم نمره دهی جای خود را به نگاره های توصیفی و ارائه بارخوردهای هدف مند نمود.

ارزشیابی توصیفی از آیین نامه تا اجرا :

چنانچه در آیین نامه ارزشیابی کیفی و توصیفی آمده است ؛ یک از اهداف از استقرار ارزشیابی توصیفی اصلاح، بهبود و  ارتقای فرایند یاددهی – یادگیر می باشد. از دیگر اهداف این نظام ارزشیابی می توان به شناسایی و پرورش استعدادها، توجه به رشد متعادل ف آگاه ساختن دانش آموزان و اولیا از فرایند پیشرفت تحصیلی و تولید اطلاعات برای ارزیابی، اصلاح و تقویت برنامه های آموزشی و تربیتی اشاره نمود. در این آیین نامه ذکر شده است که لازم است آموزگار با استفاده از ابزارهای مختلف ارزشیابی ( مانند: چک لیست ، پوشه کار ، آزمون مداد کاغذی و عملکردی ، سیاهه رفتار و ... ) در سه نوبت اقدام به ارائه کارنامه نتایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی – تربیتی دانش آموزان نماید. این سه نوبت مربوط به دی ماه ، خردادماه و ماه شهریور می شود. علاوه بر این سه نوبت، لازم است مدیر آموزشگاه در طول هر نوبت، حداقل دو بار اولیای دانش آموزان را در جریان روند پیشرفت دانش آموزان قرار دهد.

همانطور که بیان شد یکی از اهداف این نظام ارزشیابی اصلاح، بهبود و ارتقای فرایند یاددهی – یادگیر می باشد. هدفی را که می توان پاشه آشیل این نظام ارزشیابی قلمداد کرد. برای تحقق این هدف نظام « ارائه بازخورد » پیش بینی شده است. در این نظام ، آموزگار باید ضمن مشخص کردن نقاط ضعف و قوت دانش آموزان راههای از برطرف کردن ضعف و تقویت نقاط مثبت را به صورت شفاهی و کتبی به دانش آموزان ارائه نماید. این در حالی است که بسیاری از آموزگاران در ارائه بازخورد از جملاتی استفاده می کنند که هیچ نشانی از مشخص کردن توانایی ها و کاستی ها و ارائه راهکار مناسب در آن دیده نمی شود. به مثال های زیر توجه کنید:

عزیزم! بیشتر دقت کن! ، تو با تلاش بیشتر حتما موفق می شوی. سبد سبد ستاره، مشق تو حرف نداره!

چنانچه تاکید شد ارائه چنین بازخوردهایی نه تنها کمی به دانش آموز در شناخت ضعف ها و قوت های خود نمی کند، آموزگار را نیز در سنجش و قضاوت نهایی راهنمایی نخواهد کرد. علاوه بر این، دانش آموزان را به سایر سطوح اهداف ارزشیابی کیفی و تصیفی هدایتگر نخواهد بود. در کنار ضعف در ارائه بازخورد ، مشکلات متعدد دیگری نیز وجود دارد که سبب شده است این نظام ارزشیابی به درستی اجرا نشود :

تحول شتاب زده و عدم ایجاد آمادگی قبلی :

در پی تغییر شتاب زده نظام آموزشی و به طبع آن تغییر سیستم ارزشیابی از کمی به توصیفی ، آموزش های لازم به آموزگاران داده نشد. تدبیر حکم می کند چندسال قبل از آنکه نظام ارزشیابی تغییر کند، آموزگاران را با دلایل این تغییر و همچنین شیوه های تحقق اهداف ارزشیابی جدید آشنا نمود. توجیه مناسب آموزگاران، توجیه دانش آموزان و اولیای آنان را در پی خواهد داشت و این فهم مشترک می تواند؛ مسیر را برای تحقق و به ثمر نشادن اهداف ارزشیابی توصیفی هموار نماید.

شلوغی کلاس درس :

شاید تمام آموزگاران بر این عقیده باشند که اگر تعداد دانش آموزان کلاس را به استاندارد جهانی ( 15 تا 20 دانش آموز ) برسانیم، مهمترین چالش پیش روی نظام ارزشیابی را برطرف کرده ایم. به دور از منطق است که از آموزگاری که کلاس 30-35 نفره دارد انتظار داشته باشیم برای تمام دانش آموزان خود بتواند بازخورد صحیح ارائه نماید. دانش آموزانی که هر کدام دارای شرایط خاص و منحصر به فرد هستند. و نقاط ضعفی که گاها برای اصلاح یک مورد ماه ها زمان و مداومت نیاز دارد.

حجم زیاد مطالب آموزشی :

در بیشتر کشورهای صاحب نظام آموزشی توسعه یافته، وزارت آموزش و پرورش اقدام به تبیین اهداف کلی آموزشی و راههای تحقق آن می کند. در این کشورها سرفصل های آموزشی تدوین می گردد و از معلمان خواسته می شود برای تحقق این سرفصل ها منابع مختلف و مناسب آماده کنند. اما در کشور ما این مورد اتفاق نمی افتد و وزارت آموزش و پرورش شخص اقدام به تدوین اهداف آموزشی ، تالیف کتب درسی و همچنین برنامه های متعدد آموزشی و پرورشی می نماید. در این بین معلم و مدرسه صرفا مجری آموزشی بوده و کمترین دخل و تصرفی را در نظام تعلیم تربیت دارند. این درحالیست که معلم و مدرسه باید در مرکز این چرخه ( از تولید تا اجرا ) قرار داشته باشند.

دانش آموزان سر درگم:

هر آموزگاری که بر اساس ارزشیابی توصیفی اقدام به برگزاری آزمون و سنجش از دانش آموزان کرده است؛ ده ها بار این قبیل سوالات را از دانش آموزان شنیده است که : ما چند شدیم؟ عبارت خیلی خوب یعنی 20 یا 17؟ این سوالات نشانگر آن است که نه ارزشیابی توصیفی در کلاس خوب اجرا شده و نه دانش آموزان و اولیای آنها با آن آشنایی دقیق دارند. این سردرگمی از آنجا شدت می گیرد که آموزگار بازخوردهای صحیح لازم را رائه نمی دهد. چه بسا که ذهن دانش آموز به دلیل مقتضیات سنی نیز پذیرای درک و قبول کامل بازخوردهای توصیفی آموزگار نباشد.اگر این سردرگمی پایان نپذیرد ؛ در بسیاری از دانش آموزان مشکلاتی نظیر کاهش انگیزه و افت تحصیلی را به دنبال خواهد داشت.

 

تمام چالش هایی که به آنها پرداخته شد در کنار دهها مورد دیگر باعث شده است در تغییر نظام ارزشیابی صرفا شاهد تغییر نمره و عدد به نگاره هایی نظیر خیلی خوب، خوب و نیازمند به تلاش بیشتر باشیم و از اهداف و روح این نظام ارزشیابی قافل شویم.

 نویسنده : محمدرضا صفا / کارشناس آموزش و پرورش ابتدایی